Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش انتخاب زبان دومچگونه زبان یاد بگیریم · آسان‌ترین زبان‌ها

سه گروه ساعت منتشرشده، سه جایی که فارسی بودنِ نقطه شروع عدد را جابه‌جا می‌کند، و دلیلی که در ماه چهارم هم سر جایش می‌ماند.

۱شاخه
۱زیرمجموعه
۳عمق

اندازه‌گیری‌شده، نه بحث‌شده

ساعت کلاس تا سطح کاری، بر حسب گروه

پراکندگی حدود سه برابر است، و هر عدد اینجا فرض می‌کند زبان‌آموز از قبل انگلیسی می‌داند.

ساعت کلاس تا سطح حرفه‌ای کاری، به روایت موسسه خدمات خارجی امریکا. گروه‌بندی‌ها در طول سال‌ها بازبینی شده‌اند؛ این‌ها میانه‌های منتشرشده‌اند.

  1. اسپانیایی، فرانسه، ایتالیایی، هلندیواژگان مشترک، و دستوری که با دستور موجودتان هم‌قافیه است۷۰۰
  2. آلمانینزدیک، و پرداختن بهای حالت‌های اسم و ترتیبی که منتظر می‌ماند۹۰۰
  3. روسی، فارسی، ترکی، یونانییا خطی متفاوت یا ماشینی متفاوت، کم پیش می‌آید هر دو۱٬۱۰۰
  4. عربی، چینی، ژاپنی، کره‌ایخط و صدا و دستور، هر سه همزمان ناآشنا۲٬۲۰۰

ستون‌ها فاصله از انگلیسی را می‌سنجند و نه چیز دیگری. نقطه شروع را جابه‌جا کنید و ترتیب عوض می‌شود: عربی برای یک فارسی‌زبان بسیار ارزان‌تر از این نمودار است، و آلمانی برای هرکسی که زبانش جنس دستوری ندارد گران‌تر از آن است که به نظر می‌رسد.

فهرست سختی زبان‌ها منتشر شده و اندازه‌گیری‌شده است، و برای شما همان چیزی را نمی‌گوید که به نظر می‌رسد. فهرست FSI فاصله را از انگلیسی می‌سنجد، نه از فارسی. به همین دلیل هم خودِ فارسی در آن فهرست حدود ۱٬۱۰۰ ساعت است، عددی که برای شما هیچ معنایی ندارد.

هفت چیز زیر تفاوت میان آن فهرست و وضعیت واقعی شما را می‌بندند، و سه‌تایشان عدد را به سود شما جابه‌جا می‌کنند.

هفت چیزی که فهرست منتشرشده به شما نمی‌گوید

  • فهرست FSI فاصله را از انگلیسی می‌سنجد، نه از فارسی، پس پیش از استفاده باید نقطه شروع را عوض کرد.
  • فارسی خط عربی را از قبل دارد، پس عربی برایتان ارزان‌تر از این فهرست است، و بخش بزرگی از واژگانش هم آشناست.
  • فارسی جنس دستوری ندارد، پس آلمانی و فرانسه گران‌ترند: هر اسمی یک قلم اضافه دارد که در فارسی وجود ندارد.
  • ترکی واژه‌های مشترک زیادی دارد و ماشین دستوری‌اش هیچ شباهتی ندارد، پس آغازش آسان و میانه‌اش سخت است.
  • خط و آهنگ، هزینه‌های ابتدای کارند: یک بار پرداخت می‌شوند و بعد تمام می‌شوند.
  • دسترسی به ورودی از تعداد گویشور مهم‌تر است، چون آنچه نمی‌توانید باز کنید ساعت تولید نمی‌کند.
  • دلیلی که یک تاریخ روی آن باشد از دلیلی که یک آرزو باشد بیشتر دوام می‌آورد.

کامران در گرگان بین آلمانی و ترکی مانده بود و هر دو را با فهرست سنجید. آلمانی روی کاغذ ۹۰۰ ساعت بود و ترکی ۱٬۱۰۰، پس آلمانی ارزان‌تر به نظر می‌رسید. چیزی که فهرست حساب نمی‌کرد این بود که کامران جنس دستوری را هیچ‌وقت ندیده بود و در عوض چند صد واژه ترکی را از قبل بلد بود، و چیزی که تصمیم را گرفت هیچ‌کدام این‌ها نبود: یک قرار کاری در استانبول در بهار.

سه گروه فهرست، و کاری که فارسی با هر سه می‌کند

ساعت کلاس تا سطح کاری، به روایت موسسه خدمات خارجی امریکا، حدود ۷۰۰ ساعت برای اسپانیایی و فرانسه و ایتالیایی و هلندی است، حدود ۹۰۰ برای آلمانی، حدود ۱٬۱۰۰ برای روسی و فارسی و ترکی و یونانی، و حدود ۲٬۲۰۰ برای عربی و چینی و ژاپنی و کره‌ای. پراکندگی حدود سه برابر است و هر عدد فرض می‌کند زبان‌آموز از قبل انگلیسی می‌داند.

جابه‌جا کردن نقطه شروع، ترتیب را عوض می‌کند. عربی در گروه گران‌ترین‌ها نشسته چون خط و صدا و دستور هر سه برای انگلیسی‌زبان ناآشنا هستند؛ برای شما خط از قبل هست و بخش بزرگی از واژگان رسمی فارسی هم از همان‌جا آمده، پس دو تا از سه هزینه از قبل پرداخت شده‌اند. در جهت مخالف، آلمانی و فرانسه از عددشان گران‌ترند، چون جنس دستوری چیزی است که فارسی هیچ نمونه‌ای از آن ندارد و باید واژه به واژه ساخته شود.

ترکی حالت سومی است که فهرست اصلاً نشانش نمی‌دهد. واژگان مشترکش زیاد است، پس ماه اول به‌طرز فریبنده‌ای سریع پیش می‌رود؛ ولی ماشینش پیوندی است و ساخت جمله‌اش هیچ شباهتی به فارسی ندارد، پس هزینه به میانه کار منتقل می‌شود. زبانی که شروعش آسان است و میانه‌اش سخت، بیشتر از زبانی که همه‌جا سخت است آدم را جا می‌گذارد.

دلیل ایرانی تقریباً همیشه یک تاریخ دارد

در ایران انتخاب زبان دوم معمولاً از یک پرونده می‌آید: تحصیل در آلمان، اقامت در ترکیه، کار در امارات، مهاجرت به کبک. این خوب است، چون دلیلی که یک تاریخ روی آن باشد در ماه چهارم هم سر جایش است، و همان چیزی است که «برای آینده لازم است» ندارد.

جایی که همین قوت به ایستادن تبدیل می‌شود آن‌جاست که پرونده عوض شود. آدمی که یک سال آلمانی خوانده و بعد پرونده‌اش به کانادا رفته، انگیزه‌اش را در یک روز از دست می‌دهد، و آن یک سال هم منتقل نمی‌شود. به همین دلیل ترتیب درست این است که اول پرونده قطعی شود و بعد زبان انتخاب شود، نه برعکس.

آزمون عملی‌اش یک هفته است: پیش از تصمیم گرفتن، یک هفته با آن زبان زندگی کنید. سه ویدیو، یک درس، و بیست دقیقه حرف زدن با یک نفر. اگر بعد از آن هفته دلیلی که داشتید همان است، دلیل واقعی است؛ اگر عوض شد، هفت روز خرج کرده‌اید و نه یک سال.

دلیل‌ها، آزمون‌شده

کدام دلیل‌ها در ماه چهارم هنوز ایستاده‌اند

سه تای اول چیزی مشخص در خودشان دارند. دو تای بعدی درست و مجرد هستند، و مجرد به یک سه‌شنبه شب معمولی می‌بازد.

این دلیل، تمام شدن تازگی را دوام می‌آورد

  1. بلهکسی که می‌خواهید با او حرف بزنیدیک آدم با اسم، نه یک جمعیتبله
  2. بلهتاریخی که آنجا خواهید بودیک بلیت یا یک ترم، چیزی که یک ماه رویش نوشته شدهبله
  3. بلهچیزی که می‌خواهید در آن زبان بخوانیدیک کتاب با اسم، یا مجموعه آثار یک نفربله
  4. خیربرای مسیر شغلی لازم استدرست، و حکمی درباره نسخه‌ای از شما در پنج سال آیندهخیر
  5. خیرقرار است آسانش باشدماه اول را پیش‌بینی می‌کند و هیچ چیزی بعد از آن راخیر
  6. بررسی نشدهاز صدایش خوشتان می‌آیدهیچ‌کس این را اندازه نگرفته، و ممکن است بهترین پیش‌بین همین فهرست باشدبررسی نشده

این سه حالت داوری همین صفحه‌اند و نه یک پژوهش. سطر آخر عمدی است: خوش آمدن از صدای یک زبان همان دلیلی است که آدم‌ها بیشتر از همه از گفتنش خجالت می‌کشند و بیشتر از همه احتمال دارد یک سال بعد هنوز درست باشد.

یک فهرست و یک هفته آزمایش

فهرست سختی موسسه خدمات خارجی امریکا تا ۲۰۲۶ تنها رتبه‌بندی اندازه‌گیری‌شده است. جای نظر انجمن‌های اینترنتی را می‌گیرد، که هر رتبه‌بندی دیگری از سختی زبان‌ها از همان ساخته شده. رایگان و منتشرشده است، و حدش را باید صریح گفت: روی انگلیسی‌زبان‌های بومی اندازه گرفته شده که شما نیستید، پس عددهایش را به‌عنوان نسبت بخوانید و نه به‌عنوان بودجه.

Tandem همان هفته آزمایش را ممکن می‌کند. جای انتخاب کردن از روی یک توصیف و فهمیدن در ماه چهارم را می‌گیرد. در همان حدی که یک هفته آزمایش لازم دارد رایگان است، و کاری که باید بکنید این است که در آن هفته دنبال معلم نگردید؛ دنبال این بگردید که بیست دقیقه حرف زدن در آن زبان چه حسی دارد.

خطا: انتخاب کردن آسان‌ترین زبان

وقتی تصمیم سخت می‌شود، عدد کوچک‌تر جذاب می‌شود و اسپانیایی با ۷۰۰ ساعت برنده به نظر می‌رسد. مسئله این است که عدد فقط ماه اول را پیش‌بینی می‌کند و هیچ چیزی بعد از آن را، و ماه چهارم را دلیل تعیین می‌کند و نه سختی.

سخت‌ترین زبانی که به کارش می‌برید از آسان‌ترین زبانی که به کارش نمی‌برید بهتر است. کامران ترکی را انتخاب کرد که روی کاغذ دویست ساعت گران‌تر بود، و در ماه چهارم هنوز داشت کار می‌کرد، چون بهار آمده بود و قرار سر جایش بود.

از کجای سه شاخه شروع کنید

اگر دلیل روشنی ندارید و دنبال کم‌هزینه‌ترین راه‌اید، اینکه یک انگلیسی‌زبان در کدام زبان‌ها سریع‌تر دورتر می‌رود همان ستون عدد را باز می‌کند، با همان هشدار نقطه شروع. اگر دنبال زبانی هستید که هزینه‌اش را از قبل بدانید، اینکه سختی کجا نشسته: خط، صدا، یا دستور هزینه‌ها را از هم جدا می‌کند و همان جداسازی است که برای فارسی‌زبان تصمیم را عوض می‌کند.

و اگر می‌خواهید دو زبان را با هم بردارید، کجا جواب می‌دهد، و کدام جفت‌ها با هم تداخل می‌کنند پیش از شروع باید خوانده شود. پرسش بعدی این است که وقتی زبان انتخاب شد، اولین سه ماه را چطور بچینید تا از ماه دوم رد شوید، و جوابش در تبدیل یک تصمیم مبهم به ساعت روی تقویم است؛ اینکه بعد از آن کجا می‌ایستید و چرا هم در توقف‌هایی که هر زبان‌آموزی می‌خورد، و راه عبور از هرکدام.

درون این، ۱

کنار این

بالای این