Faragiri

آموزش شبکه‌های اجتماعیبازاریابی

پنج شاخه، و زیر همه‌شان یک مسئله حساب: همان یک حساب در شش ماه هم به ۶۴۰ نفر رساند و هم به ۲۱۴٬۰۰۰ نفر، بی‌آنکه شمار دنبال‌کننده‌اش تکان بخورد.

۶بخش
۵دقیقه خواندن
۲عمق

یک پست

ربع میلیون نمایش آخرش به چه رسید

بهترین پستی که یک کارگاه در ۱۴۰۵ منتشر کرد، شمرده‌شده در هر پله‌ای که شمردنی است، در سی روز اولش.

  1. نشان داده شد بهنه نفر از هر ده نفر اسم کارگاه را نشنیده بودند۲۱۴٬۰۰۰
  2. بیشتر از سه ثانیه ماندندهمان پله‌ای که پلتفرم دارد قضاوتش می‌کند۶۱٬۰۰۰
  3. تا آخر دیدند۹٬۸۰۰
  4. به سایت آمدندتنها پله‌ای که یک کارگاه واقعا می‌تواند عوضش کند۸۸
  5. کاسه خریدندهر کدام ۶۴۰ هزار تومان۱۱

چهار پله اول از عدد پلتفرم و پله آخر از جدول سفارش خود کارگاه. یک پست، و پستی غیرعادی: پست معمولی همان حساب به ۶۴۰ نفر نشان داده شد.

کوره لاجورد در لالجین همدان دو نفر است و کاسه لعابدار می‌سازد. یکی از ویدیوهای کارگاه در بهار ۱۴۰۵ به ۲۱۴٬۰۰۰ نفر نشان داده شد. سی پست دیگر همان حساب در همان شش ماه، به‌طور معمول به ۶۴۰ نفر رسیدند. تعداد دنبال‌کننده‌ها در تمام آن شش ماه تقریبا ثابت بود.

واحد کار پست است، نه حساب. این جمله شبیه نکته‌ای فنی به نظر می‌رسد و در واقع تمام تفاوت میان کسی است که از این کانال چیزی درمی‌آورد و کسی که هفته‌ای دو صبح خرجش می‌کند و نمی‌داند چرا هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

میانگین آن سی پست ۸٬۲۰۰ نمایش است. میانه‌شان ۶۴۰ تاست. هر دو عدد درست‌اند و از یک جدول درآمده‌اند. میانگین را آن یک ویدیو بالا برده و میانه می‌گوید یک پست معمولی این حساب واقعا به چند نفر می‌رسد. هر گزارشی که فقط میانگین را نشان بدهد، کارگاهی را که سی بار خالی زده در حال رشد نشان می‌دهد.

دنبال‌کننده اجازه دیده شدن است، نه رساندن. حساب لاجورد ۴٬۱۰۰ دنبال‌کننده دارد و پست معمولی‌اش به ۶۴۰ نفر می‌رسد، یعنی حدود یک نفر از هر شش تا. آن ۴٬۱۰۰ نفر یک بار گفته‌اند که حاضرند چیزی از این کارگاه ببینند؛ اینکه ببینند یا نه، تصمیم دیگری است که پلتفرم هر بار از نو می‌گیرد.

ساعت اول، و اینکه بعدش کاری از کسی برنمی‌آید

پخش در ساعت اول تعیین می‌شود، از روی کاری که چند صد نفر اول کردند. پلتفرم پست را به گروه کوچکی نشان می‌دهد که بیشترشان از دنبال‌کننده‌ها هستند، مدت تماشا و پاسخ‌ها را می‌خواند، و اندازه مخاطب بعدی را از روی همان تعیین می‌کند. این تنها لحظه‌ای است که شمار دنبال‌کننده کاری انجام می‌دهد.

نتیجه عملی‌اش ناخوشایند است: کاری که روز دوم می‌کنید تقریبا هیچ اثری ندارد. کامنت گذاشتن زیر پست خودتان، فرستادنش برای آشناها، گذاشتن لینکش در گروه‌ها، همه بعد از آن قضاوت انجام می‌شوند. لاجورد چهار بار عمدا تلاش کرد همان ویدیو را تکرار کند و آن چهار تلاش بین ۳۱۰ و ۱٬۱۰۰ نمایش گرفتند. هیچ‌کس بیرون از پلتفرم نمی‌داند چرا.

آن ربع میلیون نفر آخرش چه شدند

ویدیوی خوب را تا ته بشماریم، چون شکلش همان چیزی است که کسی نشان نمی‌دهد. ۲۱۴٬۰۰۰ نمایش، ۶۱٬۰۰۰ نفر بیشتر از سه ثانیه ماندند، ۹٬۸۰۰ نفر تا آخر دیدند، ۸۸ نفر به سایت آمدند و ۱۱ نفر کاسه خریدند، هر کدام ۶۴۰ هزار تومان. ۷٬۰۴۰٬۰۰۰ تومان فروش از پستی که ۲۱۴٬۰۰۰ نفر دیدندش، در سی روز اولش.

سه پله اول را پلتفرم می‌شمارد و دو پله آخر را جدول سفارش خود کارگاه. تنها پله‌ای که یک کارگاه واقعا می‌تواند عوضش کند فاصله میان ۹٬۸۰۰ و ۸۸ است، یعنی اینکه کسی که ویدیو را تا آخر دیده چطور و کجا می‌تواند بخرد. آنجا صفحه است نه ویدیو، و بحثش در فروش آنلاین، و جزئیاتی که تعیین می‌کنند جواب می‌دهد یا نه است.

پلتفرمی که مال شما نیست، در جایی که ممکن است اصلا باز نشود

برای یک کارگاه ایرانی یک لایه اضافه هست که در هیچ متن انگلیسی این موضوع نیست: مخاطبی که جمع کرده‌اید روی جایی نشسته که ممکن است فردا باز نشود، و بخش بزرگی از همان مخاطب همین امروز هم از راه دور و با کندی به آن می‌رسد. همین دسترسی کند، پله سه ثانیه اول را برای یک کارگاه ایرانی گران‌تر از هر جای دیگری می‌کند، و دو کار مشخص می‌طلبد.

اول، هر ویدیویی که ساخته‌اید فایل اصلی‌اش را جایی نگه دارید که مال خودتان است، چون بایگانی یک پلتفرم بایگانی شما نیست. دوم، هر پست را طوری ببندید که راهی بیرون از آن پلتفرم بگذارد: نشانی سایت، شماره‌ای که در پیام‌رسان دیگری هم جواب می‌دهد، یا فهرستی که فایلش دست خودتان است. همین دومی است که کانالی که مال خودتان است و کسی نمی‌تواند از شما بگیرد را از یک توصیه به یک بیمه تبدیل می‌کند.

عمر یک پست

چهار حالت، و اولی پیش از ظهر تمام شده

قاب، نه پله: این‌ها چیزهایی‌اند که بر سر یک پست می‌آیند، نه کارهایی که کسی رویش انجام می‌دهد.

  1. ۰۱چند صد نفر اولبیشترشان از دنبال‌کننده‌ها. تنها لحظه‌ای که شمار دنبال‌کننده کاری می‌کند.
  2. ۰۲ساعت اولمدت تماشا و پاسخ‌ها خوانده می‌شوند و اندازه مخاطب تعیین می‌شود.
  3. ۰۳روز دوم تا پنجمقضاوتی که از قبل شده، دارد اجرا می‌شود. هیچ کاری حالا برنمی‌گرداندش.
  4. ۰۴دنباله بلند، یا هیچجست‌وجو و پیشنهاد چند پست را ماه‌ها زنده نگه می‌دارند. بیشترشان همان‌جا می‌ایستند.

نمی‌گوید کدام پست دنباله می‌گیرد. هیچ‌کس بیرون از پلتفرم نمی‌داند، و در این کارگاه چهار تلاش عمدی برای تکرار یکی‌شان بین ۳۱۰ و ۱٬۱۰۰ نمایش گرفتند.

جایی که کار می‌ایستد: شمردن دنبال‌کننده به‌جای شمردن پست

ایست در این کانال زودتر از بقیه می‌رسد و شکل ثابتی دارد. حساب رشد می‌کند، عدد دنبال‌کننده هر هفته کمی بالاتر می‌رود، هیچ سفارشی از آن نمی‌آید، و چون تنها عددی که هر روز دیده می‌شود دارد بالا می‌رود کسی جلویش را نمی‌گیرد. شمار دنبال‌کننده تنها عددی در این موضوع است که هرگز پایین نمی‌آید، حتی وقتی پخش نصف شده باشد.

جایگزینش یک عدد است و ساختنش ده دقیقه طول می‌کشد. میانه بیست پست آخر را با میانه بیست پست قبلش مقایسه کنید. اگر بالا رفته، چیزی در کار جواب داده. اگر پایین آمده، پلتفرم چیزی را عوض کرده یا محتوا از حال افتاده، و هیچ‌کدام از این دو را عدد دنبال‌کننده نشان نمی‌دهد. این همان کاری است که دانستن اینکه کدامش جواب داد ماهی یک بار می‌کند.

در ۲۰۲۶ چه چیزی باز می‌شود

پنل آمار خود پلتفرم بهترین توصیف از همان پلتفرم است و رایگان هم هست؛ جای شمردن دستی دنبال‌کننده و امیدواری را گرفت. یک نکته درباره‌اش دانستنی است: عمدا با پلتفرم دیگر قابل مقایسه نیست، چون هر کدام «نمایش» و «بازدید» را جور دیگری تعریف می‌کنند و کسی این تعریف‌ها را کنار هم نگذاشته.

ابزار زمان‌بندی انتشار جای نشستن با گوشی سر ساعت انتخاب‌شده را گرفت و پلن رایگانش معمولا چند حساب را پوشش می‌دهد. سومی اصلا ابزار شبکه اجتماعی نیست: یک آرشیو از فایل‌های اصلی روی سرور یا دیسک خودتان، که جای تکیه کردن بر پلتفرم به‌عنوان بایگانی را می‌گیرد و هزینه‌اش فضای دیسک است. ارزان‌ترین چیزی است که این فهرست دارد و تنها چیزی است که اگر حساب فردا باز نشود هنوز هست.

پنج شاخه، و آنکه اول تصمیم گرفته می‌شود

هر پلتفرم چه می‌خواهد و چه کسی آنجاست اول می‌آید، چون تصمیم اینکه کجا باشید بقیه را تعیین می‌کند و برای خواننده ایرانی این تصمیم شرط دسترسی هم دارد. بعد ویدیوی کوتاه، که بیشترِ پخش امروز از آن می‌گذرد، که کاسه لعابدار بالا هم از همان‌جا آمد.

چه چیزی بگذارید و هر چند وقت جایی است که میانه بالا می‌رود یا نمی‌رود، و جواب دادن به آدم‌ها، که خودش کار است همان چیزی است که ساعت اول را کمی جابه‌جا می‌کند. در همسایگی، چیزی که این کانال حملش می‌کند در نوشتن چیزهایی که پیدا و خوانده می‌شوند ساخته می‌شود، نسخه خریدنی همین پخش خریدن توجه، و گران نخریدنش است، و همه‌شان زیر رساندن آنچه می‌سازید به چشم کسانی که می‌خواهندش نشسته‌اند.

آن یک ویدیو هنوز در لاجورد به‌عنوان اتفاق آن سال یاد می‌شود و ۷٬۰۴۰٬۰۰۰ تومان آورد، که کمتر از فروش یک روز غرفه نمایشگاه است. پرسشی که کارگاه هنوز جوابش را ندارد این است که آن ۲۱۴٬۰۰۰ نفر چیز دیگری هم پشت سرشان گذاشتند یا نه: چند نفرشان اسم لالجین را جایی شنیدند و شش ماه بعد از یک مغازه خریدند، و آن عدد در هیچ جدولی نیست و شاید هم اصلا وجود ندارد.

کنار این

بالای این