Faragiri

آموزش تبلیغات پولیبازاریابی

ده شاخه، و زیر همه‌شان یک قاعده مزایده. قیمت کلیک شما را کسی تعیین می‌کند که درست زیر شما ایستاده، نه عددی که خودتان نوشته‌اید.

۶بخش
۶دقیقه خواندن
۲عمق

یک مزایده

تخته یک جست‌وجو، و ارزان‌ترین پیشنهاد رویش دارد می‌برد

پیشنهاد ضربدر کیفیت، برای چهار آگهی‌دهنده روی یک عبارت. ترتیب همان نتیجه است.

پیشنهاد به هزار تومان ضربدر عدد کیفیت از ده، یک مزایده برای عبارت فیلتر ممبران، سال ۱۴۰۵.

  1. آب‌بان۳٬۲۰۰ تومان با کیفیت ۸. می‌برد و ۲٬۷۶۰ تومان می‌پردازد.۲۵٫۶
  2. یک فروشگاه بزرگ لوازم خانگی۵٬۵۰۰ تومان با کیفیت ۴. از همه بیشتر داد و قیمت برنده را تعیین کرد.۲۲٫۰
  3. یک بازارگاه۲٬۹۰۰ تومان با کیفیت ۷.۲۰٫۳
  4. یک رقیب کوچک‌تر۲٬۱۰۰ تومان با کیفیت ۶.۱۲٫۶

قاعده منتشرشده پیشنهاد ضربدر کیفیت است و قاعده واقعی جمله‌هایی دارد که شبکه نامشان را نمی‌برد، پس رتبه‌ها را ترتیب بخوانید نه اندازه‌گیری. همان ترتیب است که پول دنبالش می‌رود.

آب‌بان در کرج فیلتر دستگاه تصفیه آب خانگی می‌فروشد و روی عبارت «فیلتر ممبران» با یک فروشگاه بزرگ لوازم خانگی رقابت می‌کند که پول به مراتب بیشتری دارد. آب‌بان ۳٬۲۰۰ تومان پیشنهاد می‌دهد. آن فروشگاه ۵٬۵۰۰ تومان. آب‌بان مزایده را می‌برد و ۲٬۷۶۰ تومان می‌پردازد.

این نه استثناست و نه شانس. قاعده‌ای است که تمام این موضوع رویش می‌چرخد، و تقریبا هیچ‌کس که برای اولین بار کلیک می‌خرد نمی‌شناسدش؛ برای همین اولین واکنش به قطع شدن نمایش تبلیغ، بالا بردن پیشنهاد است.

مزایده، حساب‌شده

هر آگهی‌دهنده در مزایده یک رتبه می‌گیرد. نسخه‌ای که شبکه‌ها منتشر می‌کنند پیشنهاد است ضربدر عددی که خودشان به کیفیت تبلیغ می‌دهند، و نسخه واقعی جمله‌های بیشتری دارد که هیچ شبکه‌ای اجزایش را نمی‌گوید. حساب از آن جمله‌های اضافه جان سالم به در می‌برد، چون چیزی که نشان می‌دهد عدد دقیق نیست، ترتیب است: برنده بالاترین پیشنهاد ضربدر کیفیت است، نه بالاترین پیشنهاد.

پیشنهاد آب‌بان به هزار تومان ۳٫۲ است و کیفیتش ۸، که می‌شود ۲۵٫۶. آن فروشگاه بزرگ ۵٫۵ را با کیفیت ۴ می‌آورد، که می‌شود ۲۲٫۰. یک بازارگاه ۲٫۹ را با ۷ می‌آورد، ۲۰٫۳، و یک رقیب کوچک‌تر ۲٫۱ را با ۶، ۱۲٫۶. آب‌بان با دومین پیشنهاد ارزان تخته بالا می‌نشیند.

بعد نوبت قیمت است. آنچه می‌پردازید رتبه زیر شماست تقسیم بر کیفیت خودتان، به‌اضافه کمترین پله افزایش شبکه. رتبه زیر آب‌بان ۲۲٫۰ است و کیفیتش ۸، پس ۲٫۷۵ درمی‌آید و با آن پله ده تومانی می‌شود ۲٬۷۶۰ تومان به جای ۳٬۲۰۰ تومانی که پیشنهاد داده بود. پیشنهاد ۳٬۲۰۰ تومانی با کیفیت ۸، در آخر ۲٬۷۶۰ تومان پرداخت، و آن ۴۴۰ تومان اصلا قابل خرج شدن نبود: تبلیغ ضعیف آن فروشگاه بزرگ قیمت را تعیین کرد، و بد بودن یک رقیب در این کار، کلیک شما را ارزان می‌کند.

عدد کیفیت شبیه کارنامه به نظر می‌رسد و مثل تخفیف رفتار می‌کند. ۸ آب‌بان را به ۹ ببرید و همان مزایده، در برابر همان رقبا، ۲۲٫۰ تقسیم بر ۹ را حساب می‌کند. بالا بردن کیفیت از ۸ به ۹ همان کلیک را به ۲٬۴۵۰ تومان می‌رساند. نه پیشنهاد عوض شد، نه رقابت، و فروشگاه حالا همان بازدید را ۳۱۰ تومان ارزان‌تر می‌خرد.

آنچه در آن عدد می‌رود بیشترش دو چیز است که یک آگهی‌دهنده کوچک کاملا در دستشان دارد: اینکه تبلیغ همان چیزی را بگوید که جست‌وجوکننده پرسیده، و اینکه روی صفحه‌ای که به آن می‌رسد چه می‌گذرد. صفحه فرود داخل عدد کیفیت است، پس صفحه کند قیمت هر کلیک را بالا می‌برد، و همین جایی که کلیک می‌نشیند، و معمولا از آن بیرون می‌رود را به تصمیمی درباره قیمت تبدیل می‌کند نه تصمیمی درباره طراحی. نسخه کامل حساب در پیشنهاد، کیفیت، و آنچه واقعا می‌پردازید است.

دو فهرستی که کسی با هم مقابله‌شان نمی‌کند

روی کلمه پیشنهاد می‌دهید و بابت عبارت جست‌وجو پول می‌دهید، و این دو یک فهرست نیستند. کلمه چیزی است که به حساب گفته‌اید هدف بگیرد. عبارت جست‌وجو چیزی است که کسی واقعا تایپ کرده، و شبکه تصمیم می‌گیرد این دو چقدر شل به هم بخورند. آب‌بان روی «فیلتر ممبران» پیشنهاد داد و در شش هفته بابت «قیمت فیلتر ممبران» پول داد، که درست است، و بابت «تعویض فیلتر ممبران با دست خودم»، که یعنی کسی که از قبل تصمیم گرفته چیزی نخرد.

گزارش عبارت‌های جست‌وجو جایی است که فهرست دوم در آن زندگی می‌کند و اولین صفحه‌ای است که در یک حساب تازه باید باز شود. هر چیز دیگری در گفتن به شبکه که یک نتیجه چقدر می‌ارزد بعد از این می‌آید که پول دادن بابت جست‌وجوهایی که هرگز مال شما نبودند تمام شده باشد.

ترتیب، که با سرعت بند آمدن پول تعیین می‌شود

جست‌وجو به صبر پاداش می‌دهد و این کار نمی‌دهد. کنتور در تمام مدتی که دارید یاد می‌گیرید کار می‌کند، پس ترتیب اینجا وابستگی نیست، اولویت‌بندی زخم است: هر چه زودتر خون‌ریزی را بند بیاورد، اول. همین گزارش عبارت‌ها را جلوتر از صفحه فرود می‌گذارد، صفحه فرود را جلوتر از نوشتن، و پیشنهاد را، همان چیزی که همه روز اول سراغش می‌روند، آخر از هر چهار تا.

دلیل آخر بودن پیشنهاد حساب است نه سلیقه. معمولا چند صد تومان جا در آن هست، و اغلب یک‌سوم خرج در گزارش عبارت‌های جست‌وجو ایستاده. ماه اول آب‌بان ۲۱۴ کلیک خرید که ۶۱ تای آن‌ها دنبال آموزش تعویض بودند، و هیچ تنظیم پیشنهادی آن ۱۶۸ هزار تومان را برنمی‌گرداند.

ترتیب

چهار پله، مرتب‌شده بر اساس اینکه کدام زودتر جلوی خرج را می‌گیرد

نه وابستگی است و نه سلیقه. کنتور در تمام مدت یاد گرفتن حساب کار می‌کند، پس ترتیب اولویت‌بندی زخم است.

  1. ۰۴بعد سر پیشنهاد بحث کنیداهرمی که روز اول سراغش می‌روند، و کمترین جا را از این چهار تا دارد.آخر
  2. ۰۳بازنویسی تبلیغ تا با صفحه جور دربیایدانجامش ارزان است، خواندن نتیجه‌اش کند، و تنها پله‌ای که بحث خلاقانه رویش هست.ماه اول
  3. ۰۲درست کردن صفحه‌ای که کلیک روی آن می‌نشیندداخل عدد کیفیت است، پس قیمت و نتیجه را با هم تکان می‌دهد.هفته دوم
  4. ۰۱پول ندادن بابت جست‌وجوهای اشتباهگزارش عبارت‌های جست‌وجو، یک بار خوانده‌شده. فهرستی جدا از فهرست کلمه‌هاست.هفته اول

پله‌ها به ترتیب زودترین بازگشت‌اند، که ترتیب اهمیت نیست. پیشنهادی که به‌اندازه کافی بد گذاشته شده باشد، روی هر چهار پله ضرر می‌دهد.

جایی که کار می‌ایستد: حسابی که بهینه است و زیان می‌دهد

ایست در تبلیغات پولی بی‌مهارتی نیست و معمولا بعد از چند ماه بهتر شدنِ دیدنی می‌رسد. قیمت هر کلیک پایین می‌آید، نرخ کلیک بالا می‌رود، عددهای کیفیت سبز می‌شوند، و هر کدام از این‌ها مزایده را توصیف می‌کنند نه کسب‌وکار را. یک حساب می‌تواند در خریدن کلیک برای کالایی که توانش را ندارد عالی باشد، و تا لحظه‌ای که کسی سفارش‌ها را جمع بزند عالی هم گزارش می‌شود.

عددی که این را پنهان می‌کند قیمت هر کلیک به‌تنهایی است، و در ایران یک لایه بدتر هم می‌شود: قیمت کلیک امسال با پارسال به تومان قابل مقایسه نیست، چون هر دو عدد در حال حرکت‌اند. تنها شکل پایدارش نسبت است، یعنی قیمت کلیک به سود هر فروش، و آن سود اصلا در این موضوع نیست و مال تصمیم‌هایی است که پیش از انتخاب هر کانالی گرفته می‌شوند. خواندن درستش کار دانستن اینکه پول چه چیزی خرید است.

در ۲۰۲۶ چه چیزی باز می‌شود، و چه چیزی نه

این را باید بی‌تعارف گفت، چون بیشتر متن‌های فارسی از کنارش رد می‌شوند: نیتی که می‌شود خریدش، همان لحظه‌ای که پیدا می‌شود از ایران خریدنی نیست، و فیسبوک و اینستاگرام، و هدف‌گیری بر اساس علاقه هم نه. گوگل ادز جای Google AdWords را گرفت که در ۲۰۱۸ نامش عوض شد، و پنل تبلیغات متا جای بوست کردن پست از خود صفحه را گرفت که همان مزایده است با بیشتر کنترل‌هایش برداشته‌شده. هیچ‌کدام راه رایگان ندارند و هیچ‌کدام هم با کارت بانکی ایرانی باز نمی‌شوند.

آنچه واقعا باز می‌شود شبکه‌های تبلیغات کلیکی داخلی‌اند و خریدن جای تبلیغ روی سایت‌ها و اپلیکیشن‌های ایرانی. این‌ها جای خریدن ماهانه و مستقیم بنر از تک‌تک سایت‌ها را گرفتند، پنل خودشان هزینه‌ای ندارد و آنچه خریده می‌شود کلیک است. حساب بالای این صفحه در همه‌شان یکسان می‌ماند، چون از قاعده‌ای می‌آید که هر فروشنده کلیکی ناچار است به آن تن بدهد: شبکه‌ای که بابت کلیک پول می‌گیرد، از نمایش دادن تبلیغی که کلیک نمی‌خورد ضرر می‌کند، پس تبلیغ ضعیف را با پیشنهاد بالا هم بالا نمی‌برد.

ده شاخه، شش‌تایشان یک بستر

مزایده اول می‌آید و بعد دو شاخه‌ای که قیمت را می‌سازند. زیر هر شش بستر خود تبلیغ، که بیشتر نتیجه را تعیین می‌کند نشسته است، چون تبلیغی که مزایده را می‌برد همیشه همانی نیست که کلیک را می‌برد. بسترهای دیگر با آنچه رویشان خریدنی است از هم جدا می‌شوند و برای خواننده ایرانی بیشترشان امروز خواندنی‌اند نه اجراشدنی، که خودش دانستنی است.

در همسایگی، نسخه بی‌پول همان صفحه نتایج آن نتیجه‌ای بودن که کلیک می‌شود، بی‌آنکه پولش را داده باشید است و کندتر و ماندگارتر، و شمردنی که هر کدام از این‌ها را وارسی‌پذیر می‌کند اندازه گرفتنش، تا تصمیم‌ها حدس نباشند. این موضوع یکی از چهار کانال زیر رساندن آنچه می‌سازید به چشم کسانی که می‌خواهندش است.

پرسش باز در آب‌بان این است که آن ۸ اصلا تکان می‌خورد یا نه. از روزی که حساب باز شده روی ۸ نشسته، صفحه‌ای که به آن اشاره می‌کند دو بار از نو ساخته شده و هیچ‌کدام از آن دو تکانش نداد. هیچ‌کس بیرون از شبکه نمی‌بیند کدام بخش نگهش داشته، یعنی ارزان‌ترین اهرم حساب همانی است که کسی نمی‌تواند نشانه بگیردش.

کنار این

بالای این