«امتحان دادن» در انگلیسی give an exam نیست. give an exam کاری است که معلم میکند و آنچه شما میکنید take an exam است. فعل عوض شده و هیچکدام از دو واژه دیگر عوض نشدهاند، و همین جای باریک، جایی است که فارسی بیشترین تعداد جمله انگلیسی غلط را میسازد.
فارسی بیشتر فعلهایش را از یک اسم بهاضافه یک فعل سبک میسازد: کردن، زدن، گرفتن، خوردن، دادن، شدن. انگلیسی هم همین کار را میکند، با make و take و have و do و get، اما جفتها با هم نمیخوانند. هر جفتی که اشتباه بیفتد یک جمله کاملاً بیایراد از نظر گرامر میسازد که هیچ انگلیسیزبانی آن را نمیگوید.
بیست جفتی که ترجمه مستقیم خرابشان میکند
سمت چپ فعل سبک فارسی است و سمت راست شریک انگلیسیاش. هرجا شکل غلط را نوشتهام، همان شکلی است که ترجمه واژهبهواژه بیرون میدهد.
- امتحان دادن: نه give، بلکه take an exam.
- قرص خوردن: نه eat، بلکه take a pill.
- سرما خوردن: نه eat، بلکه catch a cold.
- چای خوردن: نه eat، بلکه drink tea.
- عکس گرفتن: نه get، بلکه take a photo.
- مسواک زدن: نه hit، بلکه brush your teeth.
- اشتباه کردن: نه do، بلکه make a mistake.
- قول دادن: نه give، بلکه make a promise.
- نوبت گرفتن: نه get، بلکه make an appointment.
- سوال کردن: نه do، بلکه ask a question.
- خواب دیدن: نه see، بلکه have a dream.
- دوست شدن: نه become، بلکه make friends.
- وقت گذاشتن: نه put، بلکه spend time.
- مریض شدن: نه become، بلکه get sick.
- دعوا کردن: نه do، بلکه have an argument.
- سیگار کشیدن: نه pull، بلکه smoke a cigarette.
- خرید کردن: نه make، بلکه do the shopping.
- توجه کردن: نه do، بلکه pay attention.
- زنگ زدن: نه hit، بلکه give someone a call.
- صبحانه خوردن: نه eat، بلکه have breakfast.
فرشته صبح روز آزمونش در شیراز به خواهرش پیام داد که دیشب سرما خورده، صبحانه نخورده و میخواهد به مرکز آزمون زنگ بزند. سه فعل، و در ترجمه مستقیم هر سه غلط: eat a cold و eat breakfast و hit the centre. شکلهای درست catch a cold و have breakfast و give the centre a call بودند، و هیچکدام از این سه فعل انگلیسی از فعل فارسیاش قابل حدس زدن نبود.
شش فعل سبک فارسی، پنج فعل انگلیسی، و نگاشتی که یکبهیک نیست
الگو پشت آن بیست سطر همین است. «گرفتن» بهتنهایی در فهرست بالا سه شریک انگلیسی دارد: take در عکس گرفتن، make در نوبت گرفتن، و catch در سرما خوردن که فارسیاش اصلاً فعل دیگری است. در جهت مخالف، take هم چند فعل فارسی را زیر خودش جمع کرده که هیچ ربطی به هم ندارند.
نتیجه عملیاش این است که واژه را نباید تنها یاد گرفت. اسمِ تنها هیچوقت نمیگوید کدام فعل را میخواهد، و فعلِ تنها هم نمیگوید با کدام اسمها میآید. چیزی که باید ذخیره شود جفت است، نه واژه، و کارتی که یک طرفش انگلیسی و طرف دیگرش یک معادل فارسی است دقیقاً همان چیزی است که جفت را نگه نمیدارد.
چند واژه کافی است، و کافی برای چه کاری
عدد بسته به کاری که با زبان دارید عوض میشود و بازهاش پهنتر از چیزی است که معمولاً گفته میشود. حدود ۲٬۰۰۰ خانواده واژه، یعنی یک ریشه با هرچه از آن روییده، حدود هشتاد درصد واژههای هر صفحهای را پوشش میدهد. کتابهای واژه پلکانی سرجمع تا حدود ۴٬۰۰۰ خانواده میروند، یعنی همان بازهای که در آن یاد گرفتن اتفاقی واژه دیگر جواب نمیدهد.
دنبال کردن گفتوگوی عادی حدود ۷٬۰۰۰ خانواده میخواهد، و رمان یا روزنامه بدون کمک حدود ۹٬۰۰۰، که شمارش پاول نیشن در سال ۲۰۰۶ است. فاصله میان دوتای اول کوتاه است و فاصله میان دومی و چهارمی بیشترِ کار، و هیچکدام از این عددها نمیگویند چقدر طول میکشد.
واژگان شما برای ریدینگ ساخته شده و برای رایتینگ نه
در ایران واژه تقریباً همیشه از یک فهرست یاد گرفته میشود: ۵۰۴ واژه، بعد ۱۱۰۰ واژه، بعد یک دسته آنکی برای آزمون. هر سه یک چیز را میسازند، جفت انگلیسی و معادل فارسی، و آن جفت دقیقاً همان چیزی است که ریدینگ لازم دارد و رایتینگ لازم ندارد.
به همین دلیل نمره ریدینگ و نمره رایتینگ آدمهای زیادی دو بند از هم فاصله میگیرد و همانجا میماند. در ریدینگ واژه جلوی چشم شماست و فقط باید بازشناخته شود؛ در رایتینگ باید از جایی بیرون بیاید و با شریک درستش بیرون بیاید. فهرستی که هزار واژه به شما داده، در ستون دوم چیزی نداده است.
راهش این است که هر واژه تازه را با یک جمله ذخیره کنید که خودتان ساختهاید و اسم و جای واقعی در آن باشد، نه با یک معادل. جمله کوتاه باشد و مال زندگی خودتان: فرشته بهجای «appointment: نوبت» نوشت I made an appointment at the clinic on Saturday، و آن یک سطر هم فعل را نگه داشت و هم حرف اضافه را.
دو ابزار، و کاری که هرکدام میکند
آنکی تا ۲۰۲۶ هنوز همان چیزی است که برای تکرار با فاصله باز میکنید. جای فلشکارت کاغذی را گرفت و از هر استارتاپی که خواست جایش را بگیرد بیشتر دوام آورد. روی دسکتاپ و اندروید رایگان است و روی آیاواس پولی، و خرید همان نسخه از داخل ایران کار سادهای نیست. کاری که باید با آن بکنید این است که روی کارتها جمله بگذارید و نه واژه تنها.
ابزار دوم پرسیدن جفت است. جمله خودتان را جلوی یک مدل زبانی بگذارید و بپرسید کدام فعل با این اسم میآید و کدامها نمیآیند. این کار جای گشتن در دیکشنری دوزبانه را میگیرد، که معادل را میدهد و شریک را نمیدهد. در این حد رایگان است، و اگر جفت غلطی را با اطمینان جلویش بگذارید ممکن است بپذیردش، پس جمله را بپرسید و تایید نخواهید.
خطا: بستن هر واژه به یک معادل فارسی
خطای اصلی این نیست که واژههای جالب جمع میکنید. این است که هر واژه را به یک معادل فارسی میبندید، چون معادل فارسی یکی است و شریکهای انگلیسی چند تا. «گرفتن» را که به get بسته باشید، همان بستن، نوبت گرفتن و عکس گرفتن را هم خراب میکند، و شما یک واژه یاد گرفتهاید و سه جمله را از دست دادهاید.
آزمایشش ساده است: اسم را بپوشانید و بپرسید کدام فعل با آن میآید. اگر جواب نیامد، آن واژه هنوز فقط بازشناخته میشود و خرج نمیشود.
از کجای هشت شاخه شروع کنید
اگر بیست سطر بالا برایتان تازه بود، کدام واژهها را انگلیسی کنار هم میگذارد و کدامها را هرگز جایی است که همین موضوع تا ته باز میشود. بعدش فعلهایی که یک حرف اضافه بازنویسیشان میکند میآید، چون همان مسئله است با حرف اضافه بهجای اسم، و چرا واژهها گم میشوند، و برنامهای که نگهشان میدارد تصمیم میگیرد چه چیزی میماند.
اگر عددها را میخواهید به کار ببندید، فهرست واژههای اصلی، کتاب به کتاب همان بازهای را پوشش میدهد که یاد گرفتن اتفاقی در آن میایستد. پرسش بعدی این است که وقتی جفت درست را بلدید و موقع حرف زدن بهموقع نمیآید مشکل کجاست؛ جوابش در واژگان نیست و در رسیدن از جمله درست به حرف زدن بدون مکث است، و ساختهایی که این جفتها در آنها مینشینند در قاعدههایی که تعیین میکنند یک جمله چه اجازهای دارد ساخته میشوند.