Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش لغات ایتالیاییایتالیایی

پسوندهایی که عملیات‌اند و نه واژه، شاخه‌ای که نگرش را عوض می‌کند و در فارسی معادل ندارد، و یک خانه از جدول که همه خطاها در آن جمع شده‌اند.

۷بخش
۴دقیقه خواندن
۳عمق

یک اسم، چند واژه

پسوندها، و کاری که هرکدام با یک واژه می‌کنند

این‌ها عملیات‌اند و نه واژه، و به همین دلیل دوازده‌تایشان از دویست اسم بیشتر می‌ارزند.

  • اندازهگروهی که همه اول از همه یادش می‌گیرند و کم‌جالب‌ترین است
    • ino، کوچک: ragazzino
    • one، بزرگ: portone
    • etto، کوچک و دوست‌داشتنی: libretto
  • چه چیزی می‌سازدپسوندهایی که از یک مقوله، مقوله دیگری می‌سازند
    • ista، شخص: giornalista
    • zione، عمل: comunicazione
    • aio، شغل یا جایش: fornaio
هر اسم معمولی
  • نگرشجایی که دستگاه دیگر معادل فارسی ندارد
    • accio، بدجنس: parolaccia
    • uccio، خفیف و محبت‌آمیز
    • astro، کیفیت پایین

شاخه دوم همان است که توجه عمدی می‌ارزد، چون اندازه را می‌شود از بافت حدس زد و نگرش را نمی‌شود. زبان‌آموزی که آن را جا بیندازد، واژه‌ای را کوچک می‌شنود در حالی که گوینده آن را با محبت یا با تحقیر گفته بوده.

پسوندهای ایتالیایی عملیات‌اند و نه واژه، و همین دوازده‌تا از دویست اسم بیشتر می‌ارزند. ino کوچک می‌کند، one بزرگ، accio بدجنس، و ista شخص را می‌سازد. فارسی هم با پسوندهایی مثل «چه» و «بان» و «گر» همین کار را می‌کند، پس این دستگاه برایتان تازه نیست.

چیزی که تازه است شاخه دوم است: پسوندهایی که نگرش را عوض می‌کنند و در فارسی معادل دقیقی ندارند. هشت مورد زیر هر دو طرف را نشان می‌دهند.

هشت پسوند و واژه، و کاری که هرکدام می‌کند

  • ragazzino یعنی پسربچه، از ragazzo با پسوند ino که کوچک می‌کند.
  • portone یعنی درِ بزرگ، از porta با پسوند one که بزرگ می‌کند.
  • parolaccia یعنی حرف زشت، و پسوند accia نگرش منفی می‌آورد و نه اندازه.
  • giornalista یعنی روزنامه‌نگار، با ista که از یک حوزه، شخص می‌سازد.
  • fornaio یعنی نانوا یا نانوایی، با aio که شغل و جایش را با هم می‌سازد.
  • camera یعنی اتاق، و هیچ ربطی به دوربین ندارد.
  • libreria یعنی کتاب‌فروشی، و کتابخانه biblioteca است.
  • morbido یعنی نرم، و هیچ ربطی به بیماری ندارد.

ژاله در ساوه در بازار پرسید biblioteca کجاست و راهنمایی‌اش کردند به کتابخانه شهر، در حالی که دنبال کتاب‌فروشی بود. جمله‌اش هیچ ایرادی نداشت، و اشتباه از جایی آمد که واژه آشنا به نظر می‌رسید. همان روز جلوی یک قنادی نوشته بود pasticceria و همان پسوند aio را در قالب دیگری دید.

شاخه‌ای که فارسی معادلش را ندارد

اندازه را می‌شود از بافت حدس زد: اگر کسی ragazzino بگوید، از موقعیت معلوم است که درباره یک بچه حرف می‌زند. نگرش را نمی‌شود حدس زد، و همین است که شاخه دوم را گران می‌کند.

پسوند accio بدجنسی می‌آورد، uccio محبت خفیف، و astro کیفیت پایین. یک زبان‌آموز که این شاخه را نگیرد، واژه‌ای را کوچک می‌شنود در حالی که گوینده آن را با محبت یا با تحقیر گفته بوده، و همان تفاوت است که کل لحن جمله را عوض می‌کند.

راه یاد گرفتنش هم فرق می‌کند: اندازه را می‌شود به‌عنوان قاعده برداشت و نگرش را باید به‌عنوان جفت شنید. یک واژه پایه و سه پسوندش را کنار هم بشنوید، در سه جمله واقعی، و تفاوت لحن خودش را نشان می‌دهد.

واژه آشنا، و یک خانه از جدول که تله است

خطاها پراکنده نیستند و در یک خانه جمع شده‌اند: واژه‌های کوتاه و مشخص و روزمره‌ای که انگلیسی معنای باریک‌تری از آن‌ها برداشته و ایتالیایی معنای عادی‌اش را نگه داشته. camera و libreria و parenti و morbido همه در همان خانه‌اند.

برای شما این تله شکل دیگری دارد، چون واژه آشنا از انگلیسی می‌آید و نه از ایتالیایی. یعنی هر جا انگلیسی‌تان یک واژه لاتینی‌تبار دارد که در انگلیسی تخصصی یا رسمی است، احتمال اینکه ایتالیایی همان را عادی به کار ببرد بالاست، و آن هم به سود شماست: comprendere و domandare و cominciare هر سه عادی‌اند.

قاعده عملی از همین بیرون می‌آید و درباره واژه انگلیسی است و نه ایتالیایی: سفت‌ترین واژه انگلیسی‌تان را بردارید و ایتالیایی‌اش کنید. اگر واژه انگلیسی کوتاه و روزمره باشد، همان‌جا شک کنید.

ایتالیایی را در ایران برای اقامت می‌خوانید و فهرست واژه‌تان توریستی است

دلیل متعارف خواندن ایتالیایی در ایران تحصیل یا اقامت است، و منابع در دسترس تقریباً همه‌شان برای مسافر ساخته شده‌اند. پس فهرست واژه‌ای که به دستتان می‌رسد رستوران و هتل و ایستگاه قطار است.

ایستادن جایی پیدا می‌شود که باید با اداره حرف بزنید یا در کلاس درس بنشینید، و آن‌جا هیچ‌کدام از آن واژه‌ها به کار نمی‌آید. بدترین بخشش این است که همان فهرست توریستی حس تسلط می‌دهد، چون در هفته اول همه‌اش به کار می‌آید.

حرکت درست جایگزین کردن فهرست است و نه بزرگ کردنش: دوازده پسوند بالا به‌اضافه پنجاه فعل کوتاه، به‌جای دویست اسم. با پسوندها، همان پنجاه فعل چند صد واژه تولید می‌کنند، و فهرست توریستی هیچ‌وقت این کار را نمی‌کند.

ریشه مشترک کِی پول می‌دهد

به کدام واژه‌های آشنا می‌شود اعتماد کرد و کدام تله‌اند

خطاها پراکنده نیستند. در یک خانه جمع شده‌اند، و دانستن اینکه کدام خانه، یک فهرست حفظی را به یک عادت تبدیل می‌کند.

واژه انگلیسی رسمی استواژه انگلیسی روزمره است

معناها با هم مانده‌اند

ترفند، وقتی کار می‌کندسفت‌ترین واژه انگلیسی‌تان را بردارید و ایتالیایی‌اش کنید
  • comprendere
  • domandare
  • cominciare
مجانی و بی‌دردسرمشترک، در هر دو عادی، و هیچ‌کس هیچ‌وقت به دام یکی‌شان نیفتاده
  • problema
  • momento
  • possibile

معناها از هم دور شده‌اند

رسمی، و آن چیزی نیست که به نظر می‌رسدکم‌پیش‌آمدتر، و معمولاً پیش از آسیب رساندن دیده می‌شود
  • eventualmente، که یعنی احتمالاً
تله، و یک خانه استکوتاه، مشخص، روزمره، و انگلیسی معنای باریک‌تری از آن برداشته
  • camera، یک اتاق
  • libreria، یک کتاب‌فروشی
  • parenti، خویشاوندان
  • morbido، نرم

خانه پایین راست وجود دارد چون انگلیسی این واژه‌ها را برای کارهای تخصصی قرض گرفت و ایتالیایی آن‌ها را در کار عادی‌شان نگه داشت. به همین دلیل قاعده درباره واژه انگلیسی است و نه درباره واژه ایتالیایی.

دو دیکشنری، و یکی‌شان فراوانی را برچسب می‌زند

دیکشنری De Mauro جای حدس زدن این را می‌گیرد که یک واژه رایج است یا نه، که بیشتر فهرست‌های واژه از همان ساخته شده‌اند. تا ۲۰۲۶ رایگان است و برای هر واژه برچسب می‌زند که چقدر رایج است، و همان برچسب تعیین می‌کند واژه کارت می‌گیرد یا نه.

WordReference جای دیکشنری دوزبانه را می‌گیرد، که چهار واژه ایتالیایی می‌دهد و راهی برای انتخاب میانشان نمی‌دهد. رایگان است، و رشته‌های انجمنش منطقه هر گویشور را با خودش دارد، پس می‌شود دید که یک واژه در شمال گفته می‌شود یا در جنوب.

خطا: بزرگ کردن فهرست به‌جای عوض کردن جنسش

وقتی واژه کم می‌آید، واکنش متعارف فهرست بلندتر است. مسئله این است که جنس فهرست غلط بود و نه اندازه‌اش: دویست اسم توریستی، دویست واژه به شما می‌دهند و هیچ عملیاتی نمی‌دهند.

دوازده پسوند، دویست واژه از هر پنجاه فعلی که از قبل بلدید بیرون می‌کشند. ژاله بعد از آن روز بازار، فهرستش را عوض کرد و نه بزرگ‌تر، و در یک ماه واژه‌هایی می‌ساخت که هیچ‌وقت جایی حفظ نکرده بود.

بعد از این هشت مورد

برای اینکه پسوندها به عادت تبدیل شوند، ساختن کارتی که یاد بدهد، نه کارتی که روی هم انباشته شود کارت پسوندمحور را می‌سازد. برای دیدن نگرش در جمله واقعی مطلبی کمی بالاتر از سطح شما، و اینکه چرا همان‌جا نقطه شیرین است ماده را می‌دهد، و اگر مسئله همنشین‌هاست کدام واژه‌ها را انگلیسی کنار هم می‌گذارد و کدام‌ها را هرگز.

پرسش بعدی این است که این واژه‌ها در کدام ساخت می‌نشینند، چون پسوند بی‌فعل کار نمی‌کند: فعل‌هایی که فاعل را حمل می‌کنند، و مطابقت در همه‌جا جواب می‌دهد، و شکل گفته‌شده همین واژه‌ها در صامت دوتایی، و اینکه چرا واژه را عوض می‌کند.

کنار این

بالای این