یادگیری 4000 واژه ضروری زبان انگلیسی

یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی تضمینی

مرحله ششم یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

از مهم ترین مهارت ها در آموزش زبان انگلیسی یادگیری لغات زبان انگلیسی است که بهترین مجموعه، یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی است. زبان انگلیسی شامل تعداد زیادی کلمه است. برای یادگیری زبان انگلیسی نیاز نیست تا تمامی کلمات و معنی آن ها را بدانید. برای شروع یکی از بهترین مجموعه ها آموزش های ویدیویی ۴۰۰۰ لغت ضروری زبان انگلیسی می باشد. این مجموعه از ۶ بخش تشکیل شده است. از سطح مقدماتی آموزش لغات زبان را شروع کرده و تا سطح پیشرفته ادامه می دهد.

نحوه یادگیری کلمات به اینگونه است که ایتدا تصویری از لغات نمایش داده می شود. سپس تلفظ کلمات را یادمیگیرید. در مرحله بعد معنی آن کلمه به صورت انگلیسی بیان می شود. و در ادامه مثالی از آن کلمه را  در جمله خواهید دید. در آخر نیز تمامی کلمه های موجود درآن بخش به صورت یک داستان آموزش داده می شوند. با این روش تمامی کلمات مهم زبان در ذهن شما باقی خواهند ماند.

نحوه یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

درحال بارگذاری...

برای نمونه یکی از قسمت های یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری قرار داده شده است. مجموعه یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری در شش بخش قرار دارد. هربخش شامل ۳۰ قسمت است. که هرقسمت ۲۰ کلمه را در خود دارد. هر ویدیو از یادگیری های ویدیویی ۴۰۰۰ واژه ضروری درواقع ۲۰ واژه را به شما یاد می دهد. این ۴۰۰۰ واژه ضروری به صورت تصادفی انتخاب نشده اند. با بررسی تعداد زیادی ویدیو، کتاب، مجله، مکالمه این کلمات انتخاب شده اند. درواقع شما با یادگیری این ۴۰۰۰ واژه ضروری قدم اصلی را در یادگیری زبان انگلیسی برداشته اید. پس از اتمام این مجموعه بسیاری از جملات زبان انگلیسی را به خوبی درک خواهید کرد. مجموعه یادگیری های ویدیویی ۴۰۰۰ واژه ضروری به صورت ویدیویی در اختیار شما قرار دارد.

 

این بخش شامل ۳۰ قسمت است. در ادامه کلمات موجود در هر قسمت را بررسی میکنیم. برای مشاهده یادگیری های ویدیویی ۴۰۰۰ واژه ضروری روی لینک روبرو کلیک کنید. http://faragiri.com/downloads/21-4000-essential-english-words-6

قسمت اول از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

alleviate. astrology. differentiate. disrupt. equation. err. erroneous. frantic. hull. inadvertent. improvise. latitude. mariner. multitude. nuisance. permanence. revolve. soothe. stranded. volatile.

کم کردن . طالع‌بینی . فرق گذاشتن . مختل کردن . معادله . غلط کردن . نادرست نادرست . دیوانه‌وار . بدنه کشتی . سهوا . صحنه‌سازی کردن . عرض جغرافیایی . دریانورد . جمعیت انبوه . مایه رنجش . دوام . گردیدن . آرام کردن. گیر افتاده . ناپایدار .

قسمت دوم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

arduous. attain. coexist. conceive. dubious. ego. elastic. endeavor. engrave. excavate. jagged. locale. mold. outright. periphery. plaster. shovel. skeletal. terrestrial. vicious.

دشوار . به دست آوردن . هم‌زیستی کردن. آبستن شدن . بی شک . نفس نفس . قابل ارتجاع . کوشش و کوشش . engrave کردن . حفاری کردن . مضرس کردن. منطقه . کپک قارچی. رک و پوست‌کنده . دور خارج . گچ . بیلچه . اسکلتی . زمینی . شریرانه .

قسمت سوم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

absurd. anemia. aristocracy. aristocrat. attire. craze. enlarge. excess. feminine. hallmark. pad. predominant. reputable. rouge. signify. strap. tangle. vanity. vie. vulgar.

بی‌معنی . کم‌خونی . طبقه اشرافی . اشراف‌زاده . لباس پوشیدن . دیوانگی کردن. بسط . زیاده از حد . زنانه . انگ . پد . برتری خاص . قابل شهرت . رژ گونه. اهمیت دادن . تسمه چرمی. درهم گیر . غرور . زندگی کردن . مبتذل .

قسمت چهارم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

attic. chunk. civic. descent. din. dissatisfy. fuss. gourmet. hence. intrinsic. kettle. ministry. ordeal. outspoken. overwork. particular. pungent. snore. soundly. superintendent.

اتاق زیر شیروانی . قطعه قطعه . کشوری . فرود آمدن . سر و صدا . ناراضی . سر و صدا . شراب شناس . از این رو . ذاتی فطری . کتری . وزارتخانه . آزمایش . رک و راست . کار زیاد . به خصوص . تند تند . خروپف کردن. صحیح سالم . بازرس .

قسمت پنجم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

alternate. apologetic. benign. char. clarify. distress. dogged. ensue. gasp. negotiate. overdose. persuasion. relay. reluctance. restate. sesame. sip. verge. wary. waver.

راه فرعی . پوزش آمیز . بی‌خطر . زغال شدن . روشن کردن . پریشانی . لجوج . پیش آمدن . نفس نفس زدن. مذاکره کردن . اوردوز کردن. ترغیب . باز کردن . بی‌میلی . صد هزار کلمه . کنجد . جرعه . نزدیک شدن. محتاط . دودل بودن.

قسمت ششم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

ashore. contradict. counterpart. devoid. diverge. elude. embryo. fend. fictitious. gazette. homogeneous. obstruct. plunge. prolong. publicize. sparse. surplus. theorize. verify. vigorous.

بطرف ساحل . تناقض داشتن. همتای . عاری از هر . انشعاب یافتن . اجتناب کردن از . مرحله جنینی . دفع کردن . ساختگی . روزنامه . هماهنگی پذیر . مسدود کننده . فرو افتادن . طولانی‌تر کردن . آگهی کردن . تنک . اضافه کردن. عقلتو از دست دادی. تائید کردن . نیرومند .

قسمت هفتم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

altar. arthritis. botany. credible. deceased. deception. decipher. dung. dusk. gratify. hone. mash. ornate. pneumonia. psychic. psychotic. scope. sinister. strife. therapeutic.

محراب . ورم مفاصل . گیاه‌شناسی . قابل باور . مرحوم . فریب دادن . کشف رمز کردن . پشکل . تاریک‌وروشن . ارضا کردن . تیز کردن . له له . پر زرق و برق . سینه‌پهلو . پیشگو . روانی . میدان دید . مشئوم . جنگ . درمانی .

قسمت هشتم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

congested. courier. deform. etiquette. exclusive. freight. garment. insomnia. intuitive. liable. obsess. overboard. premium. privilege. propel. socialize. suppress. tram. unsettle. warp.

هم باد . قاصد . زشت کردن . آداب معاشرت . منحصر بفرد. کرایه کشتی . جامه . مرض بی‌خوابی . حسی . مشمول . آزار دادن . از کشتی به دریا . حق بیمه . امتیاز دادن . هل دادن . معاشرت اجتماعی . سرکوب کردن . تراموای . مغشوش کردن. تاب دار کردن.

قسمت نهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

artery. deterioration. elusive. forage. impede. induce. inseparable. invalid. magnify. mainstream. microbe. negligible. paralysis. pest. prevail. respiration. rupture. savage. stun. susceptible.

شریان . بدتر شدن . طفره زن. علیق کردن. مانعی کردن . تحریک کردن . جدا نشدنی . علیل کردن. درشت کردن . مسیر اصلی . وابسته . بی‌اهمیت بودن . فلجی . طاعون . غالب آمدن . تنفس . پاره شدن . وحشی . بیحس کننده . مستعد پذیرش .

قسمت دهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

accumulate. aerial. apparatus. avalanche. consistency. convection. discharge. intact. mortal. omen. overcast. poignant. ranger. rubble. seclude. sideways. sob. sober. speck. upbringing.

جمع کردن . هوائی . دستگاه . بهمن . ثبات . انتقال برق . ترشح کردن . دست‌نخورده . فانی . فال بد . ابر دار کردن. دل خراش . تکاور . سنگ نتراشیده . وابسته . پهلو پهلو . هق‌هق . هوشیار . ذره ذره. تربیت کردن .

قسمت یازدهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

advocate. authorize. civilian. commodity. conquest. disclose. dynamics. enroll. envious. euphoria. festive. jolly. lentil. marshal. morale. prophecy. sage. senate. sentiment. unrest.

طرفداری کردن . فرمان دادن. غیر نظامی . کالا . فتح کردن. آشکار کردن . مسیو داینامیک . ثبت‌نام کردن . حسود . خشنود کننده . شاد . کیف دار . از دست lentil . مارشال . روحیه روحیه . پیشگویی . خردمند . مجلس سنا . احساسات . بی‌قراری .

قسمت دوازدهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

adorn. bliss. butler. cramp. dilapidated. evoke. farewell. faucet. filth. flaw. grin. housekeeping. mound. numb. reckless. slate. stool. testament. timber. valve.

زینت دادن. سعادت . پیشخدمت . گرفتگی عضله . مخروبه . تداعی کردن . بدرود . شیر آب . کثافت . عیب . . پوزخند زدن . خانه‌داری . پشته . کرخ . بی‌ملاحظه . اسلیت . چهار پایه . وصیتنامه . الوار . سرپوش گذاشتن.

قسمت سیزدهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

certify. collaborate. compile. counteract. curb. diagnose. enact. federation. gross. humane. intolerable. needy. onset. pledge. prohibit. rash. render. smallpox. transmit. vow.

گواهی کردن . هم‌کاری کردن. همگردانی . بی‌اثر کردن . جدول پیاده‌رو . تشخیص دادن . ادامه . فدراسیون . شرم آوره . انسانی . قابل‌تحمل . نیازمند . حمله . سوگند دادن . منع کردن . بی‌پروا . تسلیم ساختن . آبله . منتقل کردن . عهد کردن .

قسمت چهاردهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

camouflage. contemplate. contend. cot. enlist. frontier. handbook. hesitant. lush. marrow. outfit. paw. quiver. splendid. stray. substantial. torch. tract. vigil. weary.

استتار . تعمق کردن کردن. بسیار خوب . روی تخت . نام‌نویسی کردن. مرز . کتاب راهنما . تامل کننده . با شکوه . مغز استخوان . لباس . پنجه پنجه . تیردان . عالی بود. آواره شدن . قابل‌توجه . مشعل . قطعه زمین . شب‌زنده‌داری . خسته کردن.

قسمت پانزدهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

adhere. administer. compassionate. contaminate. deficiency. epidemic. hazard. imperative. intestines. manifest. metabolic. overcrowded. paramount. practitioner. provision. replenish. sterile. upgrade. viable. voluntary.

پاک کردن . تصفیه کننده . دلسوز . سرایت دادن . کمبود . همه‌گیر . مخاطره . ضرورت . امعا . بارنامه . سوخت و ساز . پر جمعیت . برترین . یک پزشک . آذوقه رساندن . پر کردن مجدد . استریل . ارتقا دادن . قابل دوام . داوطلبانه .

قسمت شانزدهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

amid. backstage. billionaire. brute. clumsy. collide. culprit. evacuate. flammable. mob. premature. resent. satire. scrutiny. segregate. subject. testify. tumult. underestimate. uproar.

در میان . پشت صحنه . میلیارد . حیوان وحشی . دست و پا چلفتی . برخورد کردن . مجرم . تخلیه کنید . قابل‌اشتعال . اراذل و اوباش . زودرس . دلخور شدن. هجو . . بررسی دقیق . وابسته . موضوع بحث . شهادت دادن. غوغا کردن . دست‌کم گرفتن . هیاهو .

قسمت هفدهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

accelerate. anew. defect. dreary. duplicate. electromagnetic. electron. glide. ingenious. innovation. innovative. launch. meteorological. meteorology. penetrate. propulsion. simulate. spur. stimulate. tenacious.

تسریع کردن. از نو . معیوب . . دل‌تنگ کننده . باز کردن . میدان مغناطیسی . الکترون . سبک رفتن . زیرکانه ست . نو و نوآوری . چیز خلاقانه ای. پرتاب پرتاب . علم هواشناسی . علم هواشناسی . نفوذ کردن . پیش راندن . شبیه‌سازی کردن. مهمیز زدن . تحریک کردن . سرسخت .

قسمت هجدهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

beforehand. centigrade. chatter. concerto. condense. cove. deteriorate. exterior. freeway. hearty. hospitable. manor. monastery. nursery. outstretched. parcel. profile. vivacious. winding. zip.

پیشاپیش . وابسته . وراجی کردن. قطعه موسیقی . منقبض کردن . خلیج کوچک . از بین بردن . ظاهر بیرونی . بزرگراه . ته دل . مهمان مهمان . ملک اربابی . صومعه . کودکستان . دراز شده . بسته کوچک. نیم‌رخ . سرزنده . پر پیچ‌وخم . زیپ دار کردن.

قسمت نوزدهم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

airway. Almighty. advent. constellation. definitive. equate. inhale. invoke. lunar. novelty. outmoded. personalize. pertain. primal. psychiatric. psychiatry. reflex. seizure. session. utensil.

راه تنفسی . خدای بزرگ . ظهور ناگهانی . صورت فلکی . قطعی . مساوی ساختن . نفس کشیدن . طلب کردن . وابسته به ماه . تازگی . خارج از رده . کوه سازی . وابسته . نخستین . روان‌پزشکی . روان‌پزشکی . بازتاب . تشنج . جلسه . ظروف .

قسمت بیستم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

adhesive. adverse. dependency. dump. eternal. fluctuate. fro. inclusion. intermediate. intermittent. mentor. phoenix. photosynthesis. pollen. regain. reverse. swarm. texture. tickle. vibrant.

چسبنده . مضر . نیازمندی . ول کردن . جاودانی . نوسان داشتن . جلو رفتن . inclusion . کنترل میانی . متناوب متناوب . مرشد . فونیکس . فتوسنتز . گرده گرده . بدست آوردن . معکوس کردن . هجوم کردن. پارچه بافت . قلقلک دادن. پر جنب .

قسمت بیست ویکم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

abolish. amend. aspire. censor. charter. constitution. cosmopolitan. disseminate. flatter. infamous. lame. limp. outburst. pathological. phenomenal. poll. remorse. secrecy. tackle. trance.

برانداختن . ترمیم . آرزو کردن . سانسور کردن . قانون اساسی . قانون اساسی . بین‌المللی . منتشر کردن . تملق گفتن. بدنام . لنگ . شل کردن. فوران ناگهانی . . درستش می‌کنم . پدیده‌ای . طرز کار . پشیمانی . رازداری . کوشش . . حالت خلسه .

قسمت بیست و دوم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

coward. delete. firsthand. earnest. ethnic. exclude. fluent. imperial. inclusive. legislature. linguistic. monolingual. nationality. patriot. prosecute. racial. solemn. solidarity. tact. undermine.

آدم ترسو . پاک کردن . دست‌اول . جدی . نژادی . جدا کردن . سلیس . امپراطوری کردن. مشمول شامل . هیات قانون گذاری . ساده کلامی . وابسته . ملیت . میهن‌پرست . تحت تعقیب قرار دادن. نژادی . موقرانه . هم‌کاری مشترک . درایت . تخریب کردن.

قسمت بیست و سوم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

allocate. appetizing. blizzard. cavity. clockwise. concentric. courtesy. crisp. discord. frigid. generate. glacial. interchange. locker. multicultural. omission. oversee. pierce. replicate. wavy.

وابسته . اشتها آور . کولاک . سوراخ حفره . جهت عقربه‌های ساعت . هم مرکز . نزاکت . برشته شدن . نفاق . منجمد . احداث کردن . یخ‌بندان . عوض کردن . قفسه کتاب‌ها . چند تا . غفلت . نظارت کردن بر . سوراخ کردن . replicate . مواج .

قسمت بیست و چهارم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

abide. conversion. cram. defer. export. fume. habitual. justify. output. overpopulation. patent. penalize. petroleum. prototype. scrap. sector. subscribe. subsist. suspend. synthesis.

وفا کردن . عوض کردن . کرم کردن . defer کردن . صادرات . دود دادن . معمولی . توجیه کردن . خروجی . وابسته . حق انحصاری . وابسته . نفت خام . نمونه اولیه . پاره کردن . بخش . آبونه شدن . زیست کردن . معلق بودن . ترکیب اصلی .

قسمت بیست و پنجم از یادگیری ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

acrobat. advocacy. communal. fluid. harmonize. industrious. inventive. judicial. Mandarin. metropolitan. mimic. misguided. rehearse. scorn. sensory. staple. statute. veteran. villain. vine.

بندباز . دفاع . همگانی . سیال سازی. متناسب بودن . سخت کوش . اختراعی . وابسته به قضایی . . “چینی ” اهل شهر . تقلید کردن. گمراه‌کننده . تمرین . تحقیر . حسی . جای اصلی . قوه مقننه . سرباز کهنه‌کار . آدم شرور . درخت مو .

قسمت بیست وششم از یادگیری ویدیویی ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

constrain. depot. emulate. forefinger. guts. inherent. intimidate. janitor. moist. nope. prod. ransom. restrain. saliva. spit. sprint. stunt. tolerant. vampire. yawn.

تحت فشار . ایستگاه راه‌آهن . برابری جستن . انگشت سبابه . دل و روده . ذاتی . تشر زدن. فراش مدرسه. مرطوب . . نه ضربه زدن . فدیه . مهار کردن. آب دهان . تف کردن . سریع . شیرین‌کاری . مدارا آمیز . خون‌آشام . دهن‌دره کردن .

قسمت بیست و هفتم از یادگیری تضمینی ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی

analogy. ancestry. archer. conspiracy. deputy. earl. fragrant. funnel. hereditary. hymn. invert. prey. procession. prophet. sarcastic. seasoning. sodium. tyranny. tyrant. vinegar.

مقایسه . تبار . کماندار . توطئه . قائم‌مقام . ارل . خوشبو . قیف وار . موروثی . سرود روحانی . سخن . شکار . رژه رفتن. پیغمبر . کنایه آمیز. ادویه زدن. سدیم . بیدادگری . خودکامه . سرکه .

قسمت یبست و هشتم از یادگیری ۴۰۰۰ مهم ضروری زبان انگلیسی

adjoining. allege. arch. assemble. casualty. erect. foul. hectare. heighten. hospitality. mansion. outnumber. overjoyed. pasture. petition. renovate. revise. slab. terrace. turf.

در مجاورت . دلیل آوردن . تاق نما . جمع کردن . تصادفات . سیخ . خطا . وابسته . شدید کردن . مهمان‌نوازی . عمارت ییلاقی . افزون شدن بر . غرق در شادی . چراگاه . دادخواست . باز سازی . اصلاح نمودن . تخته کوب . تراس . زمین چمن .

قسمت یبست و نهم از یادگیری ۴۰۰۰ مهم ضروری زبان انگلیسی

analogous. binoculars. bulk. comprise. depict. dual. Fahrenheit. fulfill. grove. ore. outback. outweigh. paradox. pier. shortcut. tariff. thermometer. tilt. vice versa. whereabouts.

قابل‌مقایسه . دوربین . جثه . شامل بودن . نقش کردن . دو برابر . درجه یک . تحقق بخشیدن . باغ میوه . سنگ معدن . جای دورافتاده . برتری . تناقض . اسکله . میان‌بر . تعرفه .. میزان‌الحراره . کج شدن . برعکس . محل تقریبی .

قسمت سی ام از یادگیری ۴۰۰۰ مهم ضروری زبان انگلیسی

amber. charcoal. columnist. courteous. credentials. crickets. delta. detergent. euphemism. expire. granite. gravel. haunt. liberal. maze. moss. peck. pebble. reservoir. streak.

عنبر . زغال چوب. ستون نویس . مودب . گواهی‌نامه . . جیرجیرک دلتا . پودر صابون . حسن تعبیر . منقضی شدن . گرانیت . شنی . پاتوق . آزادی خواه . پر پیچ‌وخم . ماس . نوک زدن . سنگریزه . مخزن آب . خط خط .

یادگیری 4000 واژه ضروری زبان انگلیسی

 

۰/۵ (۰ Reviews)

دیدگاهتان را بنویسید