Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش اولین واژه‌های کودکانگلیسی برای کودکان

کودکی که سی اسم بلد است و هیچ‌کدام از این هشت عبارت را ندارد، فقط به پرسش جواب می‌دهد. قاعده: هیچ‌وقت چیزی را که بلد است نپرسید.

۵بخش
۳دقیقه خواندن
۴عمق

هشت عبارت

هشت چیز برای گفتن، و هیچ‌کدام اول نمی‌آید

این‌ها عبارت‌هایی هستند که چیزی را در جریان نگه می‌دارند. اسم چیزی است که بزرگ‌تر می‌تواند امتحانش کند، و هیچ‌کدام از این‌ها اسم نیست.

بازی را ادامه بده
  • againمفیدترین چیزی که یک کودک کوچک در زبان دوم می‌تواند بگوید
  • my turnیک واحد، کامل ذخیره می‌شود، و بعدها خودش از هم بازش می‌کند
  • give meدرخواست، و نه جواب، که کل تفاوت همین است
  • where is itقایم کردن هر چیزی را به بیست دقیقه انگلیسی تبدیل می‌کند
  • lookکودک جمله را شروع می‌کند، به جای اینکه جوابش را بدهد
  • finishedیک کار را تمام می‌کند بدون اینکه کسی برای تمام کردنش زبان عوض کند
  • ۰۱againمفیدترین چیزی که یک کودک کوچک در زبان دوم می‌تواند بگوید
  • ۰۲my turnیک واحد، کامل ذخیره می‌شود، و بعدها خودش از هم بازش می‌کند
  • ۰۳give meدرخواست، و نه جواب، که کل تفاوت همین است
  • ۰۴where is itقایم کردن هر چیزی را به بیست دقیقه انگلیسی تبدیل می‌کند
  • ۰۵lookکودک جمله را شروع می‌کند، به جای اینکه جوابش را بدهد
  • ۰۶finishedیک کار را تمام می‌کند بدون اینکه کسی برای تمام کردنش زبان عوض کند

روی یک مدار کشیده شده چون ترتیبی ندارد: کودک هرکدام را که بازی‌اش لازم داشته باشد اول برمی‌دارد. آنچه تصویر نشان نمی‌دهد این است که هر کدامشان یک عبارت‌اند و نه یک واژه، و جدا یاد دادن اجزایشان کندتر است و در این فاصله چیز قابل استفاده‌ای تولید نمی‌کند.

اولین چیزهایی که یک کودک باید بگوید اسم نیستند. اسم چیزی است که بزرگ‌تر می‌تواند امتحانش کند؛ آنچه بازی را ادامه می‌دهد عبارت است: again، my turn، give me، where is it، look، finished.

زهره در گنبد کاووس مادر یک کودک چهارساله است و روزی بیست دقیقه با او انگلیسی بازی می‌کند. هشت عبارت زیر، ترتیبی ندارند و هر کدام از دل بازی خودشان می‌آیند.

هشت عبارتی که چیزی را ادامه می‌دهند

  • again. مفیدترین چیزی که یک کودک کوچک در زبان دوم می‌تواند بگوید.
  • my turn. یک واحد، کامل ذخیره می‌شود، و بعدها خودش تکه‌تکه‌اش می‌کند.
  • give me. درخواست، و نه جواب دادن، که کل تفاوت همین است.
  • where is it. قایم کردن هر چیزی را به بیست دقیقه انگلیسی تبدیل می‌کند.
  • look. کودک جمله را شروع می‌کند، به جای اینکه جواب بدهد.
  • finished. یک کار را تمام می‌کند بدون اینکه کسی برای تمام کردنش زبان عوض کند.
  • I want. با هر اسمی که در آن لحظه لازم است، و اسم را خودش می‌آورد.
  • help me. تنها عبارتی که وقتی گیر می‌کند جای فارسی گفتن را می‌گیرد.

چرا اسم اول نمی‌آید

اسم‌ها آسان‌اند و قابل امتحان کردن، و به همین دلیل والدین از آن‌ها شروع می‌کنند: رنگ‌ها، حیوانات، عددها. کودکی که سی اسم بلد باشد و هیچ‌کدام از هشت عبارت بالا را نداشته باشد، هیچ کاری با انگلیسی نمی‌تواند بکند و فقط به پرسش بزرگ‌تر جواب می‌دهد.

عبارت‌ها برعکس‌اند: هر کدامشان چیزی را در جریان نگه می‌دارند و کودک را از حالت پاسخ‌دهنده بیرون می‌آورند. و چون هر کدام یک واحد ذخیره می‌شوند، دستور زبان داخلشان لازم نیست فهمیده شود؛ بعدها خودشان از هم باز می‌شوند.

جایی که کار می‌ایستد: امتحان کردن، به جای بازی کردن

پرسش «این به انگلیسی چی می‌شه» طبیعی‌ترین کار دنیاست و همان چیزی است که بازی را متوقف می‌کند. کودک در آن لحظه در حال آزمون دادن است و نه در حال استفاده، و آزمون دادن سریع خسته‌کننده می‌شود.

زهره اوایل همین کار را می‌کرد و بعد از دو هفته کودک از بازی انگلیسی فرار می‌کرد. وقتی پرسش‌ها را حذف کرد و فقط عبارت‌ها را در بازی به کار برد، همان کودک از هفته سوم خودش شروع کرد به گفتن again.

قاعده‌اش این است: هیچ‌وقت چیزی را که کودک بلد است نپرسید. اگر می‌خواهید ببینید بلد است یا نه، شرایطی بسازید که برای ادامه دادن لازم شود بگویدش. اگر گفت، بلد است؛ اگر نگفت، هنوز نه، و هیچ‌کدام آزمون نبوده است.

ابزار، که در این سن یک جعبه است

یک جعبه با چند چیز ساده، تا ۲۰۲۶ بهترین ابزار این سن است و رایگان: قایم کردن، نوبت گرفتن، و درخواست کردن هر سه از همان جعبه بیرون می‌آیند. جای برنامه‌های آموزشی گوشی را می‌گیرد، که در آن‌ها کودک انتخاب می‌کند و نمی‌گوید، و هر عبارت این فهرست فقط وقتی ساخته می‌شود که کسی روبه‌رو باشد.

خطا: ترجمه کردن، وقتی کودک گیر می‌کند

وقتی کودک عبارتی را نداشته باشد، به فارسی می‌گوید و طبیعی است. اگر شما ترجمه‌اش را بگویید، بازی متوقف شده و درس شروع شده. کاری که به جایش می‌شود کرد این است که همان کار را انجام بدهید و در حین انجامش، شکل انگلیسی‌اش را بگویید، بدون اینکه از او بخواهید تکرار کند.

این همان چهار حرکتی است که مدرس‌ها با مبتدی مطلق به کار می‌برند و در تبدیل کردن انگلیسی خودتان به چیزی که بابتش پول می‌گیرید شکل کلاسی‌اش آمده. و همان بازی‌هایی که این عبارت‌ها را لازم می‌کنند در بازی‌ای که اتفاقاً تمرین است جدا شده‌اند.

پرسش بعدی این است که چطور همین بیست دقیقه هر روز بماند. تکرار برای کودک خسته‌کننده است مگر آنکه چیزی جز خودِ تکرار در آن باشد، و ترانه دقیقاً همان کار را می‌کند، که در چرا ریتم می‌ماند و تکرار نمی‌ماند باز شده است.

کنار این

بالای این