Faragiri

آموزش آنالیتیکس و اندازه‌گیریبازاریابی

چهار شاخه، و اولی اختیاری نیست. وقتی دو سامانه درباره یک ماه اختلاف دارند، فاصله‌شان یک تعریف نخوانده است نه یک خرابی.

۵بخش
۵دقیقه خواندن
۲عمق

یک ماه

سه شمارش از یک دسته سفارش، و آنچه میان هر جفت نشسته

هر جفت به دلیل خودش اختلاف دارد، و هیچ‌کدام از آن سه دلیل خرابی نیست.

  • هر دو اختلاف با هم: پنجره، و آن یک‌پنجمی که خبر نداد
  • مسدودکننده، بسته شدن زودهنگام صفحه، و ترافیکی که از راه دور می‌آید
  • سفارش‌های بدون کلیک، و پنجره بیست و هشت روزه
  • پنل تبلیغات: ۴۱برای خودش می‌شمارد، داخل پنجره خودش، و کسانی را هم که کلیک نکردند.
  • ابزار آمار: ۲۶فقط نشست‌هایی که خودشان خبر دادند. یک‌پنجمشان هرگز خبر ندادند.
  • جدول سفارش: ۳۳پول را می‌شمارد. چیزی از علت نمی‌داند و با بانک تطبیق می‌خورد.

تقریبا هر دعوایی درباره این موضوع روی ضلع میان دو پلتفرم درمی‌گیرد. ضلع نشان‌دار همان است که بودجه رویش تصمیم گرفته می‌شود، و همان است که کسی بازش نمی‌کند.

کفش‌دوزی آرتان در تبریز کفش دست‌دوز می‌فروشد و اردیبهشت ۱۴۰۵ را سه بار شمرد. سه ابزار که یک ماه را شمردند، ۴۱ و ۲۶ و ۳۳ دادند. هیچ‌کدام خراب نبود و هیچ‌کدام هم دروغ نمی‌گفت؛ سه چیز متفاوت شمرده شده بود و اسم هر سه «سفارش» گذاشته شده بود.

این اولین چیزی است که اندازه‌گیری به کسی بدهکار است، و کسی نمی‌گویدش: وقتی دو سامانه درباره یک ماه اختلاف دارند، فاصله‌شان تقریبا همیشه یک تعریف است که کسی نخوانده، نه یک خرابی که باید پیدا شود.

سه شمارش، و علت اختلاف هر جفت

پنل شبکه تبلیغاتی ۴۱ سفارش گفت. پنل تبلیغات برای خودش می‌شمارد و داخل پنجره خودش: هر سفارشی که تا بیست و هشت روز پس از دیده شدن تبلیغ ثبت شده به حساب خودش می‌نویسد، حتی وقتی کسی روی آن تبلیغ کلیک نکرده باشد. نه تعریفش عجیب است و نه پنهانش کرده‌اند؛ فقط کسی بازش نکرده که ببیند چه چیزی را دارد می‌شمارد.

ابزار آمار سایت ۲۶ گفت، که کمترین عدد است. عدد ابزار آمار نمونه است نه سرشماری، و فاصله‌اش هم یکنواخت پخش نشده. فقط نشست‌هایی را می‌شمارد که خودشان خبر داده‌اند، و یک‌پنجم نشست‌های آرتان هرگز خبر نمی‌دهند: افزونه مسدودکننده، بسته شدن صفحه پیش از تمام شدن اسکریپت، و در ایران یک علت اضافه که در هیچ متن انگلیسی نیست، یعنی ترافیکی که از راه دور می‌آید و کشورش را آلمان و هلند گزارش می‌کند.

جدول سفارش خود فروشگاه ۳۳ گفت. فقط عددی که در جدول سفارش خودتان است با بانک قابل تطبیق است، و همین یک خاصیت آن را از دو تای دیگر جدا می‌کند. در عوض چیزی درباره علت نمی‌داند: می‌گوید سی و سه سفارش پول داده‌اند و نمی‌گوید کدامشان به‌خاطر چه چیزی آمده‌اند.

آنچه این ماه واقعا دانسته است

سیاهه‌ای که آرتان از آن ماه دارد سه حالت لازم دارد نه دو تا. تعداد سفارش‌ها دانسته است، چون از پایگاه داده خودش درآمده و با بانک تطبیق داده شده. اینکه کدام سفارش برچسب کمپین داشته هم دانسته است، برای همان نشست‌هایی که خبر داده‌اند.

دو چیز دانسته نیست و دانسته نبودنشان دو جنس متفاوت دارد. اینکه مسیر پرداخت کیف پول اصلا سفارشی ثبت می‌کند یا نه، پنج ماه از سال ۱۴۰۴ ثبت نمی‌کرد و هیچ‌چیز اعلامش نکرد؛ این یک خرابی است و درست‌شدنی. اینکه کدام سفارش‌ها به هر حال می‌آمدند را هیچ ابزاری نگه نمی‌دارد؛ این یک ماه با چیزی خاموش خرج برمی‌دارد. و یک سطر سوم هست که نه بله است و نه خیر: آن یک‌پنجم نشستی که خبر نداد چه کرد. کسی نگاه نکرده و به اقتضای خودش کسی هم نمی‌تواند نگاه کند. اگر همین سطر را زیر خیر بنویسید، به شکل نبودِ اندازه‌گرفته‌شده خوانده می‌شود، در حالی که سوراخی در دستگاه اندازه‌گیری است نه واقعیتی درباره فروشگاه.

جایی که کار می‌ایستد: جلسه‌ای که هر ماه تکرار می‌شود

ایست در این موضوع دعوا بر سر عددهاست. هر ماه جلسه‌ای برگزار می‌شود که در آن کسی می‌گوید پنل تبلیغات اغراق می‌کند و کسی می‌گوید ابزار آمار ناقص است، هر دو درست می‌گویند، و هیچ تصمیمی از آن جلسه بیرون نمی‌آید. یک سال بعد همان جلسه با همان دو حرف برگزار می‌شود.

راه بیرون آمدنش یک جمله است. تصمیم بگیرید کدام عدد تصمیم می‌گیرد، و تعریفش را پیش از شروع ماه بنویسید. برای بیشتر فروشگاه‌ها آن عدد جدول سفارش خودشان است، چون تنها عددی است که با پول تطبیق می‌خورد؛ بقیه عددها بعد از آن به کار می‌آیند، برای جهت دادن نه برای حساب کردن. تفاوتی که نمی‌توانید توضیحش بدهید، تعریفی است که نخوانده‌اید، و توضیح دادن هر سه فاصله بالا یک بعدازظهر بیشتر طول نکشید.

عددی که این ایست را می‌پوشاند شمار گزارش و داشبورد است. همیشه بالا می‌رود، هیچ‌وقت نمی‌گوید کسی تصمیمی گرفته یا نه، و ساختن گزارش تازه از تصمیم گرفتن با گزارش قدیمی آسان‌تر است. گزارشی که کسی واقعا می‌خواندش از همین‌جا شروع می‌کند.

سیاهه

این فروشگاه واقعا درباره ماه گذشته چه می‌داند

سه حالت، چون یک فروشگاه نمی‌تواند روی تفاوت میان صفرِ اندازه‌گرفته‌شده و کسی که نگاه نکرده کاری بنا کند.

یک ماه سفارش

  1. بلهچند سفارش ثبت شدهاز پایگاه داده خود فروشگاه، تطبیق‌داده‌شده با بانکبله
  2. بلهکدام سفارش‌ها برچسب کمپین داشتندروی نشست ثبت شده، برای نشست‌هایی که خبر دادندبله
  3. خیرمسیر پرداخت کیف پول سفارشی ثبت می‌کند یا نهپنج ماه از ۱۴۰۴ نمی‌کرد و هیچ‌چیز اعلامش نکردخیر
  4. خیرکدام سفارش‌ها به هر حال می‌آمدندهیچ ابزاری نگهش نمی‌دارد. یک ماه با چیزی خاموش خرج برمی‌داردخیر
  5. بررسی نشدهآن یک‌پنجم نشستی که خبر نداد چه کردکسی نگاه نکرده، و به اقتضای خودش کسی هم نمی‌تواندبررسی نشده

سطر آخر دلیل وجود حالت سوم است. زیر خیر که نوشته شود، به شکل نبودِ اندازه‌گرفته‌شده خوانده می‌شود، در حالی که سوراخی در دستگاه اندازه‌گیری است نه واقعیتی درباره فروشگاه.

در ۲۰۲۶ چه چیزی باز می‌شود

برای شمردن بازدید، ابزار آماری که داده را روی دامنه خودتان نگه می‌دارد کم‌دردسرترین انتخاب است، چون هم دسترسی‌اش به کسی وابسته نیست و هم داده جای دیگری نمی‌رود؛ جای Universal Analytics را گرفت که اول ژوئیه ۲۰۲۳ پردازش داده را متوقف کرد، پس هر آموزشی قدیمی‌تر از آن تاریخ محصولی را شرح می‌دهد که دیگر اجرا نمی‌شود. نسخه خودمیزبانش رایگان است و هزینه‌اش سرور.

Google Tag Manager جای چسباندن کد رهگیری داخل فایل قالب را گرفت، رایگان است، و ارزش واقعی‌اش تاریخچه نسخه‌هاست که تنها چیزی است که به پرسش «چه چیزی عوض شد» جواب می‌دهد. سومی تا مدت‌ها لازم نیست: انباری که داده در آن مال خود فروشگاه باشد، جای اعتماد به خروجی یک پلتفرم به‌عنوان سند را می‌گیرد، راه رایگان ندارد، و تا روزی که نامرئی بودن یک‌پنجم سفارش‌ها تصمیمی را عوض کند نمی‌ارزد. برای آرتان آن روز هنوز نرسیده.

چهار شاخه، و اولی اختیاری نیست

تصمیم درباره اینکه چه چیزی اصلا شمرده شود اول است و از آن نمی‌شود گذشت، چون هر عددی در این صفحه از یک رویداد آمده که یک نفر روزی تعریفش کرده. مسیر پرداخت کیف پول که پنج ماه ساکت بود، دقیقا یک رویداد تعریف‌نشده بود.

بعد نسبت دادن یک فروش به چیزی که باعثش شد می‌آید، که همان اختلاف ۴۱ و ۳۳ است وقتی جدی گرفته شود، و عوض کردن یک چیز و دیدن اینکه چه شد تنها شاخه‌ای است که به پرسش «کدام سفارش‌ها به هر حال می‌آمدند» نزدیک می‌شود.

در همسایگی، پنلی که ۴۱ را گفت مال خریدن توجه، و گران نخریدنش است، عبارت‌هایی که بازدید بی‌پول را آوردند در آن نتیجه‌ای بودن که کلیک می‌شود، بی‌آنکه پولش را داده باشید شمرده می‌شوند، و اینکه کدام عدد اصلا ارزش شمردن دارد به تصمیم‌هایی که پیش از انتخاب هر کانالی گرفته می‌شوند برمی‌گردد. همه زیر رساندن آنچه می‌سازید به چشم کسانی که می‌خواهندش.

آن ۳۳ سفارش هنوز یک نیمه ناشناخته دارد. آرتان می‌داند سی و سه بار پول گرفته و نمی‌داند چند تا از آن‌ها بی‌هیچ تبلیغی هم می‌آمدند. جوابش یک ماه با تبلیغ خاموش است و آن ماه چند میلیون تومان فروش خرج برمی‌دارد، که یعنی این عدد قیمت دارد و کسی باید تصمیم بگیرد دانستنش به آن قیمت می‌ارزد یا نه.

کنار این

بالای این