Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش کتاب سه و چهار۴۰۰۰ واژه ضروری

بندی که در آن برخورد اتفاقی با واژه از کار می‌افتد. شانزده عبارتی که ادعا را درجه‌بندی می‌کنند، و برنامه‌ای که جای خواندن بیشتر می‌نشیند.

۵بخش
۴دقیقه خواندن
۵عمق

گذرگاه

دو کرانه راحت، و تخته‌هایی که کسی اتفاقی رویشان نمی‌رسد

روی هر دو کرانه می‌شود ایستاد. هر تخته میانشان آن‌قدر کم می‌آید که خواندن معمولی در یک هفته دو بار تحویلش نمی‌دهد.

ششصد واژه هر روزهمدام دیده می‌شوند و از قبل مال شمایند
  1. ۰۱درجه‌بندی کردن یک ادعاroughly، broadly، slightly، considerably
  2. ۰۲گفتن اینکه حرف از کیستaccording to، reportedly، as stated
  3. ۰۳نام گذاشتن روی یک تغییرrise، decline، fluctuate، stabilise
  4. ۰۴مشروط کردن یک تعهدliable، entitled، likely، subject to
نامه‌ای که خریدار جدی بگیردجایی که ادعا درجه دارد و تعهد شرط دارد

تخته‌ها کارند و نه موضوع، و به همین دلیل فهرستی که بر اساس موضوع مرتب شده برای این بند بد کار می‌کند. کسی واژگان صادرات لازم ندارد؛ واژگان مشروط کردن یک تعهد را لازم دارد.

این بند واژه‌های موضوعی نیست، واژه‌های کاری است. آنچه اینجا اضافه می‌شود توانایی درجه‌بندی کردن یک ادعاست: roughly a third of the order، broadly in line with last year، slightly above the agreed price. هیچ‌کدام درباره کالا نیستند و هر سه درباره میزان اطمینان‌اند.

فارسی همین کار را با عبارت انجام می‌دهد: «تقریباً و با توجه به شرایط، در حدود یک‌سوم». وقتی این عبارت ترجمه شود، جمله‌ای بیرون می‌آید که درست است و سه برابر لازم طول دارد، و خواننده انگلیسی‌زبان از طولش نتیجه می‌گیرد که نویسنده مطمئن نیست.

شانزده عبارت از یک ماه مکاتبه صادراتی

فربد در ارومیه کارشناس فروش صادراتی یک شرکت خشکبار است و با واردکننده‌های آلمان و امارات مکاتبه می‌کند. چهار دسته زیر، چهار کاری است که این بند انجام می‌دهد.

  • roughly a third of the order. تقریب، بدون ادعای دقت.
  • broadly in line with last year. تطابق کلی، نه برابری.
  • slightly above the agreed price. اختلاف کم، و همان‌جا اندازه‌اش را می‌گوید.
  • considerably later than promised. اختلاف زیاد، در نامه شکایت.
  • according to the shipping agent. منبع را نام می‌برد و مسئولیت را جابه‌جا می‌کند.
  • the delay was reportedly at the port. یعنی گفته می‌شود، و شما تاییدش نکرده‌اید.
  • as stated in the contract. ارجاع به سندی که هر دو طرف دارند.
  • prices rose sharply in March. تغییر، با شدتش در یک قید.
  • demand declined over the winter. کاهش تدریجی در یک بازه.
  • the rate fluctuates weekly. بالا و پایین رفتن بدون جهت مشخص.
  • the market has stabilised. رسیدن به ثبات، که نقطه پایان آن دو تای قبلی است.
  • the buyer is liable for the freight. مسئولیت حقوقی، نه اخلاقی.
  • you are entitled to a replacement. حق داشتن، نه اجازه داشتن.
  • the shipment is likely to arrive late. احتمال بالا، بدون قول دادن.
  • subject to bank approval. مشروط بودن، در سه واژه.
  • the figures are provisional. موقتی و قابل تغییر، که یک واژه جای یک بند را می‌گیرد.

چهار کاری که این بند انجام می‌دهد

دسته اول درجه را تنظیم می‌کند، دسته دوم می‌گوید حرف از کیست، دسته سوم تغییر را نام می‌گذارد، و دسته چهارم تعهد و شرط را می‌سازد. هیچ‌کدام موضوعی نیستند و همه‌شان در یک نامه ساختمانی هم عیناً می‌آیند.

به همین دلیل فهرست‌های موضوعی برای این بند بد کار می‌کنند. کسی واژگان صادرات لازم ندارد؛ واژگان مشروط کردن یک تعهد را لازم دارد، و آن اتفاقاً در صادرات پیش می‌آید.

جایی که کار می‌ایستد: برخورد اتفاقی دیگر تحویل نمی‌دهد

تا کتاب دوم، واژه‌ها آن‌قدر پرتکرارند که خواندن معمولی هفته‌ای چند بار جلویتان می‌گذاردشان. از این بند به بعد این تمام می‌شود. واژه‌ای مثل provisional ممکن است در یک ماه یک بار بیاید، و یک بار در ماه برای ماندن کافی نیست.

نتیجه‌اش این است که روشی که تا اینجا کار می‌کرد، دقیقاً همین‌جا از کار می‌افتد و هیچ علامتی هم نمی‌دهد. فربد شش ماه به همان روش قبلی ادامه داد، هر روز انگلیسی خواند، و در ایمیل‌هایش هنوز very و maybe می‌نوشت. حس کار کردن بود و اثر نداشت.

جایگزینش برنامه است و نه تلاش بیشتر. هر عبارت این بند باید عمداً دو بار در یک هفته جلوی چشم بیاید، و چون خواندن این کار را نمی‌کند، باید در نوشته خودتان بیاید. فربد در هر ایمیل دو عبارت از فهرست را عمداً جا داد و در شش هفته هر شانزده‌تا را نوشته بود.

بررسی‌کننده‌ای که پرگویی را علامت می‌زند

LanguageTool تا ۲۰۲۶ هسته متن‌بازش رایگان است و می‌شود روی رایانه خودتان اجرا کرد. کاری که اینجا می‌کند نه گرامر است و نه املا: قاعده‌های پرگویی‌اش عبارت‌های طولانی را علامت می‌زنند، و در متن یک فارسی‌زبان هر یک از آن علامت‌ها معمولاً جای یک واژه از همین بند است. جای بازخوانی خودتان را می‌گیرد، که جمله طولانی خودش را طولانی نمی‌بیند.

خطای بند: واژه رسمی به جای واژه دقیق

وقتی معلوم شد جمله‌ها باید کوتاه‌تر شوند، وسوسه بعدی برداشتن واژه بلندتر است. جمله the consignment was disseminated نه کوتاه‌تر است و نه دقیق‌تر، و فقط نشان می‌دهد نویسنده واژه را از فهرست برداشته و در جای اشتباه گذاشته است.

آنچه واقعاً کار می‌کند واژه‌های کوتاه این بند است، مثل roughly و likely و subject to، که هیچ‌کدام سخت نیستند و همه‌شان دقیق‌اند. جفت شدنشان با اسم درست همان چیزی است که در کدام واژه‌ها کنار هم می‌نشینند، و کدام‌ها هرگز شمرده شده، و همین بند در متن دانشگاهی شکل دیگری می‌گیرد که در واژگانی که استدلال مقاله را حمل می‌کند آمده است.

پرسش بعدی این است که بعد از این بند چه می‌ماند. فربد حالا ایمیلش را می‌نویسد و در متن قرارداد هنوز می‌ایستد، چون آنجا واژه‌هایی هستند که ماهی یک بار هم نمی‌آیند و نگه داشتنشان به چیز دیگری بستگی دارد، که واژه‌های کم‌بسامد و آکادمیک، برای آزمون و خواندن واقعی است.

کنار این

بالای این