Faragiri
فارسی

زبان را انتخاب کنید ۲

همهٔ زبان‌ها

آموزش افعال دوکلمه‌ایلغات انگلیسی

«از کار افتادن» و break down یک جور ساخته شده‌اند. تفاوت در واژه دوم است که در انگلیسی می‌تواند آن طرف مفعول بنشیند، و در ضمیر حتماً می‌نشیند.

۵بخش
۴دقیقه خواندن
۴عمق

همان واژه دوم

چهار واژه کوچک، و حسی که هرکدام با خود می‌برند

واژه دوم را یک بار یاد بگیرید و روی هر فعلی که به آن بچسبد سود می‌دهد، که تنها صرفه‌جویی موجود در این بخش از واژگان است.

  • upتا تمام شدن، یا تا جایی که چیزی نماند
    • fill up
    • lock up
    • tidy up
    • warm up
  • outتا ته کشیدن، یا بیرون آمدن به دید
    • wear out
    • find out
    • hand out
    • run out
واژه دوم
  • offجدا شدن، یا لغو شدن
    • switch off
    • cut off
    • call off
    • set off
  • throughتا انتهای چیزی طولانی
    • look through
    • sit through
    • go through

یک حدس اول است و نه قاعده. فارسی هم همین کار را با «بالا» و «در» و «بر» می‌کند و همان‌جا هم «بر خوردن» را هیچ‌کدامشان توضیح نمی‌دهند.

فعل دوکلمه‌ای ساخت غریبی نیست؛ فارسی پر از آن است. «بالا آمدن»، «در آوردن»، «سر رفتن» و «از کار افتادن» هیچ‌کدام از معنای اجزایشان درنمی‌آیند، دقیقاً مثل the lift broke down on Tuesday. آنچه فارسی ندارد و انگلیسی دارد این است که آن واژه دوم می‌تواند از فعل جدا شود و آن طرف مفعول بنشیند.

پس کار روی دو چیز است: معنای واژه دوم، و اینکه کجا اجازه دارد بایستد. دومی قاعده دارد و در یک بند تمام می‌شود، اولی قاعده ندارد و باید جمع شود.

ده جمله از یک هفته کاری

بابک در کرج آسانسور تعمیر می‌کند و برای یک سازنده اتریشی گزارش انگلیسی می‌نویسد. این ده سطر همان چیزی است که گزارش یک هفته‌اش لازم دارد.

  • the lift broke down on Tuesday. یعنی از کار افتاد، و هیچ چیزی نشکسته است.
  • switch the lift off. مفعول اسم است، پس هر دو ترتیب درست‌اند.
  • switch it off at the mains. مفعول ضمیر است و اینجا فقط همین یک ترتیب درست است.
  • I put off the service visit. یعنی عقب انداختم، نه اینکه چیزی را جایی گذاشتم.
  • the alarm goes off when the door sticks. برای زنگ خطر، go off یعنی به صدا درآمدن.
  • look into the noise on the third floor. یعنی بررسی کن، و این یکی هیچ‌وقت جدا نمی‌شود.
  • I ran into the caretaker in the lobby. یعنی اتفاقی برخوردم، نه اینکه به کسی زدم.
  • they called off the inspection. یعنی لغو کردند.
  • the battery ran out. یعنی تمام شد، و این یکی مفعول نمی‌گیرد.
  • sort out the wiring first. یعنی سر و سامان بده، و در انگلیسی بریتانیایی از fix هم رایج‌تر است.

قاعده جدا شدن، در چهار سطر

فعل‌هایی که مفعول می‌گیرند و جداشدنی‌اند، مثل switch off و put off و call off، هر دو ترتیب را می‌پذیرند وقتی مفعول اسم باشد. وقتی مفعول ضمیر باشد، ضمیر حتماً وسط می‌نشیند: switch it off درست است و switch off it انگلیسی نیست.

در برابر این‌ها فعل‌هایی هستند که هرگز جدا نمی‌شوند، مثل look into و run into، و فعل‌هایی که اصلاً مفعول نمی‌گیرند، مثل break down و run out. هیچ نشانه‌ای در ظاهر فعل نمی‌گوید کدام کدام است، پس این هم بخشی از خودِ واژه است و همراهش ذخیره می‌شود.

جایی که کار می‌ایستد: در ریدینگ لازم نمی‌شوند

فعل دوکلمه‌ای در متن نوشتاری رسمی کم می‌آید، چون انگلیسی نوشتاری معمولاً معادل تک‌واژه‌ای لاتینی‌اش را ترجیح می‌دهد: postpone به جای put off و investigate به جای look into. کسی که انگلیسی‌اش از ریدینگ و از فهرست واژه ساخته شده، همیشه معادل رسمی را دارد و هیچ‌وقت به شکل دوکلمه‌ای نیاز پیدا نکرده است.

هزینه‌اش جایی ظاهر می‌شود که نه آزمون است و نه کتاب: در تماس تلفنی و در پیام کوتاه کاری. بابک در گزارش نوشتاری‌اش postpone نوشت و درست بود، و در تماس با همان سازنده وقتی طرف مقابل گفت we had to put it off، دو ثانیه دنبال معنا گشت. آن دو ثانیه در هر تماس چند بار تکرار می‌شود.

راهش این است که جهت را عوض کنید. به جای یاد گرفتن فهرست فعل دوکلمه‌ای، هر واژه رسمی‌ای را که از قبل بلدید بردارید و شکل دوکلمه‌ای‌اش را پیدا کنید. فهرست شما آن‌وقت به اندازه واژگان رسمی‌تان بزرگ است و هر سطرش را از قبل لازم داشته‌اید.

جایی که معنای واژه دوم را می‌شود دید

Cambridge Dictionary تا ۲۰۲۶ رایگان است و برای هر فعل دوکلمه‌ای مدخل جداگانه دارد، با این نکته که جداشدنی بودن را هم علامت می‌زند. جای فهرست الفبایی فعل‌های دوکلمه‌ای در جزوه را می‌گیرد، که دویست سطر پشت هم می‌دهد و درباره جای مفعول ساکت است.

دو خطای رایج، و یکی که خطا نیست

اول، ضمیر بعد از واژه دوم: switch off it. این یکی هیچ‌وقت درست نیست و تنها خطای این صفحه است که استثنا ندارد. دوم، ترجمه واژه دوم فارسی به انگلیسی: «از کار افتاد» به fall from work نمی‌رسد و به broke down می‌رسد، و هیچ راهی برای حدس زدنش نیست.

چیزی که خطا نیست، استفاده از شکل دوکلمه‌ای در نوشتار است. کسی به شما گفته این‌ها غیررسمی‌اند و در بیشتر نامه‌های کاری کاملاً عادی‌اند؛ آنچه واقعاً غیررسمی است در آنچه مردم واقعاً می‌گویند، و جایی که نباید گفت اندازه‌گیری شده است. جفت شدن ثابت این فعل‌ها با اسم‌های مشخص هم موضوع کدام واژه‌ها کنار هم می‌نشینند، و کدام‌ها هرگز است.

پرسش بعدی سرعت است. بابک حالا این ده سطر را می‌شناسد و در تماس زنده هنوز دو ثانیه دیر می‌فهمد، چون شکل دوکلمه‌ای در گفتار به هم می‌چسبد و واژه دوم بی‌تکیه رد می‌شود. بیرون کشیدن آن از صدای واقعی کار شنیدن سرعت واقعی، بدون زیرنویس و بدون تکرار است.

کنار این

بالای این