Faragiri
فارسی

زبان را انتخاب کنید ۲

همهٔ زبان‌ها

آموزش هم‌آیی واژه‌هالغات انگلیسی

فارسی برای شدت یک واژه دارد و انگلیسی برای هر صفت یکی. متنی که ده بار very دارد، ده بار گفته است که نویسنده‌اش جفت‌ها را ندارد.

۵بخش
۴دقیقه خواندن
۴عمق

شمرده، نه استدلال‌شده

هر دو ستون از نظر گرامر درست‌اند و فقط یکی گفته می‌شود

هیچ چیزی در معنای این واژه‌ها یک سطر از این جدول را پیش‌بینی نمی‌کند، و به همین دلیل این را نمی‌شود درآورد و باید دید.

انگلیسی این را می‌گویددر متن واقعی شمرده شده، نه از چیزی نتیجه گرفته شده
انگلیسی این را نمی‌گویداز نظر گرامر درست، روشن، و هرگز ساخته نشده
سفارشplace an orderput an order
مهلتmeet the deadlinecatch the deadline
نگرانیraise a concernlift a concern
ضررheavy lossesstrong losses
ناامیدیbitterly disappointedsharply disappointed

هیچ سطری اینجا استثنای یک قاعده نیست، چون قاعده‌ای در کار نبوده. فارسی برای هر پنج سطر یک ساخت دارد، و ستون دوم دقیقاً همان چیزی است که از ترجمه مستقیم بیرون می‌آید.

فارسی برای شدت یک واژه دارد و انگلیسی برای هر صفت یکی جدا. «خیلی سرد» و «خیلی بعید» و «خیلی ناامید» در فارسی یک ساخت‌اند، و در انگلیسی bitterly disappointed و highly unlikely و deeply concerned می‌شوند که هیچ‌کدام very نمی‌گیرند و هیچ‌کدام جای دیگری نمی‌روند.

این جفت‌ها از معنا درنمی‌آیند. شمرده شده‌اند، نه نتیجه گرفته شده، و به همین دلیل حدس زدنشان ممکن نیست و باید دیده شوند. جمله‌ای که به جای place an order بنویسد put an order از نظر گرامر بی‌عیب است و هیچ انگلیسی‌زبانی آن ترکیب را نمی‌سازد.

۹ جفتی که در سفارش‌های رامین لازم شدند

رامین در سمنان مسئول خرید یک کارخانه کاشی است و با تامین‌کننده‌های ترکیه و ایتالیا مکاتبه می‌کند. این ۹ سطر از یک ماه ایمیل بیرون آمده‌اند و در هیچ فهرست واژه‌ای نبودند.

  • place an order. سفارش دادن. فعل give یا put اینجا نمی‌آید.
  • meet the deadline. به مهلت رسیدن. فعل catch برای قطار است و برای مهلت نیست.
  • raise a concern. نگرانی را مطرح کردن، در جلسه یا در نامه.
  • reach a decision. به تصمیم رسیدن. فعل take a decision هم شنیده می‌شود و بریتانیایی‌تر است.
  • a tight deadline. مهلت کوتاه. صفت short اینجا کار نمی‌کند.
  • heavy losses. ضرر سنگین. صفت strong برای ضرر نمی‌آید.
  • highly unlikely. بسیار بعید. قید very پیش از unlikely ضعیف است و highly شکل استاندارد است.
  • deeply concerned. عمیقاً نگران. در نامه رسمی همین ترکیب می‌آید.
  • bitterly disappointed. سخت ناامید. تنها قیدی که با disappointed این شدت را می‌سازد.

سه لایه‌ای که جفت می‌شوند

سه دسته در این صفحه هست و هر سه یک رفتار دارند. فعل با اسم، مثل چهار سطر اول. صفت با اسم، مثل tight و heavy. و قید با صفت، مثل highly و deeply و bitterly. لایه سوم است که بیشتر از همه غایب می‌ماند، چون در ریدینگ خوانده می‌شود و هیچ‌وقت لازم نمی‌شود ساخته شود.

نتیجه‌اش این است که یک واژه تنها هیچ‌وقت کافی نیست. اسم concern به تنهایی نمی‌گوید با کدام فعل می‌آید و صفت disappointed نمی‌گوید کدام قید شدتش را می‌سازد، پس آنچه باید ذخیره شود عبارت است و نه واژه.

جایی که کار می‌ایستد: سقف very

قید very همه‌جا درست است. به هر صفتی بچسبد جمله سالم می‌ماند و هیچ‌کس تصحیحش نمی‌کند، و همین کامل بودنش است که آن را به سقف تبدیل می‌کند. کسی که هر شدتی را با very می‌سازد هیچ خطایی مرتکب نشده و نوشته‌اش سال‌ها در یک سطح می‌ماند.

در نمره لغت آزمون، همین یک عادت گران‌ترین سطر است. ممتحن دنبال واژه سخت نمی‌گردد؛ دنبال جفت‌های درست می‌گردد، و متنی که ده بار very دارد، ده بار گفته است که نویسنده‌اش جفت‌ها را ندارد. رامین در ایمیل اعتراضش به تاخیر محموله چهار بار very نوشت و هر چهار جا انگلیسی قید دیگری داشت.

راه بیرون آمدن اضافه کردن واژه سخت نیست. هر جا very نوشتید، همان یک ترکیب را بررسی کنید و ببینید انگلیسی برای این صفت چه قیدی دارد. فهرست کوتاه است، چون تعداد صفت‌هایی که در نوشته‌های شما تکرار می‌شوند کم است.

جایی که می‌شود شمرد به جای حدس زدن

Google Books Ngram Viewer تا ۲۰۲۶ رایگان است و حساب کاربری نمی‌خواهد، و دقیقاً همان کاری را می‌کند که این صفحه لازم دارد: دو ترکیب را کنار هم بگذارید و ببینید کدام‌شان اصلاً وجود دارد. عبارت bitterly disappointed خطی دارد و sharply disappointed تقریباً هیچ. جای حدس زدن از روی معنا را می‌گیرد، که در این موضوع هیچ‌وقت جواب نمی‌دهد. یک محدودیت را باید گفت: داده‌اش از کتاب‌ها می‌آید و به امروز نمی‌رسد، پس برای زبان اداری و ایمیل خوب است و برای گفتار روزمره نه.

خطایی که ترجمه مستقیم می‌سازد

فعل فارسی وقتی مستقیم ترجمه شود، ستون دوم آن جدول را می‌سازد. «سفارش گذاشتن» به put an order می‌رسد و «به مهلت رسیدن» به catch the deadline، و هر دو جمله کاملاً قابل فهم‌اند. طرف مقابل جواب می‌دهد، سفارش هم ثبت می‌شود، و هیچ سیگنالی برنمی‌گردد.

همین ساز و کار در فعل‌های سبک هم هست و آنجا شدیدتر است، چون فارسی بیشتر فعل‌هایش را همان‌طور می‌سازد و چند واژه لازم است، و کدام چند واژه بیست جفت پرکاربردش را کنار هم گذاشته است. شکل دوکلمه‌ای همین فعل‌ها هم جفت‌های ثابت خودش را دارد که در فعل‌هایی که یک واژه کوچک معنایشان را بازنویسی می‌کند آمده است.

پرسش بعدی این است که این عبارت‌ها کجا ذخیره شوند. کارتی که یک طرفش یک واژه است این جفت‌ها را نگه نمی‌دارد و باید شکل دیگری داشته باشد، که موضوع چرا واژه‌ها می‌پرند، و حلقه‌ای که هیچ‌کس برایش وقت نمی‌گذارد است.

کنار این

بالای این