Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش سخت‌ترین زبان‌هاانتخاب زبان دوم

خط دو هفته است و تمام می‌شود؛ جنسیت دستوری روی هر جمله دو سال آینده یک مالیات کوچک می‌گذارد. و فارسی جنسیت ندارد.

۵بخش
۳دقیقه خواندن
۴عمق

کِی پرداخت می‌کنید

چهار لایه، خوانده‌شده از همانی که اول می‌بینید

ترتیب اینجا زمان رسیدن هزینه است و نه اندازه‌اش، و این دو تقریباً در جهت عکس هم حرکت می‌کنند.

  1. اول دیده می‌شودنظام نوشتاریدو هفته، محدود و قابل تمرین، و بعد برای همیشه تمام
  2. ۰۲صداهایی که نداریدهفته‌ها برای شنیدن، ماه‌ها برای ساختن، و بعد بدتر نمی‌شود
  3. ۰۳تکیه آوایی، حالت، جنسیت، تطابقمالیاتی کوچک روی هر جمله‌ای که می‌سازید، برای یک سال یا بیشتر
  4. ۰۴نظام ادب و احترامدو سال نامرئی، و بعد در هر جمله‌ای که به یک آدم می‌گویید لازم

درونی‌ترین لایه همان است که پیش از شروع دیده می‌شود و همان است که آدم‌ها به خاطرش زبانی را انتخاب یا رد می‌کنند. آنچه این برش نمی‌تواند نشان بدهد اندازه است: لایه سوم معمولاً بزرگ‌ترین است و همان است که از بیرون دیده نمی‌شود.

سختی یک زبان چهار لایه دارد و ترتیبشان زمان پرداخت هزینه است و نه اندازه‌اش، و این دو تقریباً برعکس هم می‌روند. لایه‌ای که همه به خاطرش زبانی را انتخاب یا رد می‌کنند، خط است: دو هفته، تمام‌شدنی، و بعد برای همیشه بسته.

فرناز در کرمان میان ژاپنی و آلمانی مانده. هشت نکته زیر همان چیزی است که این تصمیم را از روی احساس بیرون می‌آورد.

هشت نکته درباره اینکه سختی کجاست

  • a writing system takes a fortnight. محدود، قابل تمرین، و بعد تمام.
  • the sounds you do not have take months to produce. و بعد از آن بدتر نمی‌شوند.
  • tone, case, gender and agreement tax every sentence. برای یک سال یا بیشتر.
  • an honorific system is invisible for two years. و بعد در هر جمله لازم می‌شود.
  • the third layer is usually the largest. و از بیرون دیده نمی‌شود.
  • Persian has no grammatical gender. پس هر زبان جنسیت‌دار برای فارسی‌زبان گران‌تر است.
  • Persian has no articles either. که همان هزینه را در زبان‌های اروپایی دوباره می‌سازد.
  • the Arabic script is already yours. که لایه اول را برای عربی و اردو تقریباً حذف می‌کند.

چرا لایه سوم از بیرون دیده نمی‌شود

خط را می‌شود در ویترین دید و برای همین ترسناک است. جنسیت دستوری، حالت اسم، و تطابق را نمی‌شود دید، و هزینه‌شان روی هر جمله‌ای پخش شده که در دو سال آینده می‌سازید.

برای یک فارسی‌زبان این حساب جابه‌جا می‌شود. خط ژاپنی گران است و تمام‌شدنی؛ جنسیت آلمانی ارزان به نظر می‌رسد و روی هر اسمی که تا آخر عمر یاد می‌گیرید یک هزینه کوچک می‌گذارد. فارسی جنسیت ندارد، پس آن هزینه کوچک برای فرناز کوچک نیست.

جایی که کار می‌ایستد: انتخاب یا رد کردن، بر اساس ویترین

بیشتر آدم‌ها زبانی را به خاطر خطش رد می‌کنند و زبانی را به خاطر آشنا بودن حروفش برمی‌دارند، و هر دو تصمیم بر اساس لایه‌ای گرفته شده که از همه کوچک‌تر است. دو هفته کار، در برابر دو سال مالیات بر هر جمله.

فرناز ژاپنی را به خاطر خطش کنار گذاشته بود و آلمانی را به خاطر الفبای لاتینش برداشته بود. سه ماه بعد، خط برایش مسئله‌ای نبود که هرگز داشته باشد، و der و die و das در هر جمله‌ای که می‌ساخت یک تصمیم اضافه می‌گذاشتند.

راهش این است که هر چهار لایه را جدا بنویسید و برای هر کدام بپرسید هزینه‌اش کِی می‌آید و چند وقت طول می‌کشد. جواب برای دو زبانی که مقایسه می‌کنید معمولاً وارونه چیزی است که از بیرون به نظر می‌رسد.

ابزاری که لایه دوم را از قبل نشان می‌دهد

Wiktionary تا ۲۰۲۶ رایگان است و برای هر زبانی فهرست صداهایش را با آوانگاری می‌دهد، پس پیش از شروع می‌شود دید کدام صداها را ندارید. جای امتحان کردن چند درس اول را می‌گیرد، که فقط لایه اول را نشان می‌دهد و همان لایه‌ای است که کوچک‌ترین است.

خطا: جمع زدن سختی‌ها، به جای زمان‌بندی‌شان

چهار لایه با هم جمع نمی‌شوند چون در یک زمان نمی‌آیند. زبانی که خط سختی دارد و لایه سوم ندارد، در ماه اول سخت است و در سال دوم آسان؛ زبانی که برعکس باشد، شروع دلپذیری دارد و دو سال مالیات.

پس پرسش درست این نیست که کدام سخت‌تر است، این است که هزینه‌اش را کِی می‌خواهید بدهید. و اگر هدفتان رسیدن به یک سطح مشخص در یک بازه مشخص است، همان محاسبه ساعت است که تصمیم می‌گیرد، که در تبدیل یک تصمیم مبهم به ساعت روی تقویم باز شده.

پرسش بعدی این است که آیا عرضه هم به همان اندازه مهم است. اغلب بیشتر: زبانی که لایه‌هایش ارزان است و معلم و مطلبی برایش نیست، در ماه پنجم متوقف می‌شود، که در با کدام زبان زودتر به جایی می‌رسید اندازه‌گیری شده است.

کنار این

بالای این