فاصله خطوطی که برای یک متن لاتین درست است، متن فارسی را به هم میچسباند. حروف فارسی هم زیر خط کرسی میروند و هم بالای آن نقطه دارند، پس همان ۱٫۶۲ که برای یک صفحه انگلیسی اندازه است اینجا کم میآورد: فاصله خطوط ۱٫۸۵ برای بدنه و ۱٫۴۵ برای تیترها چیزی است که یک صفحه فارسی میخواهد. این سلیقه نیست، عدد است، و هفت موضوع این شاخه پر از عددهایی از همین جنساند.
چیزی که در ایران جای این عددها را گرفته، اسم نرمافزار است. آگهی استخدام طراح فتوشاپ و ایلاستریتور و کرل میخواهد، آموزشگاه هم دوره را با همان اسمها میفروشد، و کسی که ده جلسه ایلاستریتور گذرانده باور میکند طراحی همان است. این نقشه بر آن اساس تقسیم نشده. نرمافزارها، و آن بخشهایی که واقعا استفاده میشوند یکی از هفت موضوع است و بالای نقشه نیست، چون تصمیمی که میگیرید با عوض شدن برنامه عوض نمیشود.
هفت موضوع، و اینکه هر کدام چه چیزی را تصمیم میگیرند
چهار تا از هفتتا چیزی میسازند که میشود در دست گرفت یا باز کرد: نشانه، صفحهآرایی، و چیزهایی که چاپ میشوند، کشیدن، رنگ زدن، و ساختن تصویر با دست، سطحی که آدمها لمسش میکنند، و کشیدن چیزهایی که قرار است ساخته یا تولید شوند. پنجمی هیچ چیزی نمیسازد و پیش از آن چهارتا تصمیم میگیرد که اصلا چه باید باشد، که تمام کار فهمیدن اینکه آدمها به چه نیاز دارند، پیش از طراحی هر چیز است. ششمی چیزی است که هر پنجتا در آن شریکاند و تنها موضوعی است که چیزی تحویل نمیدهد جز قاعده.
تقسیم رایج اما تقسیم شغلی است: گرافیک یک طرف، تجربه و رابط کاربری طرف دیگر، تصویرسازی سرگرمیای که گاهی پول میدهد، و نقشهکشی صنعتی اصلا روی نقشه نیست. این تقسیم تا روزی دوام میآورد که در یک هفته باید دوتایشان را انجام دهید. کنار گذاشتن نقشهکشی گرانترین بخشش است: کسی که نمای یک مغازه را میکشد همان جنس تصمیم را میگیرد که کسی که پوستر میچیند، فقط داورش با متر اندازه میگیرد. میان هشت شاخهای که دانش شکل دارد نگه داشته، این تنها جایی است که آدمها اسم ابزار را به جای اسم کار یاد میگیرند.
برای اینکه بفهمید کجای این هفتتا ایستادهاید یک پرسش کافی است: فایل بعد از شما کجا میرود؟ به چاپخانه، که روی میز کسی باز میشود که فایل شما را میبیند و نه فکرتان را، و از لحظه چاپ دیگر ویرایش ندارد. به مرورگر، که هیچوقت تمام نمیشود و زیر دستتان عوض میشود. یا به کارگاه، که یک عدد تصمیم میگیرد درست بوده یا نه. مقصد فایل تعیین میکند چقدر زود باید جلوی کسی اشتباه کنید.
پیش از خواندن
چشم پیش از آنکه کسی کلمهای خوانده باشد کجا مینشیند
کشش اول اندازه است، بعد کنتراست، بعد فضای دور یک چیز. جای قرار گرفتن چهارم است و رنگ آخر.
- اختلاف اندازه۳۹ در برابر ۱۶ روی یک کارت، و چشم اصلا گزینه دیگر را در نظر نمیگیرد
- کنتراستسیاه روی سفید زودتر از خاکستری روی سفید میرسد، آن خاکستری هر کاری بکند
- تنهاییفضای دور یک چیز، و به همین دلیل یک فاصله تصمیم است نه تهمانده
- جای قرار گرفتنبالا و لبه آغازین، که در فارسی سمت راست است، و فقط وقتی سهتای بالایی برابر باشند
- رنگکمترین جابهجایی چشم را میسازد، و اولین چیزی است که یاد گرفته میشود
این ترتیب اینجا استدلال شده، اندازهگیری نشده، و برای یک صفحه متن معمولی درست است. یک عکس بلند هر پنجتا را دوباره میچیند.
ترتیبی که جواب میدهد، و ترتیبی که وقت میسوزاند
ترتیبی که تقریبا همه میروند اول برنامه است، چون برای برنامه یک دوره سهساعته هست و برای قضاوت هیچ دورهای نیست. آخرش میتوانید نرمافزار را بچرخانید و چیزی برای گذاشتن داخلش ندارید. نشانهاش نمونهکاری است پر از صفحههای خوشظاهر، همه برای محصولی که کسی سفارشش نداده، و همه غیرقابل تغییر.
داخل مبانی یک ترتیب اشتباه دوم هست و صدایش درنمیآید. رنگ اول یاد گرفته میشود، چون رنگ همان بخشی است که شبیه طراحی به نظر میرسد، و حروفچینی میماند تا وقتی کسی متوجه نشود از قلم افتاده. برعکسش را بروید. صفحهای با یک خاکستری و فاصلههای درست، از یک پالت روی متنی که فاصله خطوطش لاتین مانده جلوتر است. حروفچینی پیش از رنگ ترتیب است، و پالت بعدش آسانتر میشود چون چیز کمتری مانده که قرار باشد نجاتش بدهد.
بعد دنیایی که کار برای آن است، چون یک پوستر و یک فرم سفارش ظرف یک هفته دیگر شبیه هم نیستند. بعد ابزار، که به شکل کار یاد گرفته میشود و نه به شکل منوهای فیگما. هیچکس به تمام فیگما نیاز ندارد؛ آن بخشی که روزانه استفاده میشود فهرست کوتاهی است و کسی که بلد است در یک بعدازظهر تحویلتان میدهد.
جایی که کار میایستد: فونت آخر انتخاب میشود
اینجا جایی است که کار آدمها در این شاخه میایستد و خودشان نمیفهمند که ایستاده. فونت آخر انتخاب میشود، از میان آنچه روی سیستم نصب است، و حروفچینی فارسی هیچوقت یاد گرفته نمیشود. سه چیز است که یاد گرفته نمیشود و هر سه عدد دارند: فاصله خطوط، فاصله حروف، و نیمفاصله.
فرزانه چهار هفته است روی صفحه سفارش «زیتون» کار میکند، یک آشپزخانه خانگی در رشت، و نوزده صفحه دارد. مشتری میگوید متن «شلوغ» است. فرزانه سه بار فونت را عوض میکند و هر سه بار همانقدر شلوغ میماند، چون فونت مسئله نبود: فاصله خطوط ۱٫۶۲ از یک قالب لاتین به ارث رسیده بود، فاصله حروف روی تیترها منفی مانده بود، و یازده جا نیمفاصله جا افتاده بود. فاصله حروف منفی در لاتین ظرافت است؛ در فارسی که حروف به هم میچسبند پیوندها را از هم میکشد، و فاصله حروف صفر تنها مقدار درست است. خواننده فارسی آن کلمه را سبک نمیبیند، خراب میبیند.
حالا هزینه تغییر. اگر آن سه عدد در سبک متن نشسته باشند یک بار ویرایش میشوند و نوزده صفحه با هم عوض میشود. اگر روی خود صفحهها نشسته باشند نوزده بار باز کردن است، و دوتایشان جا میمانند چون شب است. همان تغییر، همان طراح، و تفاوت سرعت دست نیست.
نیمه دوم این ایست پول است. بیشتر خانوادههای حرفهای فارسی پروانه دارند و بهای پروانه هزینه پروژه است، نه چیزی که بعد از تحویل دربارهاش صحبت شود. فونت فارسی همین سایت IRANYekanX است و پروانهدار؛ وزیرمتن با پروانه آزاد منتشر میشود و برای متن بدنه کار میکند. یک تله فنی هم هست که فقط در فارسی وجود دارد: برش فارسی باید U+200C را داشته باشد، وگرنه تمام نیمفاصلههای صفحه از بین میروند و متن طوری درمیآید که انگار غلط تایپ شده. برش فارسی همین سایت ۵۶ کیلوبایت است در برابر ۳۵ کیلوبایت برش لاتین، و این کاراکتر عمدا داخلش نگه داشته شده.
چیزی که آدمها در این نقطه نتیجه میگیرند این است که فارسی «بد در میآید». بد در نمیآید. با عددهای لاتین چیده شده است.
نشانهای که میشود اندازه گرفت
صفحهای فارسی را که یک ماه پیش چیدهاید باز کنید و سه چیز را جستوجو کنید، نه اینکه نگاهشان کنید. اول «می شود» با فاصله کامل و «میشود» بدون هیچ فاصله، که هر دو غلطاند و شکل درست میانشان نیمفاصله دارد. دوم فاصله خطوط، که بدنه و تیتر دو عدد جدا دارند. سوم فاصله حروف. سه ماه بعد از شروع، نشانه این نیست که کار بهتر به نظر میرسد؛ این است که هر سه را میتوانید در فایل خودتان پیدا کنید و بگویید چرا آن عددند.
نشانه دوم شمردنی است: اندازههای متمایز متن را در همان فایل بشمارید. فایل یک تازهکار یازده دوازده اندازه دارد که هیچکدام از عدد قبلی درنیامده. یک نمونه کارشده: کارت A5 مهدکودک «هفتسنگ» در کرمانشاه از بدنه ۱۶ شروع میشود، در ۱٫۲۵ ضرب و گرد میشود، و مقیاس ۱۶ و ۲۰ و ۲۵ و ۳۱ و ۳۹ بالای آن درمیآید؛ یک بار تقسیم و ۱۳ برای خط نشانی زیرش مینشیند. فاصلهها هم همینطور: یک واحد ۴ میدهد فاصله ۸ و حاشیه ۱۶، و بعد هر اندازهای روی صفحه یکی از ۴ و ۸ و ۱۶ و ۲۴ و ۳۲ است، نه عددی که همان لحظه خوب به نظر رسیده.
و دو عددی که فقط برای فارسیاند. اندازهها روی صفحه فارسی این سایت ۱٫۰۸ برابر همتای لاتینشاناند، چون بدنه ۱۷ پیکسل در لاتین اندازه است و همان عدد در فارسی کوچکتر خوانده میشود. و تاکید: در خط فارسی ایتالیک وجود ندارد و اریب کردن IRANYekanX تاکید نیست، خطای نمایش است، پس تاکید با وزن ۶۰۰ گرفته میشود و نه با شیب.
جایی که کار میایستد
تغییری که از پایین وارد شود به هر نوزده صفحه میرسد، وگرنه نوزده بار با دست تکرار میشود
هیچکدام از اینها مرحله نیست و شماره ندارد. هر تخته را تخته زیرش نگه داشته، و لایهای که تغییر از آن وارد میشود همان بهای تغییر است.
- نوزده صفحه سفارشچیزی که مشتری نگاه میکند، و تنها لایهای که بیشتر آدمها میسازندنوزده بار ویرایش
- صفحهآرایی هر صفحهاز روی سبک سوار شده، نه کنارش با دست چیده شده
- سبک متن بدنه و تیترهمان لایهای که یک فایل کشیدهشده روی بوم ندارد
- فونت، فاصله خطوط، فاصله حروفسه عدد که اسم دارند و در یک جا نگه داشته میشوندیک بار ویرایش
درباره اینکه ساختن پایینترین تخته چقدر طول میکشد چیزی نمیگوید، و ایراد منصفانه به آن همین است: صفحه اول از این راه کندتر ساخته میشود و نوزدهمی نه.
از ایران چه چیزی باز میشود
فیگما از حدود ۲۰۱۹ پیشفرض طراحی رابط است و جای Sketch را گرفت، چون داخل مرورگر اجرا میشد و بیش از یک نفر را داخل یک فایل راه میداد. نسخه رایگانش واقعی است و برای یاد گرفتن تمام اینها کافی است. رسیدن به آن از ایران همان واسطهای را لازم دارد که بقیه اینترنت. Auto layout در آن قابلیت پیشرفته نیست؛ همان چیزی است که این برنامه را از برنامهای که جایش را گرفت جدا میکند.
چاپ تکان نخورد. ایندیزاین هنوز سند بلند میچیند و ایلاستریتور هنوز وکتور میکشد؛ ایندیزاین این جایگاه را وسط دهه ۲۰۰۰ از QuarkXPress گرفت و کسی از دستش نگرفت. راه رایگانی ندارد، فقط نسخه آزمایشی، و پرداخت اشتراکش از ایران مستقیم نیست. اینکه بازار ایران روی فایلهای ادوبی میچرخد هم به مقصد فایل برمیگردد: چاپخانه فایلی میخواهد که خودش بتواند بازش کند. جواب صادق دوم Penpot است: متنباز، قابل نصب روی سرور خودتان، و تنها گزینهای که رسیدنش به واسطه بند نیست. برای نقشهکشی، اتوکد از ۱۹۸۲ استاندارد است و جای میز نقشهکشی را گرفت؛ DWG هنوز قالبی است که هر کارگاهی بازش میکند.
ابزارهای مولد گزینه زیاد و سریع میدهند و بعدازظهر اول پروژه را کوتاه میکنند. چیزی که ندارند حافظه تصمیم است: چهل بار که از آنها نشانه بخواهید چهل نشانه تحویل میدهند، نه یک نشانه چهل بار. جایشان همانجاست که تنوع خودش محصول است، یعنی ساختن تصویر، ویدیو، صدا و متن با یک مدل. برای فارسی یک محدودیت اضافه هم دارند: متنی که داخل تصویر میسازند فارسی درست نیست، چون حروف را جدا از هم میگذارند.
مقیاس
شش اندازه از یک عدد، و پلهها با خودشان بزرگ میشوند
پله ۳۱ به ۳۹ از پله ۱۳ به ۱۶ بزرگتر است، و به همین دلیل مجموعهای که با ضرب ساخته شده یکدست دیده میشود در حالی که اختلافهایش یکسان نیستند.
اندازهها بر حسب پوینت، روی یک کارت A5 برای مهدکودک هفتسنگ در کرمانشاه، از خط پایه صفر.
- ۱۳نشانی
- ۱۶متن
- ۲۰ساعتها
- ۲۵تیترها
- ۳۱استفادهنشده
- ۳۹نام
فاصله خطوط را نشان نمیدهد، و در فارسی همان نیمه دیگر مقیاس است: همین کارت با فاصله خطوط لاتین چیده شود، هر شش اندازهاش هم به هم میچسبند.
از کدام در وارد شوید
هر کدام از آن ششتای دیگر شما را به اینجا رسانده باشد، اول اصولی که هر چه طراحی میکنید سرِ پا نگهش میدارد است، و در ورودیاش حروفچینی است، چون بیشتر چیزی که مشتری اسمش را «به هم ریختگی صفحه» میگذارد مسئله متن است با لباس دیگر. تجربه کاربری را جلوتر از رابط کاربری بگذارید وقتی کار استفاده میشود و فقط نگاه نمیشود.
یک صفحه در مرورگر تمام میشود و نه در فایل، که هر چه میان یک مرورگر و یک سرور میگذرد را برای یک طراح کوتاهتر از آنچه به نظر میرسد میکند، و در فارسی این مسیر یک قدم کوتاهتر هم هست، چون جهت راستبهچپ و فاصله خطوط هر دو در همانجا نوشته میشوند. همسایه کمآشکارتر این شاخه هم نور، یک لنز، و تصمیم درباره اینکه چه چیزی بیرون کادر بماند است، چون دیدن با بازسازی کاری که تحسینش میکنید در اندازه واقعی تمرین میشود، و پشت دوربین هم همان است.
چیزی که این هفتتا با هم جوابش را نمیدهند پرسشی است که زیر همهشان است. صفحهای که درست چیده شده شبیه نمونههایی نیست که مشتری روی میز گذاشته، چون آن نمونهها لاتیناند و با عددهای لاتین چیده شدهاند. آن گفتوگو را کی میکنید، پیش از شروع کار یا بعد از تحویلش، و چه چیزی نشان میدهید که عدد باشد نه نظر؟