Faragiri

آموزش پرامپت‌نویسیهوش مصنوعی

مدل هر چیزی را که نگفته‌اید خودش پر می‌کند، و در فارسی با نسخه ترجمه‌شده یک متن انگلیسی پرش می‌کند. شش بندی که جاهای خالی را کم می‌کنند.

۴بخش
۷دقیقه خواندن
۲عمق

ترتیب

راه پرامپت‌نویسی پیش از آنکه جلو برود، به عقب برمی‌گردد

خواندن آنچه برگشته ایستگاه آخر نیست. ایستگاهی است که شما را با یک بند عوض‌شده به ایستگاه اول برمی‌گرداند.

  1. ۰۱درخواست را بنویسیدمخاطب، حصار، جمله‌ای که باید بماند، شکل، جایی برای ندانستن، واحد و تقویم
  2. ۰۲آنچه برگشت را بخوانیدبرای آنچه در آن نیست، پیش از آنچه غلط است
  3. ۰۳یک بند را عوض کنیدبرگشت به ایستگاه اول، با یک چیز جابه‌جا شده
  4. ۰۴پنجره را پر کنیدتصمیم اینکه مدل موقع جواب دادن چه چیزی جلویش باشد
  5. ۰۵درخواست را بشکنیدفقط وقتی بدانید کدام بند خراب بود
  6. ۰۶خرابی را اسم ببریدهر پنج‌تا، بعد از اینکه سرِ خودتان آمد

برگشت، خودِ شکل است. اگر صاف کشیده می‌شد، ایستگاه سوم چیزی پشت سر به نظر می‌رسید، و برای بیشتر آدم‌ها کار دقیقاً همان‌جاست.

هرچه در یک درخواست نگویید، مدل خودش پرش می‌کند، و آنچه با آن پر می‌کند پرتکرارترین چیزی است که آنجا جا می‌شود. برای همین دو نفر که یک سوال را جور دیگری می‌پرسند دو جواب متفاوت نمی‌گیرند؛ هر دو یک جواب می‌گیرند، و آن جواب مال هیچ‌کدامشان نیست.

در فارسی این جمله یک بند اضافه دارد. هر جای خالی درخواست با پرتکرارترین چیزی پر می‌شود که آنجا جا می‌شود، و استخر متن فارسی نازک است، پس آن چیزِ پرتکرار از متن انگلیسی می‌آید و ترجمه‌شده تحویل داده می‌شود. نتیجه‌اش را هر روز می‌بینید: پیامی که با «ما در مجموعه ما همیشه رضایت مشتری را در اولویت قرار می‌دهیم» شروع می‌شود، قیمتی که به ریال نوشته شده چون هرجا انگلیسی از پول ایران حرف زده اسمش ریال بوده، و تاریخی که میلادی است. هیچ‌کدام غلط املایی ندارند و هیچ‌کدام را کسی در ایران این‌طور نمی‌نویسد.

پس کار این نیست که جمله‌ها را جادویی‌تر بنویسید. این است که جاهای خالی کمتری بگذارید و بدانید کدام جای خالی گران است. یک درخواست شش‌بندی که ده دقیقه وقت گرفته، جای بیست بار «نه، این‌طور نه» را می‌گیرد، و آن بیست بار همان جایی است که آدم‌ها نتیجه می‌گیرند مدل به دردشان نمی‌خورد.

یک درخواست، بند به بند

سمیرا بهنیا با یک همکار یک فروشگاه لوازم کوهنوردی در کرج دارد. مشتری‌ای یک جفت کفش را بعد از یک بار استفاده پس فرستاده و در پیامش عصبانی نیست، نگران است: نمی‌داند تعویض می‌شود یا نه. سمیرا می‌خواهد جواب را مدل بنویسد و خودش فقط بفرستد. درخواست کامل این است.

  • مخاطب مشتری‌ای است که کفش را بعد از یک بار استفاده پس فرستاده و نگران است، نه شاکی.
  • ماده این شش سطر است و بیرون از این چیزی نساز: قیمت ۴٬۸۰۰٬۰۰۰ تومان، خرید ۲۲ آبان، پس‌فرستادن ۲۹ آبان، کف کفش سالم، دوخت کنار پنجه باز شده، گارانتی تعویض شش‌ماهه دارد.
  • این جمله باید دست‌نخورده در جواب بماند: تعویض انجام می‌شود و هزینه پست با ماست.
  • شکل: یک پیام، حداکثر شصت کلمه، بدون سلام و احوال‌پرسی طولانی.
  • هرچه از این شش سطر درنمی‌آید، آخر پیام زیر عنوان نمی‌دانم فهرست کن و به جای من انتخاب نکن.
  • تومان بنویس نه ریال، و تاریخ را شمسی بگذار.

بند اول دو کلمه بیشتر ندارد و کاری که می‌کند این است که واژگان جواب را از شکایت به نگرانی می‌برد. بند دوم کل ماجراست: ماده را حصار بکشید و بگویید بیرون از این چیزی نساز. بدون این بند مدل چیزی را که ندارد خالی نمی‌گذارد، چون خالی گذاشتن پرتکرارترین ادامه نیست.

بند سوم آن است که بیشتر از همه فراموش می‌شود: بگویید کدام جمله باید دست‌نخورده بماند. وقتی از مدل بخواهید متنی را بهتر کند، اولین چیزی که کوتاه می‌شود قید و شرط است، چون قید و شرط موضوع جمله نیست. «هزینه پست با ماست» در بازنویسی دوم به «هماهنگی لازم انجام می‌شود» تبدیل می‌شود و هیچ‌کس هم متوجه نمی‌شود، چون جمله تازه بدتر خوانده نمی‌شود، فقط کمتر می‌گوید.

بند پنجم یک در است: به مدل جایی بدهید که ندانستن را همان‌جا بنویسد. بدون آن، ندانستن جایی برای نوشته شدن ندارد و به شکل یک جمله مطمئن بیرون می‌آید. بند ششم همان یک خطی است که یک درخواست فارسی را از ترجمه یک درخواست انگلیسی جدا می‌کند، و قیمتش یک خط است.

همان درخواست، بدون بند دوم و ششم

سمیرا همین را یک بار بدون حصار و بدون خط واحد فرستاد. جوابی که آمد پنجاه و چند کلمه بود، بی‌غلط، و سه چیز داشت که در آن شش سطر نبود: جمله‌ای درباره «سیاست بازگشت کالا تا ۳۰ روز» که فروشگاه ندارد، قیمت به ریال، و تاریخ خرید به میلادی. هیچ‌کدام غلط تایپی نیستند. هر سه جای خالی‌اند که با پرتکرارترین چیز پر شده‌اند، و آن سیاست سی روزه از جایی آمده که بیشترین متن دنیا درباره پس گرفتن کالا آنجا نوشته شده، یعنی فروشگاه‌های آمریکایی.

پس جواب اول را برای آنچه در آن نیست بخوانید، نه برای آنچه غلط است. آنچه غلط است خودش را نشان می‌دهد. آنچه نیست، جای خالی بعدی شماست، و تنها راه دیدنش این است که ماده را جلوی جواب بگذارید و سطر به سطر ببینید کدام سطر جواب داده شده.

و بعد، هر بار یک بند را عوض کنید، وگرنه از جواب دوم چیزی یاد نمی‌گیرید. اگر حصار و خط واحد را با هم برگردانید و جواب خوب شود، نمی‌دانید کدام‌یک کار کرد، و دفعه بعد هر شش بند را می‌نویسید بی‌آنکه بدانید چهارتایش لازم بوده یا نه.

ایست: درخواست را انگلیسی می‌نویسند و همان‌جا می‌مانند

کار اینجا می‌ایستد، و ایستادن حس ایستادن ندارد. بعد از دو هفته تقریباً همه به یک نتیجه می‌رسند: مدل در فارسی ضعیف‌تر است، پس درخواست را انگلیسی می‌نویسم. تا اینجا درست است و جواب‌ها هم واقعاً بهتر می‌شوند. ایست آنجاست که کار همین‌جا تمام می‌شود، چون بهتر شدن شبیه رسیدن است.

دو خرابی متفاوت یک صورت دارند و انگلیسی فقط یکی را برمی‌دارد. خرابی اول این است که مدل سوال را بد فهمیده، و این با انگلیسی کم می‌شود. خرابی دوم این است که ماده اصلاً در درخواست نبوده، و انگلیسی این یکی را نه‌تنها درست نمی‌کند، پنهانش می‌کند: جواب انگلیسی روان‌تر برمی‌گردد و روان بودن از فاصله شبیه درست بودن است. تقسیم کاری که جواب می‌دهد این است که انگلیسی زبان دستور است و فارسی زبان ماده و جواب. شش بند دستور را انگلیسی بنویسید، آن شش سطر ماده را عیناً فارسی بگذارید، و جواب را فارسی بخواهید. آنچه ترجمه شدنش هزینه دارد ماده است، نه دستور.

فاصله

پنج درجه از جواب دادن به سوالی که دقیقاً پرسیده نشده

هر حلقه خوب خوانده می‌شود. هیچ‌چیز در جمله‌های حلقه بیرونی نمی‌گوید کدام حلقه را در دست دارید.

جوابی که خودتان می‌نوشتید
  1. درباره موضوعدرست درباره کل حوزه، بی‌فایده برای این یکی مورد
  2. سوال، همان‌طور که هرکسی می‌پرسدمیانگین همه نسخه‌های آن سوال
  3. سوال شما، به زبان کلیشکل درست، بی‌آنکه ماده شما در آن باشد
  4. سوال شما، روی ماده شمااولین حلقه‌ای که می‌شود یک سطرش را بررسی کرد
  5. به همان شکلی که به کارش می‌بریدپیامی نوشته‌شده، نه توضیح یک پیام

حلقه‌ها درجه فاصله‌اند نه درجه کیفیت. بیرونی‌ترین جواب معمولاً خوش‌نوشته‌ترینشان است، چون همان جوابی است که مدل بیشتر از همه ساخته.

ابزارهایی که نشان می‌دهند بالای درخواست شما چه بوده

Google AI Studio از ۲۰۲۶ جای حدس زدن این را گرفته که پنجره چت پیش از متن شما چه چیزی گذاشته است: دستور سیستمی و کنترل‌های نمونه‌برداری را نشان می‌دهد و می‌شود دستشان زد. با یک حساب گوگل رایگان است، و نیمه صادقانه‌اش این است که از ایران بدون واسطه باز نمی‌شود؛ کاری که بیشتر آدم‌ها می‌کنند ماندن در همان پنجره چت معمولی است، یعنی هیچ‌وقت ندیدن اینکه بالای درخواستشان چه نوشته شده.

llm یک ابزار خط فرمان است که از ۲۰۲۶ جای تاریخچه چت را گرفته، تاریخچه‌ای که نمی‌شود بر اساس «چه چیزی را عوض کردم» گشت. رایگان و متن‌باز است و هر درخواست و هر جواب را در یک پایگاه داده محلی می‌نویسد که می‌شود کوئری‌اش زد؛ هزینه‌اش یک کلید یا یک مدل محلی است. جای سوم کمتر از همه استفاده می‌شود: خانه دستور ماندگار، یعنی Claude Projects و custom instructions در ChatGPT و Gems در Gemini، که از ۲۰۲۶ جای چسباندن همان سه خط ثابت بالای هر گفت‌وگو را گرفته. اینکه کدامشان روی لایه رایگان می‌ماند بیش از یک بار عوض شده، پس اول لایه را ببینید.

از کجا شروع کنید، و چرا زنجیره آخر است

ترتیب درست کوتاه است. اول چهار چیزی که یک درخواست پیش از کار کردن لازم دارد و بعد تصمیم گرفتن درباره اینکه به آنچه برگشته اعتماد کنید یا نه. این دو یک حلقه‌اند و بقیه بدون آن‌ها معنی ندارند. بعد آنچه مدل هنگام جواب دادن می‌بیند، چون تا ندانید چه چیزی جلوی چشمش است نمی‌دانید کدام جای خالی را خودتان گذاشته‌اید. بعد چند درخواست کوچک که از یک درخواست بزرگ بهترند، و آخر از همه پنج خرابی‌ای که همه به آن‌ها می‌خورند، که بعد از دیدنشان خواندنی‌تر است تا قبلش.

ترتیب اشتباه، شکستن کار به زنجیره است پیش از داوری، و رایج هم هست چون زنجیره ساختن شبیه پیشرفت است. زنجیره‌ای که هر حلقه‌اش را نمی‌توانید داوری کنید خرابی را از جایی که ساخته شده دو مرحله جلوتر می‌برد، و آنجا دیگر شبیه خرابیِ آن حلقه نیست؛ شبیه این است که مدل موضوع را نفهمیده. این شاخه زیر کار کردن با مدل‌ها، فهمیدنشان، و ساختن با آن‌ها می‌نشیند و پایین‌ترین پله آن است.

چرا پرتکرارترین ادامه جوابِ پیش‌فرض است، سوالی درباره خود ماشین است و آن‌قدر از سازوکار که بشود رفتارش را پیش‌بینی کرد جوابش را دارد. همین مهارت روی تصویر و صدا صورت دیگری دارد، چون آنجا جای خالی به شکل یک سبک پر می‌شود نه یک جمله، و آن ساختن تصویر، ویدیو، صدا و متن با یک مدل است. و اگر قرار است دستور را انگلیسی بنویسید، دقت انگلیسیِ نوشتاری‌تان از این به بعد یک مهارت کاری است، که زبان دوم جهان، از گرامرش تا مصاحبه شغلی موضوعش است.

سوالی که این صفحه جوابش را ندارد این است: کدام جای خالی را عمداً گذاشته‌اید. بعضی‌شان باید خالی بمانند، وگرنه جواب را خودتان نوشته‌اید و فقط تایپش را به مدل داده‌اید، و آن دیگر بیست دقیقه صرفه‌جویی نیست.

بالای این