هر رتبهبندیای که دست به دست میشود یک محور را میسنجد و دو محور در کار است: نزدیکی ساختاری، و اینکه چقدر مطلب و معلم برایش هست. خانهای که آدمها را میگیرد همان است که در یکی خوب است و در دیگری بد.
تینا در قم میخواهد زبان دومی بعد از انگلیسی شروع کند. هشت نکته زیر همان چیزی است که این انتخاب را میسازد.
هشت نکته درباره انتخاب اول
- Spanish, French and Italian are close and well supplied. جایی که رتبهبندیها و جواب عملی با هم میخوانند.
- Norwegian, Afrikaans and Dutch are close and thinly supplied. ارزان برای ساختن، و قفسه در ماه پنجم تمام میشود.
- Mandarin, Japanese and Arabic are distant and well supplied. گران به ساعت، و هرگز کممطلب نیستند.
- most of the world's languages are distant and thinly supplied. که برای یک دلیل انتخاب میشوند و نه از روی فهرست.
- the rankings measure distance from English. و نه از فارسی.
- Arabic shares an alphabet and thousands of words with Persian. و در همان فهرستها جزو سختترینهاست.
- Turkish shares a great deal of vocabulary with Persian. و ساختارش کاملاً متفاوت است.
- having somebody to speak it with overrules both axes. و محور سومی است که هیچ جدولی ندارد.
چرا فهرستهای آسانی برای شما دقیق نیستند
این جدولها فاصله هر زبان را از انگلیسی میسنجند، چون برای انگلیسیزبانها ساخته شدهاند. یک فارسیزبان از نقطه دیگری شروع میکند و چند خانه جدول برایش جابهجا میشوند.
عربی روشنترین نمونه است: الفبا مشترک است، هزاران واژه مشترک است، و بخش بزرگی از واژگان رسمی فارسی از آنجا آمده. در جدولهای انگلیسیمحور، عربی در سختترین دسته است. در جهت مخالف، زبانی با جنسیت دستوری برای فارسیزبان گرانتر است، چون فارسی جنسیت ندارد و انگلیسی دستکم در ضمیرش دارد.
جایی که کار میایستد: زبان نزدیک با قفسه خالی
خانه پایین چپ همان جایی است که فهرستهای آسانی به آن اشاره میکنند و جواب عملی اغلب آنجا نیست. زبانی مثل هلندی یا نروژی برای ساختن ارزان است و ماه پنجم، مطلب متوسط و معلم و پارتنر برایش کمیاب میشود.
تینا شش ماه نروژی خواند و بعد نتوانست هیچ منبع سطح متوسطی پیدا کند که برایش مناسب باشد؛ همه چیز یا برای مبتدی مطلق بود یا برای بومی. همان شش ماه اگر روی اسپانیایی گذاشته میشد، ماه ششم تازه شروع میشد.
پس معیار عملی، ترکیب دو محور است و نه هیچکدام به تنهایی. و اگر یک آدم مشخص برای حرف زدن دارید، آن یک واقعیت هر دو محور را نادیده میگیرد.
ابزاری که عرضه را میسنجد
پیش از انتخاب، همان کاری را بکنید که تینا نکرد: در یک سکوی تبادل زبانی و یک سکوی معلم، تعداد نتیجهها را برای آن زبان بشمارید. تا ۲۰۲۶ این جستوجو رایگان است و بدون حساب کاربری هم نتیجه میدهد. جای فهرستهای آسانترین زبان را میگیرد، که فقط محور اول را دارند و درباره عرضه ساکتاند.
خطا: انتخاب بر اساس فایده اعلامشده
زبانی که به خاطر «مفید بودن» انتخاب شود و هیچ آدم و هیچ متنی در زندگی شما نداشته باشد، معمولاً در ماه چهارم رها میشود. فایده کلی هیچ ساعتی را پر نمیکند و یک آدم مشخص پر میکند.
و همان محور سوم است که در هیچ جدولی نیست و از هر دوی این محورها مهمتر. سختی واقعی هر زبان هم آنجا نیست که فهرستها نشان میدهند، و لایههایش در سختی کجاست: خط، صدا، یا دستور زبان باز شده است.
پرسش بعدی این است که آیا میشود دوتا با هم. میشود، با یک هزینه ثابت و یک هزینه متغیر، که در کِی جواب میدهد، و کدام جفتها با هم تداخل دارند اندازهگیری شدهاند.