Faragiri

آموزش طراحی گرافیکطراحی

رقعی ۱۴٫۵ در ۲۱٫۵ سانتی‌متر است و A5 نیست، و همین چند میلی‌متر تعیین می‌کند نشت سه میلی‌متری و حاشیه امن پنج میلی‌متری کار می‌کنند یا نه.

۵بخش
۵دقیقه خواندن
۲عمق

یک مهارت، پنج اندازه

پله‌ای که رویش ایستاده‌اید تعیین می‌کند اشتباه چقدر می‌ارزد

هر پله همان پله زیرش است تکرارشده تا جایی که یکدستی خودش مسئله شود، و شکست در هر پله شکل دیگری دارد.

  1. ۰۵قاعده‌نامه را بنویسیدقاعده‌هایی که غریبه‌ای بی‌پرسیدن دنبالشان می‌کند، در شهری که ندیده‌اید.نادیده گرفته می‌شود
  2. ۰۴یک هویت را بچینیدسامانه‌ای که آدم‌های دیگر وقتی شما در اتاق نیستید به کارش می‌برند.فقط خودتان می‌توانید به کارش ببرید
  3. ۰۳یک سند را بچینیدشصت صفحه که با هم بخوانند، نگه‌داشته با سبک‌ها و نه با حافظه.ناهماهنگ می‌شود
  4. ۰۲یک صفحه را بچینیدیک پیام، یک سلسله‌مراتب، خوانده‌شده از یک فاصله.خوانده نمی‌شود
  5. ۰۱یک کلمه را بچینیدیک نشانه، یک تیتر، یک قیمت. هر ایرادش در یک بعدازظهر دیده می‌شود.زشت می‌شود

درباره اینکه هر پله چقدر طول می‌کشد چیزی نمی‌گوید، که بیشتر به کارفرما بستگی دارد تا به کار. ادعایش این است که پله‌ها به همین ترتیب بالا می‌روند و پریدن به چهارمی گران‌ترین اشتباه رایج است.

کاتالوگ رها برای کارگاه سفال «کوزه» در لالجین شصت و چهار صفحه بود و روی صفحه تمام شده به نظر می‌رسید. چاپخانه هزار نسخه زد و شماره صفحه‌ها روی لبه بیرونی نیمی از برگه‌ها نصف شده بود. فایل A5 چیده شده بود، یعنی ۱۴٫۸ در ۲۱ سانتی‌متر، و کار رقعی زده شد: رقعی ۱۴٫۵ در ۲۱٫۵ سانتی‌متر است، نه A5. عرض سه میلی‌متر کم شد و ارتفاع پنج میلی‌متر زیاد، و تیغ برش دقیقا همان‌جا نشست که شماره صفحه‌ها بودند.

این خطا با قلم بهتر یا چیدمان بهتر جبران نمی‌شود، چون خطای قلم و چیدمان نیست. طراحی گرافیک از یک جایی به بعد حساب کاغذ است، و آن جا زودتر از آنچه به نظر می‌رسد می‌آید. میان هفت موضوع شکل دادن به آنچه آدم‌ها نگاه می‌کنند، می‌خوانند و به کار می‌برند، این تنها جایی است که فایل از دست شما بیرون می‌رود و دیگر ویرایش ندارد.

پنج پله، و هر پله شکست تازه‌ای دارد

در ایران این نردبان معمولا از پله چهارم شروع می‌شود. اولین کار پولی یک طراح تازه‌کار «پکیج» است: نشانه، کارت ویزیت، بروشور و قالب شبکه اجتماعی، یک قیمت و یک تحویل. یعنی سامانه‌ای می‌سازد که قرار است دیگران وقتی او در اتاق نیست به کارش ببرند، پیش از آنکه یک صفحه تنها را درست چیده باشد. حاصلش هر چه بعد از نشانه یک برند را قابل تشخیص می‌کند نیست، هویتی است که فقط سازنده‌اش می‌تواند به کارش ببرد، و شش ماه بعد کس دیگری از صفر می‌سازدش.

جایی که کار می‌ایستد: فاصله، و در فارسی فاصله داخل کلمه

ایست این موضوع رنگ نیست و ترکیب‌بندی هم نیست. فاصله است، و چون فاصله شکل ندارد کسی به اسم صدایش نمی‌کند. کارفرما می‌گوید «یک چیزی کم دارد» و طراح قلم را عوض می‌کند. رها همان کاتالوگ را با سه قلم مختلف بست و هر سه بار همان بود، چون فاصله سرسطرها از تیتر بالایشان با فاصله‌شان از متن پایینشان یکی بود و هیچ سرسطری معلوم نبود مال کدام بخش است.

در فارسی یک لایه اضافه هم دارد. فاصله حروف روی نشانه فارسی پیوندها را پاره می‌کند، پس ابزاری که یک نشانه لاتین با آن باز و منظم می‌شود اینجا در دسترس نیست. نشانه «کوزه» را نمی‌شود با tracking باز کرد. اگر باید بازتر بنشیند، یا کلمه را دو تکه می‌کنید و فاصله را میان آن دو می‌گذارید، یا قلمی برمی‌دارید که خودش عرض بیشتری دارد. تنظیمی که در لاتین یک عدد است، در فارسی یک تصمیم درباره خود کلمه است، و نشانه‌ای که کوچک شدن و کپی شدن را تاب بیاورد اینجا از همین‌جا شروع می‌شود.

پنج عددی که میان یک فایل و یک جعبه ایستاده‌اند

هر پنج‌تا روی صفحه نامرئی‌اند و هیچ چاپخانه‌ای درباره هیچ‌کدامشان به شما زنگ نمی‌زند. ۳ میلی‌متر بیرون از خط برش اولی است: تصویر و رنگ زمینه باید تا آن‌طرف تیغ ادامه پیدا کنند، وگرنه یک نوار سفید مویی روی لبه می‌ماند که هزار نسخه‌اش را دارید. دومی قرینه‌اش است، متن را ۵ میلی‌متر داخل خط برش نگه دارید، و همین بود که کاتالوگ لالجین را نجات می‌داد: پنج میلی‌متر حاشیه امن، پنج میلی‌متر خطای اندازه را می‌بلعید.

سومی حساب سرانگشتی تصویر است. عرض پیکسلی را بر ۱۲ تقسیم کنید تا میلی‌متر قابل چاپ به دست آید: عکس ۲۴۰۰ پیکسلی یک کوزه، تا ۲۰۰ میلی‌متر عرض بدون افت چاپ می‌شود و بزرگ‌تر از آن شروع به نرم شدن می‌کند. چهارمی رنگ است. مشکی صد درصد به تنهایی خاکستری تیره چاپ می‌شود، چون یک لایه جوهر روی کاغذ سفید همان‌قدر است که هست؛ مشکی متن همین است و درست است، اما زمینه مشکی یک صفحه کامل به ترکیب چهار رنگ نیاز دارد. پنجمی خط است: هیچ خطی نازک‌تر از ۰٫۲۵ پوینت، چون زیر آن روی کاغذ بی‌روکش جوهر پخش می‌شود و خط تکه‌تکه درمی‌آید.

و یک چیز که عدد نیست

نمونه رنگی روی همان کاغذ بخواهید، چاپ‌شده با همان دستگاهی که تیراژ را می‌زند. این تنها جایی است که آن پنج عدد با هم آزموده می‌شوند، و قیمتش کسری از تیراژ است. کاغذ در ایران هم گران است و هم موجودی‌اش عوض می‌شود، پس نمونه‌ای که روی گلاسه گرفته‌اید درباره تحریری که آن هفته موجود است چیزی نمی‌گوید. آنچه وقتی کار از صفحه بیرون می‌رود عوض می‌شود بیشترش همین یک بند است.

گذرگاه

پنج چیز میان فایلی که درست به نظر می‌رسد و هزار نسخه‌ای که درستند

هر تخته یک عدد است که روی صفحه دیده نمی‌شود، و چاپخانه درباره هیچ‌کدامشان دنبال شما نمی‌گردد.

کاتالوگی که روی صفحه تمام شده به نظر می‌رسدشصت و چهار صفحه، در هر بزرگ‌نمایی که آن لحظه رویش بودید
  1. ۰۱نشت و حاشیه امنسه میلی‌متر بیرون از تیغ، و متن پنج میلی‌متر داخلش
  2. ۰۲تفکیک‌پذیریعرض پیکسلی تقسیم بر دوازده، همان میلی‌متری است که چاپ می‌شود
  3. ۰۳جوهر، نه نورسبزهای اشباع نسخه ندارند، و یک لایه مشکی خاکستری درمی‌آید
  4. ۰۴هیچ خط مویییک چهارم پوینت کف است؛ پایین‌ترش روی کاغذ بی‌روکش تکه‌تکه می‌شود
  5. ۰۵نمونه روی همان کاغذچاپ‌شده با همان دستگاهی که تیراژ را می‌زند، روی همان کاغذ
هزار نسخه رقعی، از چاپخانه‌ای در همدانبرش‌خورده، صحافی‌شده، و دیگر ویرایش‌شدنی نیست

این پل فقط فایل را می‌برد. درباره دو تصمیمی که از هر پنج تخته گران‌ترند چیزی نمی‌گوید، یعنی کاغذ و روکش، و هر دو با در دست گرفتن نمونه انتخاب می‌شوند نه با خواندن.

ترتیب، و اینکه برعکس رفتنش چه چیزی را گران می‌کند

ترتیب درست از پایین نردبان است و کسی آن را نمی‌رود، چون پله اول پول ندارد. راه میانه‌ای هست که جواب می‌دهد: پکیج را قبول کنید و داخلش به ترتیب کار کنید. اول نشانه را در سه اندازه ببندید تا کوچک‌ترینش هم خوانده شود، بعد یک صفحه تنها را تا آخر ببرید، و تنها بعد از آن قاعده‌ها را بنویسید. برعکسش یعنی قاعده‌نامه‌ای که از هیچ صفحه‌ای بیرون نیامده، و آن قاعده‌ها اولین چیزی هستند که کنار گذاشته می‌شوند. گذاشتن کلمه و تصویر روی یک صفحه پله‌ای است که بیشتر از همه از قلم می‌افتد و بیشتر از همه هم به کار می‌آید.

با چه چیزی کار می‌شود، و از ایران چه چیزی باز می‌شود

ایلاستریتور از ۲۰۰۵ که ادوبی مکرومدیا را خرید و فری‌هند تمام شد، تنها جای جدی کشیدن نشانه است. ایندیزاین سند بلند را می‌چیند و این جایگاه را وسط دهه ۲۰۰۰ از QuarkXPress گرفت. هیچ‌کدام راه رایگان ندارند، فقط نسخه آزمایشی، و پرداخت اشتراکشان از ایران مستقیم نیست. اینجا باید صریح بود: گزینه‌های متن‌باز صفحه‌آرایی، فارسی را درست نمی‌چینند، و پیشنهاد کردنشان به کسی که باید یک کتاب فارسی تحویل بدهد اعتماد او را یک بار خرج کردن است.

کورل‌دراو دلیل عملی خودش را دارد و بی‌ربط به کیفیتش است: بیشتر چاپخانه‌های ایران فایل CDR را باز می‌کنند و روی همان فایل اصلاح می‌زنند. جای مونتاژ دستی روی فیلم را گرفت که تا اواخر دهه ۱۹۸۰ کار چاپخانه بود. اگر کارتان به چاپخانه‌های کوچک شهرستان می‌رود، فایلی که آن‌ها می‌توانند باز کنند ارزش عملی بیشتری از فایلی دارد که شما ترجیح می‌دهید. نرم‌افزارها، و آن بخش‌هایی که واقعا استفاده می‌شوند همین تفکیک را جدی می‌گیرد.

تصویر داخل این کارها معمولا از بیرون می‌آید و مقصدش را عوض می‌کند: چیزی که کشیدن، رنگ زدن، و ساختن تصویر با دست تحویل می‌دهد باید همان حساب بر ۱۲ را رد کند، و عکس گرفته‌شده با گوشی معمولا رد نمی‌کند. و عددهای داخل صفحه، پیش از هر کدام از این‌ها، از اصولی که هر چه طراحی می‌کنید سرِ پا نگهش می‌دارد می‌آیند.

پرسشی که این صفحه جوابش را ندارد اندازه دوم است. کاتالوگ لالجین حالا باید یک نسخه برای تلفن هم داشته باشد، و رقعی نه عرض ثابتی دارد که به صفحه تبدیل شود و نه حاشیه امنی که آنجا معنا بدهد. کدام‌یک از آن پنج عدد در مرورگر هنوز عددند و کدام‌یک را باید دور ریخت؟

کنار این

بالای این