Faragiri

آموزش بازاریابی

هشت موضوع زیر این صفحه است و فقط چهار تایشان کانال‌اند. آن چهار تا وقتی معنی پیدا می‌کنند که بدانید یک فروش چقدر برایتان باقی می‌گذارد.

۶بخش
۸دقیقه خواندن
۱عمق

تقسیم‌بندی

هشت موضوع، پنج کار، و یکی از آن‌ها به چهار روش

ستون‌ها ترتیب دارند و کارت‌های داخلشان ندارند. تصمیم پیش از رساندن می‌آید؛ هیچ‌چیز نمی‌گوید سئو پیش از ایمیل است.

  1. تصمیم۱
    • برای چه کسی استاستراتژی
  2. ساخت۱
    • چیزی که کانال‌ها حمل می‌کنندتولید محتوا
  3. رساندن۴
    • اجاره از یک فهرستسئو
    • اجاره به ازای هر کلیکتبلیغات پولی
    • اجاره از یک خوراکشبکه‌های اجتماعی
    • فایلی در دست خودتانایمیل
  4. بستن۱
    • جایی که پول دست به دست می‌شودفروشگاه اینترنتی
  5. شمردن۱
    • اینکه اتفاق افتاد یا نهآنالیتیکس

عدد بالای هر ستون شمار موضوع‌هایی است که آن کار را می‌کنند. چهار تا از هشت تا در یک ستون‌اند، و به همین دلیل بازاریابی از بیرون شبیه انتخاب میان کانال‌ها دیده می‌شود.

کارگاه قلمکار مهرآیین در اصفهان دو نفر است و یک چیز می‌فروشد: رومیزی قلمکار دست‌چاپ، ۹۸۰ هزار تومان. پارچه و رنگ و جعبه‌اش ۳۳۰ هزار تومان درمی‌آید و پست هر بسته ۱۲۰ هزار تومان. سود هر فروش، قیمت منهای چیزی که ساختنش برد و چیزی که فرستادنش برد، یعنی ۵۳۰ هزار تومان. سه سال بود که کارگاه کار می‌کرد و هیچ‌کدام از آن دو این تفریق را روی کاغذ نیاورده بودند.

همین ۵۳۰ هزار تومان تعیین می‌کند کدام‌یک از هشت موضوع زیر این صفحه برای مهرآیین باز است و کدام بسته. تفاوت مهرآیین با فروشگاهی که از صفر شروع می‌کند همین‌جاست: کانالش را انتخاب نکرده بود، از پیش داشتش. یک صفحه فروشگاهی روی پلتفرمی که مال خودش نبود، با مخاطبی که سه سال جمع شده بود و هیچ عددی پشتش نایستاده بود.

از هشت موضوع اینجا، چهار تا کانال‌اند

استراتژی، تولید محتوا، فروشگاه اینترنتی و آنالیتیکس جای دیده‌شدن نیستند. اولی تصمیم می‌گیرد به چه کسی فروخته می‌شود، دومی چیزی را می‌سازد که فرستاده شود، سومی صفحه‌ای است که پول دست به دست می‌شود و چهارمی بعد از همه می‌شمارد. سئو، تبلیغات پولی، شبکه‌های اجتماعی و ایمیل چیزی را به کسی می‌رسانند، و همان چهار تا تنها بخشی از این هشت تا هستند که یک غریبه اسمش را بازاریابی می‌گذارد.

چیزی که این چهار تا را از هم جدا می‌کند وسعت دسترسی نیست، این است که وقتی دست بکشید چه می‌شود. صفحه‌ای که رتبه گرفته ماه‌ها پس از آخرین ویرایش هم بازدید می‌آورد. کانالی که اجاره می‌کنید روزی که پول دادن را قطع کنید متوقف می‌شود، و تبلیغ کلیکی حالت خالص همین حرف است: ترافیک همان ساعتی تمام می‌شود که شارژ حساب تمام شده.

شبکه‌های اجتماعی به اجاره نزدیک‌تر است تا آنچه بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنند، چون پلتفرم تصمیم می‌گیرد چند نفر از مخاطبی که جمع کرده‌اید چیزی ببینند. برای یک فروشنده ایرانی این جمله نظری نیست: مخاطبی که روی پلتفرمی خارجی جمع شده، با تصمیمی که شما در گرفتنش نقشی ندارید از دسترس بیرون می‌رود، و این یک بار اتفاق نیفتاده است. ایمیل تنها یکی از آن چهار تاست که فهرستش فایلی است در دست خودتان. از هشت ستون دانش شکل دارد، همین یکی جایی است که تقریباً هر صفحه رقیب برای فروختن ابزاری نوشته شده که پیشنهادش می‌دهد.

ترتیبی که مهرآیین وارونه رفت

ترتیبی که جواب می‌دهد همیشه از یک جا شروع می‌شود: اینکه یک فروش چه باقی می‌گذارد، بعد چه کسی می‌خرد، بعد چه گفته شود، و آخر از همه کجا گفته شود. مهرآیین از ته شروع کرد. کسی گفت تبلیغ کلیکی بخرند، تا ظهر حساب باز شده بود، صفحه فرودی نوشته شد، و در یک ماه ۲۲٬۳۵۰٬۰۰۰ تومان از حساب بیرون رفت. پرسش اینکه یک فروش چقدر می‌ارزد، بعد از پول رسید.

رو به جلو، حساب ساده است و ده دقیقه وقت می‌برد. سقف قیمت کلیک، سود هر فروش تقسیم بر تعداد بازدیدی که یک فروش می‌برد. صفحه مهرآیین از هر صد بازدید یکی را به سفارش تبدیل می‌کرد، اندازه‌گرفته روی یک فصل نه یک هفته خوب. ۵۳۰ هزار تومان تقسیم بر صد بازدید، سقف را روی ۵٬۳۰۰ تومان می‌گذارد. ارزان‌ترین کلیکی که شبکه برای عبارتی که مردم واقعاً تایپ می‌کنند می‌فروخت ۷٬۴۵۰ تومان بود. این کانال پیش از نوشتن اولین تبلیغ بسته بود و هیچ نوشتن خوبی بازش نمی‌کرد.

یک چیز را باید صریح گفت، چون بیشتر متن‌های فارسی از کنارش رد می‌شوند: گوگل ادز و تبلیغات متا از ایران خریدنی نیستند. تبلیغات پولی در این درخت چیز دیگری است، شبکه‌های تبلیغاتی کلیکی داخلی و خریدن جای تبلیغ روی پلتفرم‌های ایرانی. حسابی که بالا نوشته شد عوض نمی‌شود. سقف ۵٬۳۰۰ تومان سقف است، هر کسی که آن کلیک را می‌فروشد.

ترتیب وارونه

راهی که مهرآیین رفت، کشیده‌شده به شکل راه

شش ایستگاه، و ششمی همان تصمیم اولی است. بیشتر فروشگاه‌ها این راه را بیش از یک بار می‌روند، هر بار با کانالی دیگر.

  1. ۰۱کانال را انتخاب کنکسی تبلیغ کلیکی را پیشنهاد می‌دهد و کار از همان‌جا شروع می‌شود
  2. ۰۲چیزی برای فرستادن بسازیک صفحه فرود، پیش از آنکه کسی گفته باشد چه کسی کلیک می‌کند
  3. ۰۳کلیک‌ها را بخریک ماه، و حسابی که با کمال میل بیشتر هم خرج می‌کند
  4. ۰۴گزارش را بخوانبازدید بالا، و عددی که زیرش است هنوز نگاه نشده
  5. ۰۵حساب کن یک فروش چقدر می‌ارزد۵۳۰ هزار تومان، و تمام این مدت هم ۵۳۰ هزار تومان بود
  6. ۰۶دوباره کانال را انتخاب کنهمان تصمیم، این بار با حساب جلوی چشم

هیچ‌کدام از آن پنج ایستگاه اول بد انجام نشده بود. همین است که این راه را از داخلش سخت‌دیدنی می‌کند، و بهای عادی دیدنش را همان یک ماه خرج می‌کند.

بازدید بالا رفت، سفارش نه

اینجاست که کار در بازاریابی می‌ایستد، و علتش کم‌کاری نیست. اندازه گرفتن چیز اشتباه است و بعد بهتر شدن در همان چیز. عددی که پلتفرم جلوی دست شما می‌گذارد همانی است که آسان‌تر از همه بالا می‌رود و کمتر از همه درباره فروش حرف می‌زند: بازدید صفحه، بازدید استوری، شمار دنبال‌کننده. مهرآیین آن ماه سه هزار کلیک خرید و بازدید صفحه محصولش از هر ماه دیگری بیشتر بود.

آن ماه را کامل بنویسیم، چون شکلش همه‌جا تکرار می‌شود. سه هزار کلیک با قیمت ۷٬۴۵۰ تومان شد ۲۲٬۳۵۰٬۰۰۰ تومان. آن کلیک‌ها بیست سفارش آوردند، نه سی تا: یک در صد و پنجاه. نرخی که روی ترافیک خودتان اندازه گرفته‌اید نرخ ترافیک تبلیغ نیست، چون کسی که از تبلیغ می‌آید شما را از پیش نمی‌شناخت. بیست رومیزی یعنی ۱۹٬۶۰۰٬۰۰۰ تومان فروش، در برابر ۶٬۶۰۰٬۰۰۰ تومان پارچه و رنگ و جعبه، ۲٬۴۰۰٬۰۰۰ تومان پست و ۲۲٬۳۵۰٬۰۰۰ تومان کلیک، که روی هم ۳۱٬۳۵۰٬۰۰۰ تومان بیرون می‌شود. آن ماه ۱۱٬۷۵۰٬۰۰۰ تومان کسری داد.

هر موضوع پایین این صفحه نسخه خودش را از همین تله دارد و اسم بردن از مال خودتان بیشترِ درمان است. در سئو رتبه‌ای برای عبارتی که کسی پس از آن نمی‌خرد. در ایمیل نرخ باز شدن روی فهرستی که هرگز سفارشی نداده. در شبکه‌های اجتماعی شمار دنبال‌کننده، عددی که پلتفرم می‌تواند یک بعدازظهر بی‌ارزشش کند. در تولید محتوا شمار مطلب منتشرشده. همه واقعی‌اند، همه آسان بالا می‌روند، و هیچ‌کدام با کارگاهی که آرام می‌میرد ناسازگار نیست.

یک ماه

یک ماه تبلیغ کلیکی پول را کجا فرستاد

هر تومانی که آن ماه از کارگاه بیرون رفت، بر حسب اینکه به چه کسی رسید. بزرگ‌ترین تامین‌کننده مهرآیین تامین‌کننده نبود.

یک ماه در کارگاه مهرآیین، بر حسب تومانی که از حساب بیرون رفت.

۳۱٫۳۵ میلیونتومان بیرون
  1. شبکه تبلیغاتیسه هزار کلیک۲۲٬۳۵۰٬۰۰۰ تومان
  2. پارچه و رنگ و جعبهبیست رومیزی، هرکدام ۳۳۰ هزار تومان۶٬۶۰۰٬۰۰۰ تومان
  3. پستبیست بسته، هرکدام ۱۲۰ هزار تومان۲٬۴۰۰٬۰۰۰ تومان

ساعتی را که هر روز اداره آن حساب می‌برد بیرون گذاشته است، که در کارگاه دو نفره بزرگ‌ترین قلم است و هرگز روی نموداری از این دست نمی‌آید.

چه چیزی در ۲۰۲۶ باز می‌شود

سرچ کنسول گوگل کف رایگان است و تنها جایی که عبارت‌های خودِ شما در آن هست. جای داده‌ای را گرفت که گوگل در ۲۰۱۱ از تحلیل‌گرها برداشت، و از ایران بدون واسطه باز می‌شود. چیزی که بد خوانده می‌شود ستون موقعیت است: موقعیت میانگین در سرچ کنسول میانگینی روی نمایش‌هاست، نه رتبه، پس عدد ۸٫۴ می‌تواند یعنی سوم برای نیمی از عبارت‌ها و بیستم برای بقیه. ضمناً فقط جست‌وجوهایی را می‌شناسد که در آن‌ها نشان داده شده‌اید.

برای فارسی نکته‌ای هست که کمتر جایی نوشته می‌شود: داده‌ای که ابزارهای جهانی از جست‌وجوی فارسی دارند کم است و برای بسیاری از عبارت‌ها عددی نزدیک صفر نشان می‌دهند، در حالی که همان عبارت هر روز تایپ می‌شود. مرتب کردن فهرستی فارسی بر اساس آن اعداد، مرتب کردن بر اساس چیزی است که اندازه گرفته نشده. نقطه شروع سرچ کنسول خودتان است، و آنچه مردم تایپ می‌کنند، و آنچه واقعاً می‌خواهند از همین‌جا آغاز می‌کند.

ابزارهای وب‌مستر Ahrefs جواب صادقانه کارگاهی است که بودجه ندارد: برای سایتی که مالکیتش را تایید کرده‌اید رایگان است و جای خریدن داده رقبا را گرفت، داده‌ای که هنوز به آن احتیاجی نداشتید. اشتراک کامل Ahrefs و Semrush از ایران مستقیم قابل پرداخت نیست و راه‌های دور زدنش هزینه و ریسک خودشان را دارند. عدد سختی هم بیشترش شمارش لینک‌هایی است به صفحه‌هایی که امروز رتبه دارند: حرفی درباره گذشته، نه درباره صفحه‌ای که شما می‌نویسید.

برای شمردن، ابزاری که داده را روی دامنه خودتان نگه می‌دارد کم‌دردسرترین است. جای Universal Analytics را گرفت که اول ژوئیه ۲۰۲۳ پردازش داده را متوقف کرد، پس هر آموزشی قدیمی‌تر از آن تاریخ محصولی را شرح می‌دهد که دیگر اجرا نمی‌شود. برای ایمیل دسته را نام ببرید نه محصول را: هر سرویسی که بگذارد فهرست را به شکل فایل بیرون بکشید. فهرست ایمیل تا جایی مال شماست که بتوانید خروجی‌اش بگیرید، و این را باید روز اول امتحان کرد نه روزی که قیمت‌ها عوض شده‌اند.

پنج عددی که می‌گویند سه ماه جلو رفته‌اید

بهتر شدن در این کار هیچ حسی ندارد و جایگزینش شمردن کار است: شمار مطلب، شمار تبلیغ، شمار گزارش. این را می‌شود به جایش وارسی کرد. چیزی که یک فروش باقی می‌گذارد یک عدد است، ۵۳۰ هزار تومان در مهرآیین، و بیشتر کسانی که فروشگاهی دارند یک بار هم پست را از آن کم نکرده‌اند. کاری که صفحه با یک بازدید می‌کند عدد دوم است، یک در صد. آن دو، سومی را مجانی می‌دهند. چهارمی پیش از شروع نوشته می‌شود نه پس از آن: قیمت هر فروش که بالاتر از آن تبلیغ خاموش می‌شود، توافق‌شده وقتی هنوز کسی چیزی از دست نداده.

پنجمی یک هفته فروش خرج برمی‌دارد و همان است که کسی سه ماهه را از کسی یک ماهه جدا می‌کند. کدام سفارش‌ها به هر حال می‌آمدند، با یک هفته تبلیغ خاموش جواب می‌گیرد. مهرآیین آن هفته را تیر ۱۴۰۵ گذراند: چهار رومیزی با تبلیغ خاموش، در برابر پنج تا هفته پیش با تبلیغ روشن. حساب تبلیغاتی هر پنج تا را به نام خودش نوشته بود. اندازه گرفتنش، تا تصمیم‌ها حدس نباشند جایی است که این بحث شروع می‌شود، و پایان مرتبی ندارد.

نشانه

پنج جواب، و زمینی که صاف نیست

چهار تای اول با نگاه کردن به جایی به دست می‌آیند. فقط آخری کاری را که با آن چهار تا می‌کنید عوض می‌کند.

  1. ۰۱چیزی که یک فروش باقی می‌گذارد۵۳۰ هزار تومان در مهرآیین، پس از پارچه و پست
  2. ۰۲کاری که صفحه با یک بازدید می‌کندیک در صد، اندازه‌گرفته روی یک فصل و نه یک هفته خوب
  3. ۰۳بالاترین قیمت کلیک که هنوز می‌ارزدجواب اول تقسیم بر بازدیدی که یک فروش می‌برد
  4. ۰۴عددی که رویش می‌ایستیدنوشته پیش از اولین کلیک، نه بحث‌شده پس از آن
  5. ۰۵کدام سفارش‌ها به هر حال می‌آمدندچهار رومیزی با تبلیغ خاموش، در برابر پنج تا با تبلیغ روشن

جواب دادن به پنجمی سومی را جابه‌جا می‌کند. اگر بیشتر سفارش‌ها به هر حال می‌آمدند، آنچه یک تبلیغ واقعاً اضافه می‌کند کمتر از ۵۳۰ هزار تومان است و سقف با آن پایین می‌آید.

هشت موضوع، و اینکه شما در کدام ایستاده‌اید

تقریباً هر کسی که به این صفحه می‌رسد در یکی از دو جا ایستاده است. اگر هنوز چیزی تصمیم گرفته نشده، تصمیم‌هایی که پیش از انتخاب هر کانالی گرفته می‌شوند موضوع اول است و کوتاه‌ترین راه بیرون آمدن از هدر دادن یک فصل. اگر چیزی از پیش می‌فروشد، انتخاب میان آن چهار کانال است و بیشتر به این برمی‌گردد که چقدر می‌توانید صبر کنید.

آن نتیجه‌ای بودن که کلیک می‌شود، بی‌آنکه پولش را داده باشید کندترین آن چهار تاست و تنها یکی که انباشته می‌شود. خریدن توجه، و گران نخریدنش فوری است، درباره قیمتش صادق است، و روی کارگاهی که حسابش شبیه مهرآیین باشد بسته است. ساختن مخاطب روی پلتفرمی که مال شما نیست جایی است که صاحبخانه پس از اسباب‌کشی اجاره را تعیین می‌کند. کانالی که مال خودتان است و کسی نمی‌تواند از شما بگیرد آن‌قدر کند است که باید پیش از نیاز شروع شود؛ زیر هر چهار، نوشتن چیزهایی که پیدا و خوانده می‌شوند نشسته است، همان که کانال‌ها حملش می‌کنند.

برای کسی که کارگاه مال خودش است، موضوع همسایه ساختن چیزی که کار کند، بی‌آنکه ساعت‌هایتان را بفروشید است، مسئله‌ای دیگر روی همان حساب. صفحه‌ای که پول دست به دست می‌شود پیش از آنکه پرسش بازاریابی باشد پرسش طراحی است، و فهمیدن اینکه آدم‌ها به چه نیاز دارند، پیش از طراحی هر چیز جایی است که جدی گرفته می‌شود. تامین محتوا یک جواب آشکار ۲۰۲۶ دارد که بیشتر وقت‌ها جواب نمی‌دهد، و ساختن تصویر، ویدیو، صدا و متن با یک مدل را برای چیزی که از شما می‌گیرد بخوانید، نه فقط آنچه صرفه‌جویی می‌کند.

آنچه می‌ماند پرسشی است که مهرآیین باید پیش از باز کردن حساب تبلیغاتی می‌پرسید، و کدام کانال نیست. ۵۳۰ هزار تومان چیزی است که یک رومیزی باقی می‌گذارد، اما همان کارگاه مشتری‌هایی دارد که پنج سال است هر پاییز شش تا هفت رومیزی سفارش می‌دهند، و برای آن‌ها ۵۳۰ هزار تومان هیچ‌وقت عدد درست نبود. اینکه یک کانال در برابر کدام‌یک از آن دو عدد سنجیده شود همه‌چیز بالا را تعیین می‌کند، و آن بحث در فروش آنلاین، و جزئیاتی که تعیین می‌کنند جواب می‌دهد یا نه جا دارد.

کنار این

بالای این