Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش کتاب خواندن با کودکانگلیسی برای کودکان

ترجمه هر صفحه، کودک را یاد می‌دهد نیمه انگلیسی را نشنود. و پله دوم کمک، هم‌زمان یک اندازه‌گیری است که هیچ چیز دیگری نمی‌دهد.

۵بخش
۳دقیقه خواندن
۴عمق

وقتی گیر می‌کنند

سه پله کمک، و شما از پایین شروع می‌کنید

اینکه روی کدام پله ایستاده‌اید کل تصمیم است. بزرگ‌ترها دست به سمت پله بالا می‌برند چون ایستادن روی پله پایین ناراحت‌کننده است.

  1. ۰۳خود واژه را بدهیدنیم ثانیه، بدون ناراحتی، و بدون هیچ بازیابیجایی که بزرگ‌ترها شروع می‌کنند
  2. ۰۲صدای اول را بدهیدکودکی که با این بگویدش تقریباً آن را داشته و دفعه بعد چیزی لازم ندارد
  3. ۰۱صبر کنیدسه ثانیه، که خیلی بلندتر از حسش است، و بازیابی همان‌جا اتفاق می‌افتداز اینجا شروع کنید

یک پله در هر بار بالا رفتن، خودش یک اندازه‌گیری هم هست: میزان کمکی که یک واژه لازم داشت می‌گوید تقریباً بلد است یا اولین بار است که دیده می‌شود، و هیچ چیز دیگری در آن نشست این را نمی‌گوید.

وقتی کودک سر یک واژه گیر می‌کند، سه پله کمک هست و شما از پایین‌ترین شروع می‌کنید: صبر کنید، بعد صدای اول را بدهید، و بعد خود واژه را. بزرگ‌ترها تقریباً همیشه از پله بالا شروع می‌کنند، چون ایستادن روی پله پایین ناراحت‌کننده است.

پروانه در سلماس کتابدار بخش کودک است و هر هفته با گروه‌های کوچک کتاب تصویری می‌خواند. هشت عبارت زیر همان‌هایی است که یک نشست بلندخوانی لازم دارد.

هشت عبارت برای یک نشست بلندخوانی

  • what can you see. پیش از خواندن هر صفحه، و کودک شروع‌کننده می‌شود.
  • what do you think happens next. پیش‌بینی، که توجه را نگه می‌دارد.
  • where is the cat. اشاره کردن، که جواب بدون واژه هم قابل قبول است.
  • can you find one more. شمردن و گشتن، در همان تصویر.
  • oh no. واکنش، که کودک بلافاصله تقلیدش می‌کند.
  • let us read it again. و برای کتاب تصویری، دوباره خواندن قاعده است نه استثنا.
  • that is right. تایید کوتاه، بدون توضیح.
  • you turn the page. دادن یک کار فیزیکی، که نشست را نگه می‌دارد.

سه ثانیه، که خیلی بلندتر از حسش است

پله اول فقط سکوت است و همان جایی است که بازیابی اتفاق می‌افتد. سه ثانیه در آن لحظه بسیار طولانی حس می‌شود و بزرگ‌تر معمولاً بعد از کمتر از یک ثانیه واژه را می‌گوید، یعنی درست پیش از آنکه کودک فرصت پیدا کند.

پله دوم، یعنی دادن صدای اول، هم کمک است و هم اندازه‌گیری. کودکی که با شنیدن صدای اول واژه را بگوید تقریباً آن را داشته و دفعه بعد هیچ کمکی لازم ندارد؛ کودکی که با آن هم نگوید، اولین بار است که واژه را می‌بیند. هیچ چیز دیگری در آن نشست این را به شما نمی‌گوید.

جایی که کار می‌ایستد: ترجمه هر صفحه

عادت غالب در ایران این است که هر صفحه انگلیسی خوانده و بعد به فارسی گفته شود، تا کودک مطمئناً بفهمد. نتیجه‌اش این است که کودک یاد می‌گیرد نیمه انگلیسی را نشنود، چون می‌داند نیمه فارسی می‌آید.

پروانه این را در گروه‌هایش دیده: بچه‌هایی که والدینشان ترجمه می‌کنند در نشست بلندخوانی هم منتظر می‌مانند و به تصویر نگاه نمی‌کنند. کتاب تصویری برای این ساخته شده که تصویر معنا را برساند و ترجمه دقیقاً همان کار را از تصویر می‌گیرد.

جایگزینش اشاره کردن و صدا درآوردن است و نه ترجمه. اگر کودک واقعاً گم شد، همان جمله را ساده‌تر و کوتاه‌تر به انگلیسی بگویید. اگر باز هم گم بود، کتاب برای این هفته سخت است و کتاب عوض می‌شود، نه زبان.

ابزار، که خود کتاب تصویری است

کتاب تصویری با متن کم و تصویر پرجزئیات، تا ۲۰۲۶ بهترین ابزار این کار است و کتابخانه عمومی رایگان‌ترین راه رسیدن به آن. جای کتاب دوزبانه را می‌گیرد، که در آن متن فارسی روی همان صفحه است و چشم کودک همیشه اول سراغ آن می‌رود.

خطا: تصحیح کردن، وقتی کودک واژه را اشتباه می‌گوید

در بلندخوانی، تصحیح مستقیم نشست را متوقف می‌کند و به آن حالت کلاسی می‌دهد. کاری که به جایش می‌شود کرد این است که همان جمله را درست و طبیعی دوباره بگویید و ادامه بدهید، بدون اینکه از کودک بخواهید تکرار کند.

این همان الگویی است که در بازی هم کار می‌کند و در بازی‌ای که اتفاقاً تمرین است شکل دیگرش آمده. و عبارت‌هایی که کودک از همین نشست‌ها برمی‌دارد همان‌هایی هستند که در از کجا شروع کنید، و با چه ترتیبی فهرست شده‌اند.

پرسش بعدی این است که چند بار یک کتاب. کودک همان کتاب را ده بار می‌خواهد و همان تکرار است که کار می‌کند، درست مثل ترانه، که سازوکارش در چرا ریتم می‌ماند و تکرار نمی‌ماند باز شده است.

کنار این

بالای این