جلد رمانی که سحر برای ناشری در یزد میکشد در سه ساعت تصمیم گرفته شد و در ده ساعت کشیده شد، و آن سه ساعت روی بیست مستطیل کوچک گذشت: بیست بندانگشتی، شش طرح خام، سه پرداخته، یک تمامشده. نوزدهتا از اول قرار بود دور ریخته شوند و همین است که ارزانشان میکند: ۲۰ بندانگشتی به ۶ طرح خام میرسد، ۶ طرح خام به ۳ پرداخته، و ۳ پرداخته به ۱ جلد چاپشده. کسی که با سه ایده شروع میکند میان سهتا انتخاب میکند، و انتخاب میان سهتا انتخاب نیست.
اندازه این مستطیلها هم تصمیم است نه تنبلی: بندانگشتی چهل پیکسل عرض، و در همان اندازه دیدهشده. در چهل پیکسل هیچ صورتی صورت نیست و هیچ بافتی بافت نیست؛ آنچه میماند لکههای روشن و تیره است، و اگر ترکیب در آن اندازه کار نکند در اندازه بزرگ هم نمیکند، فقط دیرتر معلوم میشود. میان هفت موضوع شکل دادن به آنچه آدمها نگاه میکنند، میخوانند و به کار میبرند، این تنها جایی است که خود دست ابزار اصلی است.
چهار حرکت، به ترتیبی که خم نمیشود
هر حرکت روی حرکت زیرش میایستد، و همین است که پلهها را از فهرست جدا میکند. نوری که روی حجمی گذاشته شود که ساخته نشده، جایی برای نشستن ندارد؛ نمیشود اصلاحش کرد، باید دوباره کشیده شود. اولین حرکت گرانترین نیست، ارزانترین است: سی ثانیه برای هر ژست، بیست ژست، بدون پاک کردن. پاک کن روشن میکند که دنبال خط درست میگردید، و در این مرحله خط درست وجود ندارد، فقط جهت حرکت وجود دارد.
حرکت دوم اندازهگیری است و همان است که کسی انجامش نمیدهد. تناسب را با مداد در فاصله بازو اندازه بگیرید، نه با چشم: مداد را عمود بگیرید، سر را با انگشت شست علامت بزنید، و بشمارید تا پا چند سر میشود. خطایی که در دو دقیقه اینجا پیدا میشود، بعد از سه ساعت پرداخت غیرقابل تعمیر است، چون تا آن موقع همه چیز دور آن خطا چیده شده. پایهای که هر چیز دیگری روی آن ساخته میشود تمامش همین دو حرکت اول است.
دو آزمون که هر کدام ده ثانیه وقت میگیرند
آزمون اول ارزش است. سه ارزش پیش از هر رنگی: روشن، میانی، تیره، و هیچ چیز میانشان. جلد یزد در نسخه دوم شش ارزش داشت و از دور خاکستری یکدست دیده میشد؛ با سه ارزش، قنات از تاریکی جدا شد بیآنکه یک قطره رنگ عوض شود. آزمون دوم شکل است. سیاهش کنید و ببینید هنوز شناخته میشود یا نه. اگر سایه بیرونی چیزی نمیگوید، جزئیات داخلی هم نجاتش نمیدهند.
دو عادت هم هست که نه مداد یادشان میدهد و نه براش، و هر دو ساعتهای پرداخت را نجات میدهند. جهت نور را گوشه کاغذ بنویسید پیش از رنگ زدن، چون بعد از دو ساعت یادتان میرود و نیمی از سایهها از یک طرف و نیمی از طرف دیگر میافتند. و اندازه نهایی را پیش از اولین خط تعیین کنید: جلدی که برای رقعی کشیده شده و بعد روی وزیری میرود، یا لبهاش کم میآورد یا نسبتهایش عوض میشود.
جایی که کار میایستد: کپی کردن دو پله اول را رد میکند
راه رایج یاد گرفتن در ایران کپی کردن است: از روی عکس، از روی کار کسی که تحسینش میکنید، در آموزشگاه از روی نمونه استاد. این راه بد نیست و مشکلش جای دیگری است. در یک عکس، ژست و تناسب از قبل حل شدهاند؛ شما فقط دارید حرکت سوم به بعد را تمرین میکنید. نتیجهاش کسی است که فوقالعاده پرداخت میکند و نمیتواند شروع کند، و خودش این را ضعف در «خلاقیت» میفهمد در حالی که ضعف در اندازهگیری است.
نشانهاش یک پرسش است: بدون هیچ مرجعی، یک آدم در حال بلند کردن جعبه بکشید. اگر دستتان روی کاغذ میماند، دو پله اول را ندارید. راهش هم کنار گذاشتن مرجع نیست، عوض کردن کار مرجع است: از روی عکس ژست بگیرید در سی ثانیه، بعد عکس را ببندید و بکشید. نقاشی با قلم نوری، و آنچه از رنگ روغن قرض گرفته همین ترتیب را با لایه و براش تکرار میکند، نه با چیز دیگری.
یک جلد
نوزدهتا از بیستتا از اول قرار بود دور ریخته شوند
عرض هر نوار شمار خودش است، پس افت همان داده است: تقریبا تمام ریزش در مرحله اول اتفاق میافتد، عمدا، و ارزان.
- بندانگشتی، چهل پیکسل عرضچهار پنج خط برای هر کدام، بیست دقیقه برای کل دسته۲۰
- خامسازیهنوز هیچ پرداختی، و الگوی ارزش حالا خواندنی است۶
- پرداختهدرست کشیدهشده، و نشاندادهشده به کسی که خودتان نیستید۳
- تمامشدهتنها یکی که ده ساعت را میگیرد۱
این شمارها عادت یک تصویرگر روی یک کتاباند و نه قاعده. آنچه چانهزدنی نیست جهت است: کاری که با سه ایده شروع میشود میان سهتا انتخاب میکند، و انتخاب میان سهتا انتخاب نیست.
نیمه فارسی این کار: حرف هم اسکلت دارد
تقریبا هر جلد فارسی حروفنگاری دستی دارد، و اینجا جایی است که یک تصویرگر ایرانی از همتای انگلیسیاش جلوتر شروع میکند و زودتر هم گیر میکند. سنت خوشنویسی شکلهای تمامشده را یاد میدهد و نه ساختنشان را، پس همان مسئله کپی دوباره برمیگردد یک پله بالاتر. حرف فارسی هم اسکلت دارد: اول کرسی و دوایر، بعد ضخامت. کرسی را بکشید، دایرههای «ص» و «ه» و «و» را روی آن بنشانید، و تنها بعد از آن قلم را پهن کنید. حرفی که ضخامتش پیش از اسکلتش تصمیم گرفته شده، در اندازه کوچک شبیه خودش نمیماند و حرفهایی که به جای چیده شدن کشیده میشوند دقیقا همینجا از حروفچینی جدا میشود.
با چه چیزی، و از ایران چه چیزی باز میشود
کریتا متنباز است، رایگان است، از ایران بدون واسطه دانلود میشود و برای هر چهار حرکت بالا کافی است. جای نبودِ یک گزینه رایگان جدی برای نقاشی دیجیتال را گرفت و در ۲۰۲۶ دیگر گزینه دوم نیست. فتوشاپ از اوایل دهه ۱۹۹۰ جای ایربراش و میز نور را گرفت و هنوز در بیشتر سفارشهای تجاری فرض گرفته میشود؛ اشتراکش از ایران مستقیم پرداخت نمیشود. پروکریت از ۲۰۱۱ دفتر طراحی و اسکنر را کنار گذاشت، یک بار خریده میشود و ارزان است، اما فقط روی آیپد کار میکند و خرید از فروشگاه اپل از ایران همان مسئله همیشگی را دارد.
وکتور راه دیگری است با همان چهار حرکت: نقاط لنگر را روی نقطههای انتهایی بگذارید و جای دیگری نه، که همان اندازهگیری است با ابزار دیگر، و تصویرهایی که در هر اندازهای باز میشوند برای کاری که باید هم روی کارت و هم روی بیلبورد برود تنها راه است. کدام برنامه، پرسشی است که نرمافزارها، و آن بخشهایی که واقعا استفاده میشوند جوابش را میدهد و جوابش به مقصد کار بستگی دارد نه به سلیقه.
وقتی تصویر تمام شد باید جایی بنشیند، و آنجا دیگر تصویر تنها نیست: نشانه، صفحهآرایی، و چیزهایی که چاپ میشوند تعیین میکند چقدر از جلد زیر عنوان میرود، و عددهای زیرش از اصولی که هر چه طراحی میکنید سرِ پا نگهش میدارد میآیند.
و پرسشی که این صفحه جوابش را ندارد: بیست بندانگشتی برای یک جلد جواب میدهد. برای هجده تصویر یک کتاب کودک که باید کنار هم یک کتاب باشند چه؟ آنجا انتخاب هر تصویر به تنهایی درست است و مجموعهشان میتواند غلط باشد، و قیف بالا این را نمیبیند.