یک آزمون تعیین میکند یک بازی تا آخرش انگلیسی میماند یا نه: انگلیسی را از آن بردارید و ببینید بازی هنوز کار میکند. اگر کار کرد، ظرف دو دقیقه به فارسی برمیگردد، چون کودک دارد تلاش میکند ببرد و نه تمرین کند.
مسعود در دورود دو کودک شش و هشت ساله دارد و شبها بیست دقیقه بازی میکنند. هشت عبارت زیر از بازیهایی میآیند که از آزمون رد میشوند.
هشت عبارت از بازیهایی که آزمون را رد میکنند
- is it bigger than a shoe. بازی حدس زدن، که پرسیدن تنها راه فهمیدن است.
- is it in the kitchen. همان بازی، با محدود کردن مکان.
- warmer. کل کانال اطلاعات، در یک واژه.
- colder. جفتش، و بدون این دو بازی متوقف میشود.
- put it next to the cup. بازی دستوری، که یک نفر نمیبیند طرف دیگر چه دارد.
- no, the other one. تعمیر، که در همین بازیها لازم میشود.
- your turn to ask. جابهجا کردن نقش، که هر دو طرف را وادار به تولید میکند.
- I have got it. اعلام برنده شدن، که پایان بازی را میسازد.
چرا بازیهای کارتی از آزمون رد نمیشوند
بینگو، جفتیابی، و کارتبازیهای واژهدار همه به فارسی هم قابل بازیاند، چون واژه روی کارت نوشته یا کشیده شده و کودک برای حرکت بعدیاش به گفتن آن نیازی ندارد. واژهای که گفته میشود برای راضی کردن بزرگتر گفته میشود.
در بازی حدس زدن، حرکت بعدی بدون پرسیدن اصلاً ممکن نیست. یعنی زبان دیگر تزئین نیست و سازوکار بازی است، و عوض کردن زبان بازی را متوقف میکند به جای اینکه در آن تقلب باشد.
جایی که کار میایستد: اصرار بزرگتر، که بازی را به درس برمیگرداند
وقتی بازی از آزمون رد نشود، بزرگتر مجبور است مدام یادآوری کند که انگلیسی حرف بزنید. همان یادآوری، بازی را به درس تبدیل میکند و کودک هم دقیقاً همان را میفهمد.
مسعود دو ماه با کارتهای واژه بازی میکرد و هر شب سه چهار بار میگفت به انگلیسی. بچهها بعد از دو ماه از بازی طفره میرفتند. با بازی حدس زدن، هیچ یادآوریای لازم نشد، چون به فارسی رفتن یعنی جواب گرفتن ناممکن.
پس آزمون درباره رفتار کودک نیست و درباره قواعد بازی است. بازیای که برای انگلیسی ماندن به اصرار بزرگتر نیاز داشته باشد، از قبل رد شده است.
ابزار، که یک پرده و دو مجموعه یکسان است
برای بازی دستوری، فقط یک مانع لازم است که دو طرف همدیگر را نبینند و دو مجموعه یکسان از چند چیز ساده. تا ۲۰۲۶ ارزانترین ابزار این صفحه همین است و در هر خانهای هست. جای اپلیکیشنهای بازیمحور را میگیرد، که کودک در آنها لمس میکند و نمیگوید، و اینجا گفتن تنها راه انتقال اطلاعات است.
لبه ماجرا: بازیهای کارتی هم جایی دارند
بازیای که از آزمون رد نمیشود بیفایده نیست؛ برای مرور واژههایی که از قبل معرفی شدهاند خوب کار میکند. آنچه نمیتواند بکند این است که تولید بسازد، و همان است که در این سن کمیاب است.
پس هر دو دسته را نگه دارید و کارشان را اشتباه نگیرید: کارتی برای مرور، حدسزدنی برای تولید. عبارتهایی که این بازیها لازم دارند در از کجا شروع کنید، و با چه ترتیبی فهرست شدهاند.
پرسش بعدی این است که وقتی بازی تمام شد، چه چیزی ورودی را ادامه میدهد. بیست دقیقه بازی، بیست دقیقه است؛ چیزی که ساعتهای باقیمانده را پر میکند کتاب و ترانه است، که در کتاب تصویری، و کاری که وقتی گیر میکند باید کرد باز شده است.