هیچکجای این مقیاس، زمان و ساختار نام برده نمیشود. هر کارت یک کار است که یک آدم میتواند انجام بدهد: handle a transaction in a shop، sustain a conversation past your prepared material، catch what somebody implied rather than said.
همین یک ویژگی است که در ایران بیشتر از هر چیزی از قلم میافتد، چون سطح در آموزشگاه با شماره ترم و فهرست گرامر تعریف میشود. صدرا در سیرجان مسئول آموزش یک شرکت است و باید سطح واقعی کارکنانش را برای یک پروژه خارجی بسنجد.
هشت کارت، از سه ستون
- handle a transaction in a shop. ستون A. موقعیت قابل پیشبینی، جملههای آماده کافی است.
- understand slow, clear speech about familiar things. ستون A. سرعت پایین و موضوع آشنا، هر دو شرطاند.
- follow an argument between two speakers. ستون B. دو نفر که با هم مخالفاند و نوبتها کوتاه است.
- sustain a conversation past your prepared material. ستون B. همان جایی که مطالب آماده تمام میشود.
- write a letter of complaint that gets answered. ستون B. سنجهاش جواب گرفتن است و نه بیغلط بودن.
- vary how you say it depending on who is listening. ستون C. لحن انتخاب میشود و نه اتفاق میافتد.
- follow a fast exchange between several people. ستون C. چند نفر، سرعت عادی، و بدون اینکه کسی برای شما کند کند.
- catch what somebody implied rather than said. ستون C. سختترین کارت این فهرست، و آخرین چیزی که میآید.
ستونها مرتباند، کارتهای داخلشان نه
این شکل خودِ چارچوب است. کسی چهار کارت یک ستون را به ترتیب به دست نمیآورد، و دو نفر در یک بند به طور معمول کارتهای متفاوتی دارند: یکی نامه شکایتش جواب میگیرد و بحث دو نفره را دنبال نمیکند، و برای دیگری برعکس است.
نتیجه عملیاش این است که «من B1 هستم» جمله دقیقی نیست و «میتوانم یک ایراد را پشت تلفن توضیح بدهم و نمیتوانم در جلسه مخالفت کنم» هست. دومی هم قابل بررسی است و هم میگوید قدم بعدی چیست.
جایی که کار میایستد: ترم آموزشگاه، بند نیست
آموزشگاهها ترم میفروشند و ترمها به بند نگاشت مستقیم ندارند. کسی که ده ترم گذرانده ممکن است در ستون B باشد یا هنوز در ستون A، و شماره ترم دربارهاش چیزی نمیگوید، چون سنجه ترم گذراندن است و نه انجام دادن.
صدرا از هفده نفر تیمش پرسید سطحشان چیست و پانزده نفر شماره ترم گفتند. بعد همان هفده نفر را با هشت کارت بالا سنجید: یازده نفر کارت اول ستون B را داشتند و فقط سه نفر کارت دوم را.
راهش این است که هیچوقت از سطح نپرسید و همیشه از کار بپرسید. یک فهرست هشتتایی مثل بالا، در ده دقیقه، از هر آزمون تعیین سطحی دقیقتر جواب میدهد، چون آزمون معمولاً فقط دو مهارت را میسنجد.
مرجعی که خود کارتها را دارد
خود شورای اروپا سیاهههای «میتوانم» را تا ۲۰۲۶ رایگان منتشر میکند و آنها همین کارتها هستند، برای هر مهارت و هر بند جدا. جای جدولهای گرامر آموزشگاه را میگیرد، که برای هر ترم فهرست ساختار میدهند و درباره اینکه با آن ساختارها چه کاری میشود کرد ساکتاند.
خطا: خواندن مقیاس به عنوان یک نردبان یکنواخت
فاصله میان بندها یکسان نیست. رفتن از A2 به B1 با رفتن از B2 به C1 قابل مقایسه نیست، چون آنچه در هر بند اضافه میشود کمیابتر و کندتر میشود.
پس زمانبندی بر اساس بند، همیشه بند بالا را کمبرآورد میکند. اندازه واقعی هر پله و آنچه در هر بند اضافه میشود در الان کجا ایستادهاید، و پله بعدی واقعاً چه دارد آمده، و سنجیدن اینکه کدام کارتها را دارید کار جای واقعیتان، بدون پول دادن به یک آزمون است.
پرسش بعدی این است که این کارتها به نمره آزمون چطور ترجمه میشوند. دانشگاه و سفارت با بند کار نمیکنند و عدد میخواهند، و نگاشت میان این دو دقیق نیست، که موضوع هر آزمون چه چیزی را نمره میدهد، و کدامش مال شماست است.