Faragiri

آموزش مبانی طراحیطراحی

حرف بزرگ و فاصله حروف باز، دو ابزاری که یک صفحه لاتین با آن‌ها تفاوت می‌سازد، در فارسی وجود ندارند و اندازه و وزن و رنگ باید کارشان را هم بکنند.

۶بخش
۶دقیقه خواندن
۲عمق

شش خانه، یک سطح

هر خوشه اینجا یکی از دو پرسش است، در مقیاسی دیگر

سه خانه می‌پرسند چقدر دور، دو خانه می‌پرسند چقدر متفاوت، و ششمی روشی است که جواب هر دو را دقیق می‌کند.

دوری و تفاوت
  • ترکیب‌بندیچقدر دور، در اندازه یک برگه کامل
  • شبکه و صفحه‌آراییچقدر دور، یک بار تصمیم‌گرفته و بعد تکرارشده
  • حروف‌چینیهر دو: قلم یک تفاوت است و فاصله‌ها یک دوری
  • سلسله‌مراتبچقدر متفاوت، و چند ویژگی خرجش شد
  • رنگچقدر متفاوت، در ویژگی‌ای که زودتر از همه شکست می‌خورد
  • یاد گرفتن دیدنهیچ‌کدام. روشی که جواب آن دو را دقیق می‌کند

خانه‌ها به هم چسبیده‌اند چون ایراد یکی مرتب در دیگری تعمیر می‌شود، و بد تعمیر می‌شود. بیشتر مسئله‌های رنگ در پیش‌نویس اول، مسئله فاصله‌اند که رنگ مامور پوشاندنشان شده.

یک تیتر لاتین پنج راه دارد تا خودش را از متن اطرافش جدا کند: اندازه، وزن، رنگ، حرف بزرگ، و فاصله حروف باز. خط فارسی دو تای آخر را ندارد. حرف بزرگ در این خط اصلا وجود ندارد، و فاصله حروف در خطی که حروفش به هم می‌چسبند تفاوت نمی‌سازد، پیوندها را پاره می‌کند. آنچه می‌ماند این است: اندازه، وزن و رنگ، سه کانالی که در فارسی می‌ماند، و صفحه‌ای که برای پنج کانال چیده شده و بعد فارسی شده دو تایش را از دست داده، بی‌آنکه کسی بداند کدام.

شیوه‌نامه همین سایت این را در دو خط نوشته است. برای هر خطی که لاتین نیست letter-spacing به normal و text-transform به none برمی‌گردد، و بعد برچسب‌های ریز یک پله وزن بالا می‌روند تا هنوز برچسب دیده شوند. آن یک پله وزن، جبران دو کانالی است که برداشته شد. مبانی هم دقیقا همین است: فهرست کوتاهی از چیزهایی که دم دستتان هست، و بودجه‌ای که خرجشان می‌کنید. این پایین‌ترین لایه شکل دادن به آنچه آدم‌ها نگاه می‌کنند، می‌خوانند و به کار می‌برند است و شش موضوع دیگر عددهایشان را از همین‌جا برمی‌دارند.

شش خوشه، و دو پرسشی که میانشان تقسیم شده

دو پرسش پاسخ‌های متفاوتی می‌گیرند و همین است که خلط کردنشان را گران می‌کند. «چقدر دور» با عدد جواب می‌گیرد و می‌شود آن عدد را از فایل کس دیگری بیرون کشید. «چقدر متفاوت» با شمارش جواب می‌گیرد: چند ویژگی هم‌زمان عوض شد. کسی که مسئله فاصله را با رنگ حل می‌کند صفحه‌ای می‌سازد که رنگی است و هنوز خوانده نمی‌شود، و این شایع‌ترین تعمیر اشتباه میان این شش‌تاست.

فاصله‌ها تودرتو هستند و هر کدام دو برابر داخلی

نیلوفر تابلوی راهنمای ساختمان پزشکان «آبان» در ارومیه را دوباره کشید: بیست و دو سطر، پنج طبقه، و هر سطر سه خط دارد. نسخه‌ای که روی دیوار بود همه فاصله‌هایش ۱۲ پیکسل بود و از جلوی آسانسور یک بلوک خاکستری دیده می‌شد. چیزی که درستش کرد چهار عدد بود، نه یک قلم تازه.

قاعده را می‌شود بدون این تابلو هم نوشت: هر سطح فاصله دست‌کم دو برابر سطح داخل خودش. ۴ پیکسل میان نام پزشک و تخصصش، ۸ پیکسل تا شماره اتاق، ۲۴ پیکسل میان دو سطر، ۴۸ پیکسل میان دو طبقه. سطح سوم را ۱۲ بگذارید و سطر از سه خط داخل خودش جدا نمی‌شود؛ آن وقت بیست و دو سطر، شصت و شش خط است. چیدن عناصر طوری که چشم بداند کجا برود همین نردبان است در اندازه یک برگه کامل.

در فارسی این نردبان یک پله بازتر می‌ایستد، و دلیلش اندازه‌گیری شده است. برش فارسی این سایت فرودش را ۴۰ و صعودش را ۹۰ اعلام می‌کند، در حالی که برش لاتین کنارش ۲۶٫۷ و ۹۴٫۱ است. فرود حرف فارسی ۴۰ درصد است در برابر ۲۶٫۷ درصد لاتین، یعنی جعبه خط فارسی زیر کرسی جای بیشتری می‌گیرد و دو خطی که روی کاغذ ۸ پیکسل فاصله دارند نزدیک‌تر دیده می‌شوند. همان چهار عدد بالا، روی متن فارسی معمولا یک پله جابه‌جا می‌شوند.

یک تابلو، چهار سطح

چهار فاصله روی تابلوی راهنمای طبقات، و آن یکی که کار را می‌کند

هر سطح دست‌کم دو برابر سطح داخل خودش است، و همین بیست و دو سطر را به پنج بلوک تبدیل می‌کند.

پیکسل روی برگه A3، اندازه‌گیری‌شده از بازکشیدن نیلوفر. ساختمان پزشکان ساختگی است؛ تودرتو بودن فاصله‌ها حالت عادی کار.

  1. داخل یک سطرنام پزشک روی خط تخصصش۴ پیکسل
  2. شماره اتاق تا نامآن‌قدر نزدیک که سه خط یک چیز خوانده شوند۸ پیکسل
  3. سطر به سطرقدمی که تعیین می‌کند طبقه فهرست است یا بلوک۲۴ پیکسل
  4. طبقه به طبقهتنها فاصله‌ای که از چهار متری دیده می‌شود۴۸ پیکسل

عددها مقدس نیستند و نسبت‌ها هستند. هر چهارتا را نصف کنید تابلو هنوز کار می‌کند؛ سومی را ۱۲ بگذارید در هر اندازه‌ای از کار می‌افتد.

تفاوت با دو ویژگی ساخته می‌شود، نه با یکی به‌شدت

روی همان تابلو نام طبقه باید از نام پزشک جدا باشد. راه اول بزرگ کردن نام طبقه است تا آنجا که جدا شود؛ نتیجه‌اش تابلویی است با یک تیتر و بیست و دو سطر هم‌شکل زیرش. راه دوم دو ویژگی کوچک است با هم: اندازه از ۱۶ به ۲۰، و وزن از ۴۰۰ به ۶۰۰. تفاوت را با دو ویژگی هم‌زمان بسازید، نه یکی به‌شدت، و در فارسی این قاعده بیشتر می‌ارزد چون کانال‌ها کمترند: وقتی سه‌تا دارید، خرج کردن هر سه روی یک تفاوت چیزی برای تفاوت بعدی باقی نمی‌گذارد. دیده شدن اهمیت، بی‌آنکه گفته شود کل کارش شمردن همین ویژگی‌هاست.

دو آزمون ارزان این را جواب می‌دهند. اول: فایل را خاکستری کنید و ببینید سلسله‌مراتب می‌ماند یا نه. اگر بعد از برداشتن رنگ همه چیز یک تخته شد، رنگ داشت کار اندازه و وزن را می‌کرد. دوم: لبه‌های راست متمایز را بشمارید. تابلوی نیلوفر بعد از بازکشیدن دو لبه دارد، یکی برای نام‌ها و یکی برای شماره اتاق‌ها. نسخه قبلی شش لبه داشت، و همان شش‌تا چیزی بود که کارفرما اسمش را بی‌نظمی گذاشته بود.

جایی که کار می‌ایستد: پوشه مرجع لاتین است

اینجاست که پیشرفت متوقف می‌شود و طرف خبردار نمی‌شود. پوشه نمونه‌های تقریبا هر طراح ایرانی پر از صفحه‌های لاتین است، و هر فاصله‌ای داخل آن صفحه‌ها برای خطی اندازه گرفته شده که حرف بزرگ دارد و فاصله حروفش را باز می‌کنند. برداشتن آن عدد و گذاشتنش زیر متن فارسی یعنی عددی که برای پنج کانال کوک شده حالا سه‌تا در اختیار دارد. حاصلش صفحه‌ای است که هیچ ایراد قابل نام بردنی ندارد و درست هم به نظر نمی‌رسد، و این بدترین حالت ممکن است چون چیزی برای تعمیر کردن نشان نمی‌دهد.

راهش کنار گذاشتن مرجع لاتین نیست، اندازه‌گیری دوباره است. مهارتی که زیر بقیه است، و روشی که با آن تمرین می‌شود همین کار را قاعده‌مند می‌کند: کار خوبی را در اندازه واقعی بازبسازید و بنویسید کجا فرق کرد. نه از روی اسکرین‌شات و نه چشمی. همان اندازه، همان فایل، و بعد فهرست تفاوت‌ها. سه ماه بعد آن فهرست کوتاه‌تر می‌شود، و این تنها نشانه‌ای است که در این موضوع می‌شود واقعا اندازه گرفت.

ترتیب

رنگ آخر است چون کمترین چیز را نجات می‌دهد

هر ایستگاه کمتر از ایستگاه پیش از خودش صفحه قبلی را تعمیر می‌کند، پس ارزان‌ترین ایراد برای جلو بردن همان است که دورتر ایستاده.

  1. اول، و ارزان‌تریندوریگروه‌بندی، هم‌ترازی، و فاصله‌ای که یک گروه را گروه می‌کند۰۱
  2. ۰۲دومتفاوتهر بار دو ویژگی، آزموده در خاکستری
  3. از اینجا به بعد همیشهعادت اندازه‌گیریکار خوبی را در اندازه واقعی بازبسازید و تفاوت‌ها را بنویسید۰۳
  4. ۰۴سوممتنجایی که بیشتر آنچه ایراد چیدمان به نظر می‌رسد واقعا زندگی می‌کند
  5. آخررنگبه صفحه‌ای اضافه می‌شود که بدون آن هم کار می‌کند۰۵

نه تاریخی هست و نه مدتی، چون هیچ‌کدام از این‌ها برنامه زمانی نیست. ادعا فقط ترتیب است: ایستگاهی که زود گرفته شود زود نیست، ایستگاهی است که در برابر هیچ گرفته شده.

ترتیب، و اینکه پس و پیش رفتنش چه چیزی را خراب می‌کند

ترتیب اشتباه رایج رنگ اول است، چون رنگ تنها بخشی است که بدون هیچ قاعده‌ای هم می‌شود درباره‌اش نظر داد. هزینه‌اش وقتی پیدا می‌شود که پالت عوض شود: اگر سلسله‌مراتب روی رنگ سوار باشد، هر بار کارفرما رنگ سازمانی‌اش را عوض کند صفحه از نو خوانا یا ناخوانا می‌شود. اگر روی اندازه و وزن سوار باشد، رنگ عوض می‌شود و ترتیب خواندن سر جایش می‌ماند. کاری که تعیین می‌کند کلمه‌ها خوانده می‌شوند یا نه پیش از رنگ می‌آید، چون بیشتر آنچه ایراد چیدمان به نظر می‌رسد ایراد متن است با لباس دیگر.

با چه چیزی اندازه بگیرید

هیچ‌کدام از این‌ها برنامه نقاشی نیست. ابزار توسعه‌دهنده مرورگر، که در ۲۰۲۶ داخل هر مرورگری هست و از ایران بدون واسطه باز می‌شود، تنها جایی است که فاصله واقعی یک صفحه را می‌گوید به جای اینکه حدس بزنید: عنصر را انتخاب می‌کنید و padding و margin و line-height را همان‌طور که هستند می‌خوانید. جای اندازه‌گیری روی اسکرین‌شات را گرفت، که هیچ‌وقت درست نبود چون مقیاس تصویر معلوم نیست.

برای بازکشیدن، فیگما از حدود ۲۰۱۹ پیش‌فرض است و نسخه رایگانش برای این کار کافی؛ رسیدنش از ایران واسطه می‌خواهد. Penpot متن‌باز است و روی سرور خودتان بالا می‌آید، پس تنها گزینه‌ای است که این بند را ندارد، و برای اندازه گرفتن و بازکشیدن هر دو همان کار را می‌کند. آنچه هیچ‌کدام به شما نمی‌دهند عدد اول است؛ آن را از صفحه‌ای می‌گیرید که تحسینش می‌کنید.

این چهار عدد روی چیزی سوار می‌شوند که مقصدش را خودش تعیین می‌کند. یک برگه چاپی یک بار تصمیم می‌گیرد و تمام، که کار نشانه، صفحه‌آرایی، و چیزهایی که چاپ می‌شوند است؛ یک صفحه در مرورگر زیر دست خواننده عرض عوض می‌کند و سطحی که آدم‌ها لمسش می‌کنند باید همان نسبت‌ها را در سه عرض نگه دارد. برای تربیت سریع‌تر چشم هم نور، یک لنز، و تصمیم درباره اینکه چه چیزی بیرون کادر بماند همین تمرین است با داوری سخت‌گیرتر.

و پرسشی که این صفحه جوابش را ندارد: سلسله‌مراتبی که با سه کانال ساخته‌اید تا کجا کش می‌آید؟ روی آن تابلو دو سطح کافی بود. روی یک فهرست سیصد ردیفی پنج سطح لازم است، و وقتی هر سه کانال خرج شده باشند، سطح پنجم را از کجا می‌آورید؟

کنار این

بالای این