Faragiri

آموزش ابزارهای طراحیطراحی

دو پرسش، چاپی یا روی صفحه و یک سطح یا چند سطح، کار را میان چهار برنامه تقسیم می‌کنند؛ در ایران پرسش سوم شماره نسخه است.

۵بخش
۵دقیقه خواندن
۲عمق

پنج خروجی، یک فصل

دو پرسش، کار باشگاه دماوند را در چهار برنامه پخش می‌کند

محورها خود شکل‌اند. هیچ‌کدام درباره اینکه چه جور طراحی هستید نیست، و به همین دلیل جواب برای همه یکی است.

چاپ می‌شودروی صفحه می‌ماندیک سطحچند سطح
  • ایلاستریتور، یا فتوشاپیک چیز چاپی. وکتور، مگر آنکه عکس دارد کار را می‌کند.
    • پوستر برنامه فصل
    • نشانه باشگاه
    • کارت عضویت
  • فتوشاپ، یا فیگمایک تصویر برای صفحه، در اندازه‌ای که کس دیگری تعیین کرده.
    • عکس گروهی، با سیم برداشته‌شده
    • تصویر سرصفحه
  • ایندیزاینمتنی که جاری می‌شود، صفحه‌هایی که خودشان شماره می‌خورند، سبک‌هایی که نگه می‌دارند.
    • دفترچه چهل صفحه‌ای برنامه‌ها
    • گزارش سالانه
  • فیگماقاعده برای سطحی که در اختیار شما نیست، بازکشیده در هر عرض.
    • صفحه ثبت‌نام
    • فرم بیمه
    • کیت کامپوننت

این دو محور دو موضوع کامل را بیرون می‌گذارند. کشیدن با دست اصلا رویشان نمی‌نشیند، و همین‌طور هر چیزی که ساخته می‌شود، جایی که فایل دستور یک ماشین است نه تصویر چیزی.

باشگاه کوهنوردی «دماوند» در کرج برای فصل تازه پنج چیز لازم دارد: یک نشانه، یک پوستر برنامه، یک عکس گروهی که یک سیم از وسطش برداشته شود، یک صفحه ثبت‌نام، و یک دفترچه چهل صفحه‌ای برنامه‌ها. این پنج‌تا در چهار برنامه مختلف انجام می‌شوند، و کسی که هر پنج‌تا را در فتوشاپ می‌کشد سه‌تایشان را بد تحویل می‌دهد بی‌آنکه بفهمد کدام سه‌تا.

دو پرسش این تقسیم را می‌کنند و هیچ‌کدام درباره سلیقه شما نیستند: کار چاپ می‌شود یا روی صفحه می‌ماند، و یک سطح است یا چند سطح که باید با هم بخوانند. جواب برای همه یکی است، و به همین دلیل قابل یاد دادن است. میان هفت موضوع شکل دادن به آنچه آدم‌ها نگاه می‌کنند، می‌خوانند و به کار می‌برند، این تنها موضوعی است که با عوض شدن نرم‌افزار عوض می‌شود، و بالای نقشه هم نیست.

از هر برنامه، بخش کوتاهی واقعا استفاده می‌شود

هر کدام از این چهارتا چند صد فرمان دارند و کار روزانه با حدود دوازده‌تایشان انجام می‌شود، که در هر برنامه دوازده‌تای دیگری است. در فتوشاپ گران‌ترین‌شان ماسک است و قاعده‌اش یک جمله است: سیاه می‌پوشاند و سفید نشان می‌دهد، روی ماسک. سیم وسط عکس گروهی با ماسک برداشته می‌شود نه با پاک کن، چون ماسک برگشت‌پذیر است و پاک کن نیست. در ایلاستریتور همان نقش را قاعده قلم دارد: قلم را داخل بگذارید تا شکل اندازه اعلام‌شده‌اش را نگه دارد؛ مربع صد در صد با قلم دو پوینتِ وسط، صد و دو در صد و دو چاپ می‌شود.

در ایندیزاین یکی است و همان است که دفترچه چهل صفحه‌ای را ممکن می‌کند: هر سبک پاراگراف را بر پایه سبک متن بدنه بسازید. آن وقت عوض کردن قلم بدنه، تیترها و زیرنویس‌ها و نقل‌قول‌ها را با خودش می‌برد و چهل صفحه یک بار عوض می‌شود. در فیگما هم یک تفکیک هست که تازه‌کارها را ماه‌ها سرگردان می‌کند: فریم می‌برد، گروه نمی‌برد. هر چیزی که باید لبه داشته باشد، اسکرول شود، یا چیزی را داخل خودش نگه دارد فریم است.

سه قالب، و فایلی که نگه می‌دارید

قاعده خروجی کوتاه است: برای چاپ PDF بفرستید و برای وب SVG، و برای عکس، فرمتی که پیکسل دارد. پوستر دماوند به چاپخانه PDF می‌رود چون قلم و برش داخلش‌اند؛ نشانه‌اش به سایت SVG می‌رود چون در هر اندازه‌ای تیز می‌ماند و چند کیلوبایت است. زیر هر دوی این‌ها یک قاعده هست که گران‌ترین درس این موضوع است: فایلی را که نگه می‌دارید هیچ‌وقت یکپارچه نکنید. خروجی یکپارچه می‌شود، نسخه کاری هرگز، و لایه‌های نامیده‌شده تنها چیزی هستند که شش ماه بعد شما را نجات می‌دهند.

جایی که کار می‌ایستد: نسخه‌ای که دارید، نسخه‌ای نیست که دنیا دارد

ایست این موضوع در ایران اسم برنامه نیست، شماره نسخه است. چون اشتراک از ایران مستقیم پرداخت نمی‌شود، نسخه‌ای که روی سیستم آدم‌ها نشسته همانی است که یک بار به دستشان رسیده و همان‌جا مانده. نتیجه‌اش دو دردسر روزانه است. اول اینکه هر آموزشی که نگاه می‌کنید منویی را نشان می‌دهد که شما ندارید و نیم ساعت دنبال گزینه‌ای می‌گردید که در نسخه شما هنوز ساخته نشده. دوم، و گران‌تر: فایلی که همکارتان با نسخه جدیدتر ذخیره کرده روی سیستم شما باز نمی‌شود.

جواب فنی‌اش را کسی یاد نمی‌دهد چون در هیچ دوره‌ای نیست. ایندیزاین را به IDML ذخیره کنید تا نسخه قدیمی‌تر بازش کند؛ این قالب متنی است و همان است که یک سند را میان دو نسخه جابه‌جا می‌کند. در ایلاستریتور گزینه سازگاری با PDF را روشن بگذارید تا فایل AI را برنامه‌های دیگر هم بتوانند بخوانند. و اگر پروژه‌ای بیش از یک نفر دارد، این تنها استدلال جدی به نفع کار در مرورگر است: نسخه فیگما همیشه یکی است، چون روی سیستم کسی نیست.

داخل هر کدام از چهارتا

ترتیبی که به کار می‌رساند، و ترتیبی که یک دوره می‌رود

همان پنج ایستگاه در هر برنامه، و چهارمی همان است که تعیین می‌کند کار می‌تواند از ساختمان بیرون برود یا نه.

  1. هفته اولهمان دوازده فرمانی که کار را می‌کننداز میان چند صد فرمان، و در هر برنامه دوازده‌تای دیگری
  2. هفته اولاینکه فایل چطور مرتب شدهلایه، صفحه کاری، فریم. چه چیزی داخل چیست، و با حرکت والد چه چیزی حرکت می‌کند.
  3. هفته‌ای که جواب می‌دهدقابلیتی که یک تغییر را همه‌جا اعمال می‌کندسبک‌ها، صفحه‌های اصلی، کامپوننت‌ها. همان دلیلی که یاد گرفتن برنامه می‌ارزید.
  4. پیش از اولین کار پولیپنجره خروجیتفکیک‌پذیری، فضای رنگ، نشت، مقیاس. کار همان خروجی است.
  5. هر وقت شدجلوه‌ها، و باقی همه چیزواقعا آخر، و بیشترش هیچ‌وقت باز نمی‌شود

میان‌برها عمدا ایستگاه نیستند. آن ده‌تایی که تکرار می‌کنید بی‌آنکه خوانده شوند می‌آیند، و آن‌هایی که روی برگه چاپی هستند بیشتر برای فرمان‌هایی‌اند که کسی به کارشان نمی‌برد.

ترتیبی که به کار می‌رساند، و ترتیبی که دوره‌ها می‌روند

دوره‌ها نوار ابزار را از چپ به راست می‌روند و جلوه‌ها هفته دوم می‌آیند. ترتیبی که به کار می‌رساند یکی دیگر است و مهم‌ترین ایستگاهش چهارمی است: پنجره خروجی را پیش از جلوه‌ها یاد بگیرید. کاری که نمی‌تواند از ساختمان بیرون برود انجام نشده، هر چقدر هم داخل برنامه خوب به نظر برسد. اولین کار پولی کسی که خروجی بلد نیست معمولا با یک تماس از چاپخانه تمام می‌شود.

برعکس این ترتیب هزینه‌اش پنهان است: کسی که جلوه‌ها را زودتر یاد گرفته، برای هر مسئله‌ای یک جلوه پیدا می‌کند و هیچ‌وقت ساختار فایل را یاد نمی‌گیرد. پیکسل: روتوش، ترکیب و طراحی برای صفحه و وکتور: نشانه، آیکون و تصویرسازی هر دو همین پنج ایستگاه را دارند با دوازده فرمان متفاوت.

در ۲۰۲۶ چه چیزی باز می‌شود

فتوشاپ از ۱۹۹۰ جای میز نور و ایربراش را گرفت و هنوز پیش‌فرض هر چیزی است که پیکسل دارد. ایلاستریتور بعد از ۲۰۰۵ و تمام شدن فری‌هند تنها جای جدی وکتور ماند. سندهای چند صفحه‌ای، چیده‌شده آن‌طور که باید کار ایندیزاین است که وسط دهه ۲۰۰۰ جای QuarkXPress را گرفت. هر سه اشتراکی‌اند، راه رایگان ندارند، و پرداختشان از ایران مستقیم نیست.

فیگما از حدود ۲۰۱۹ جای Sketch را گرفت و تنها یکی از این چهارتاست که نسخه رایگان واقعی دارد؛ رسیدنش از ایران واسطه می‌خواهد و نسخه‌اش همیشه تازه است. طراحی رابط، و فایلی که همه هم‌زمان داخلش هستند جایی است که این تفاوت بیشترین اهمیت را دارد. Penpot همان کار را متن‌باز و روی سرور خودتان انجام می‌دهد و از ایران بدون واسطه باز می‌شود، و برای دفترچه و پوستر جایگزین ندارد.

آنچه از این چهارتا بیرون می‌ماند دو دنیای کامل است. کشیدن با دست هیچ‌جای این دو محور نمی‌نشیند، که کار کشیدن، رنگ زدن، و ساختن تصویر با دست است؛ و هر چیزی که ساخته می‌شود، جایی که فایل دستور یک ماشین است نه تصویر چیزی. عددهای داخل هر کدام از این پنج خروجی هم از نشانه، صفحه‌آرایی، و چیزهایی که چاپ می‌شوند و سطحی که آدم‌ها لمسش می‌کنند می‌آیند، نه از منوی هیچ برنامه‌ای.

و پرسشی که این صفحه جوابش را ندارد: وقتی همان پنج خروجی را باید هر فصل دوباره ساخت، کدام بخش از این کار قالب می‌شود و کدام بخش هر بار از نو تصمیم گرفته می‌شود؟ برنامه‌ها هر دو را یکسان می‌بینند و شما نباید.

کنار این

بالای این