Faragiri

آموزش هوش مصنوعی در کارهوش مصنوعی

کارهای یک شغل را بر اساس قیمت بررسی یک پیش‌نویس مرتب کنید، و آن‌هایی که جابه‌جا شدند از آن‌هایی که هرگز نمی‌شوند تمیز جدا می‌شوند.

۵بخش
۵دقیقه خواندن
۲عمق

یک نویسنده فنی، یک هفته

همان شغل، مرتب‌شده بر اساس اینکه بررسی یک پیش‌نویس چقدر می‌ارزد

ستون‌ها بر اساس اینکه هر کار چقدر جابه‌جا شده مرتب‌اند. کارت‌های داخل یک ستون هیچ ترتیبی ندارند.

  1. خیلی جابه‌جا شد۴
    • پیش‌نویس اول یک دستورالعمل از روی یادداشت‌های مهندس‌ها
    • ترجمه چهار متن، که هرکدام را یک نفر در فروش می‌خواند
    • یادداشت انتشار نسخه از روی فهرست تغییرات
    • بازنویسی یک بند، سه پله ساده‌تر
  2. با صفحه درست جلویش، جابه‌جا شد۲
    • اینکه کدام واشر به دستگاه ساخت ۱۳۹۸ می‌خورد
    • مطابقت فهرست قطعات با نقشه فعلی
  3. جابه‌جا نشد۴
    • ایستادن کنار دستگاه با چراغ‌قوه، برای اینکه ببیند شدنی است
    • تصمیم گرفتن درباره اینکه دستورالعمل چه باید باشد
    • ایمیل نمایندگی تبریز که می‌گوید دفترچه غلط است
    • امضا کردنش

ستون سوم فهرست کارهایی نیست که ماشین‌ها بلد نیستند. فهرست کارهایی است که از قبل خودشان یک بررسی بودند، و پیش‌نویس به درد یک بررسی نمی‌خورد.

نرگس شبانی تنها نویسنده فنی یک شرکت تجهیزات آزمایشگاهی در کرج است. از بهار امسال پیش‌نویس دستورالعمل‌ها را مدل می‌نویسد و او بازبینی می‌کند. زمان نوشتن یک دفترچه از نه روز به چهار روز رسید، و زمان تحویلش عوض نشد، چون حالا مهندسی که باید تاییدش کند دو برابر متن جلویش دارد.

یک شغل بسته‌ای از کارهاست، و مدل بعضی کارها را جابه‌جا می‌کند نه شغل را. هر بحثی درباره اینکه «فلان شغل از بین می‌رود» پیش از این تفکیک انجام شده و به همین دلیل هیچ‌وقت به یک تصمیم نمی‌رسد. تفکیک هم یک قاعده دارد و همین یک قاعده کل این صفحه است.

کارها را بر اساس قیمت بررسی مرتب کنید

کارهایی جابه‌جا می‌شوند که بررسی پیش‌نویسشان ارزان است. پیش‌نویس اول یک دستورالعمل از روی یادداشت‌های مهندس‌ها: خواندن و اصلاحش ده دقیقه است، پس جابه‌جا شد. یادداشت انتشار نسخه از روی فهرست تغییرات: بررسی‌اش یک نگاه است، پس جابه‌جا شد.

و کارهایی می‌مانند که خودِ بررسی، کار است. ایستادن کنار دستگاه با چراغ‌قوه برای اینکه ببیند مرحله‌ای که نوشته شده اصلاً شدنی است، جابه‌جا نمی‌شود؛ نه به این دلیل که ماشین نمی‌تواند، به این دلیل که پیش‌نویس در آن کار هیچ کمکی نیست. ستون سوم فهرست کارهایی نیست که ماشین‌ها بلد نیستند، فهرست کارهایی است که از قبل خودشان یک بررسی بودند.

یک ستون میانی هم هست که در فهرست‌های انگلیسی معمولاً نیست: کارهایی که فقط با صفحه درست جلویشان جابه‌جا می‌شوند. اینکه کدام واشر به دستگاه ساخت ۱۳۹۸ می‌خورد، جواب مطمئن دارد اگر نقشه همان دستگاه در دسترس باشد، و اگر نباشد جواب مطمئنِ غلط دارد. تفاوت این دو حالت از بیرون دیده نمی‌شود.

در فارسی، مرتب‌سازی همان مرتب‌سازی انگلیسی نیست

بررسی یک متن فارسی تولیدشده گران‌تر از نسخه انگلیسی‌اش است، پس مرتب‌سازی فرق می‌کند. متن فارسی مدل روان است و خطاهایش از جنسی است که دیرتر دیده می‌شود: نیم‌فاصله‌های جاافتاده، ترکیب‌هایی که ترجمه‌شده به نظر می‌رسند، و اصطلاح فنی‌ای که در آن صنعت جور دیگری گفته می‌شود. هرکدام یک ثانیه طول می‌کشد تا دیده شود و پنج ثانیه تا درست شود، و در یک دفترچه چهل صفحه‌ای همین می‌شود یک روز.

نتیجه عملی‌اش این است که کاری که در یک تیم انگلیسی‌زبان در ستون اول می‌نشیند، ممکن است اینجا در ستون دوم بنشیند. مرتب‌سازی را از روی مقاله ترجمه نکنید؛ یک هفته کار خودتان را با ساعت بسنجید. این تنها بخش این صفحه است که کسی نمی‌تواند به جای شما انجامش دهد.

صف جابه‌جا می‌شود و کسی برایش نیرو نمی‌گیرد

گلوگاه می‌رود جلوی کسی که بازبینی می‌کند، و کسی برای آن نیرو نمی‌گیرد. در شرکت کرج، نرگس سریع‌تر شد و مهندس تایید‌کننده نشد، پس صف از میز نرگس به میز او منتقل شد و مجموع زمان تحویل تکان نخورد. از بیرون شبیه این است که هیچ چیزی بهتر نشده، و در واقع یک نفر بیکارتر شده و یک نفر شلوغ‌تر.

و وقتی که در پیش‌نویس صرفه‌جویی شده، به شکل پیش‌نویس بیشتر برمی‌گردد مگر کسی تصمیم دیگری بگیرد. این حالت پیش‌فرض است و به تصمیم کسی هم نیاز ندارد: ظرفیت تازه بلافاصله با کار تازه پر می‌شود، چون درخواست‌ها همیشه بیشتر از ظرفیت‌اند. اگر می‌خواهید صرفه‌جویی به شکل زمان برگردد، باید کسی بنویسد که برمی‌گردد، وگرنه به شکل حجم برمی‌گردد.

و آخری که از همه ناخوشایندتر است: پاسخگوی خروجی‌ای هستید که خودتان ننوشته‌اید. امضای پای دفترچه امضای نرگس است. این چیز تازه‌ای نیست، هر ویراستاری همیشه همین وضع را داشته، ولی حجم عوض شده و بررسی سطحی حالا ارزان‌تر و وسوسه‌انگیزتر است.

ایست: از قدم سوم شروع می‌کنند

کار اینجا می‌ایستد، و ایستادن شکل یک پروژه فعال دارد. تقریباً همه از خودکارسازی شروع می‌کنند، یعنی از قدم سوم، چون دو قدم اول هیچ چیز نشان‌دادنی تولید نمی‌کنند: نتیجه‌شان یک فهرست است روی کاغذ، و روی هم یک بعدازظهر وقت می‌گیرند.

خروجی شروع از قدم سوم قابل پیش‌بینی است: خطی که پیش‌نویس تولید می‌کند و هیچ‌کس ساعتِ خواندنشان را ندارد. در ایران یک شکل دیگر هم دارد که بیشتر دیده می‌شود: خریدن یا سفارش دادن یک دستیار سازمانی، پیش از آنکه کسی یک هفته کار خودش را مرتب کرده باشد. راه بیرون آمدن همان دو قدمی است که ارزانند و کسی برنمی‌داردشان، و قدم دوم در ایران مهم‌تر است، چون تصمیم درباره اینکه چه چیزی از ساختمان بیرون می‌رود اینجا با ابزار حل نمی‌شود.

ترتیب

خودکارسازی قدم سوم است و همه از همان‌جا شروع می‌کنند

دو قدم اول هیچ چیز نشان‌دادنی تولید نمی‌کنند، روی هم یک بعدازظهر وقت می‌گیرند، و تعیین می‌کنند قدم سوم ارزش ساختن دارد یا نه.

  1. کارهای خودتان را مرتب کنیدبر اساس اینکه بررسی یک پیش‌نویس چقدر می‌ارزد. کسی نمی‌تواند به جای شما
  2. محدودیت‌ها را پیدا کنیدچه چیزی اجازه دارد از ساختمان بیرون برود، و آیا به خواننده گفته می‌شود
  3. جایی که همه شروع می‌کنندیک کار را خودکار کنیدهمان که بررسی‌اش ارزان‌تر است، و دقیقاً یکی
  4. ببینید صف کجا رفتمی‌رود جلوی کسی که بازبینی می‌کند، و آن یک تصمیم نیروی انسانی است
  5. بعد رشته خودتان را بخوانیدبعد از مرتب‌سازی خودتان به کار می‌آید، و پیش از آن گمراه می‌کند

این شکل نمی‌گوید هر قدم چقدر طول می‌کشد. قدم اول یک بعدازظهر است و قدم چهارم ممکن است هرگز به یک تصمیم نرسد، چون صاحب مشخصی ندارد.

سه ابزار، و یکی‌شان چون بقیه در دسترس نیستند

دستیار داخل ویرایشگر سند، یعنی Microsoft 365 Copilot و Gemini در Google Workspace، از ۲۰۲۶ جای کپی کردن یک بند در پنجره چت و برگرداندن جوابش را گرفته است. راه رایگانی ندارد؛ پروانه ماهانه به ازای هر نفر است، و از ایران هیچ‌کدام قابل پرداخت نیست. نتیجه عملی‌اش این است که تیم‌های ایرانی در همان حالت کپی و چسباندن می‌مانند، و همان حالت است که تصمیم قدم دوم را به یک تصمیم واقعی تبدیل می‌کند: متنی که در پنجره چت گذاشته می‌شود، در حسابی گذاشته شده که مال شرکت نیست.

NotebookLM از ۲۰۲۶ جای پرسیدن درباره آیین‌نامه خودتان از یک دستیار عمومی را گرفته که جوابی روان از جای دیگری می‌دهد؛ لایه رایگان دارد و به بندی که استفاده کرده اشاره می‌کند، و مثل بقیه محصولات گوگل از ایران مستقیم باز نمی‌شود. Whisper از ۲۰۲۶ جای تایپ کردن یک جلسه از روی فایل صدا را گرفته؛ رایگان و متن‌باز است و چون روی دستگاه خودتان اجرا می‌شود صدای جلسه از ساختمان بیرون نمی‌رود، که همان دلیلی است که برای این فهرست انتخابش کرده است.

مرتب کردن قدم اول است و خودکارسازی قدم سوم

اول کارهای خودتان را مرتب کنید و بعد محدودیت‌هایی که اختیاری نیستند، یعنی اینکه چه چیزی اجازه دارد از ساختمان بیرون برود و آیا به خواننده گفته می‌شود یا نه. این دو با هم یک بعدازظهرند و تعیین می‌کنند قدم سوم ارزش ساختن دارد یا نه.

قدم سوم سیم‌کشی مدل‌ها داخل کاری که تکرار می‌شود است، و فقط برای یک کار، همان که بررسی‌اش ارزان‌تر از بقیه است. بعد از آن باید نگاه کرد صف کجا رفت، که موضوع اینکه آدم هنوز برای چیست است و یک تصمیم نیروی انسانی است نه یک تصمیم فنی. و اینکه این تغییر در هر رشته چه شکلی دارد بعد از مرتب‌سازی خودتان خواندنی است و پیش از آن گمراه‌کننده، چون تجربه یک رشته دیگر مرتب‌سازی خودش را با خودش می‌آورد.

این پله جایی از کار کردن با مدل‌ها، فهمیدنشان، و ساختن با آن‌ها است که آدم‌ها آخر از همه سراغش می‌روند و باید دومین باشد، چون بدون آن هیچ‌کدام از بقیه یک اولویت ندارند. وقتی کاری واقعاً تکرارشونده شد و قرار شد بی‌ناظر بچرخد، به مدلی که ابزار گرفته و اجازه دارد کاری بکند تبدیل می‌شود و قواعد آنجا سخت‌گیرانه‌ترند. و اینکه در یک رزومه دیگر چه چیزی ارزش دارد، سوالی است که مسیر شغلی جوابش را می‌دهد.

چیزی که فنی نیست و همین‌جا هم حل نمی‌شود، این است که آن پنج روزِ آزادشده مال کیست. اگر جواب نوشته نشود، خودش جواب می‌گیرد و جوابش «مال شرکت» است.

کنار این

بالای این