Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش کتاب‌های درجه‌بندی‌شدهریدینگ انگلیسی

تقریباً همه پله را بالاتر از جای واقعی‌شان برمی‌دارند و دلیلش خواندن نیست. شش هفته کلنجار، صد و بیست صفحه؛ همان شش هفته یک پله پایین‌تر، ششصد.

۵بخش
۳دقیقه خواندن
۴عمق

بعد از هر کتاب

یک پرسش، بعد از هر کتابی که تمام می‌کنید

جواب میان حجم و بالا رفتن انتخاب می‌کند، و تقریباً همه به دلایلی که هیچ ربطی به خواندن ندارد اشتباه جوابش می‌دهند.

بدون توقف تمامش کردید؟
  • بله
    در همین پله بمانیدتا وقتی حدود ده کتاب در این پله گذشته باشد
    • سود، تابع تعداد صفحه است و نه تابع زحمت
    • داستان‌های نوشته‌شده برای همان پله را به کلاسیک ساده‌شده ترجیح بدهید
  • خیر
    یک پله پایین برویدپایین، نه کنار، و نه بالا بعد از اینکه به هر حال تمامش کردید
    • کتابی که با زحمت تمام شود شش هفته گرفت و کم جابه‌جا کرد
    • ده کتاب آسان در همان شش هفته خیلی جابه‌جا می‌کند

پرسش درباره توقف است و نه درباره فهمیدن. خواننده می‌تواند یک صفحه را کامل بفهمد و باز هم ۹ بار رویش ایستاده باشد، و همان ۹ توقف تمام چیزی است که این قالب برای حذفش وجود دارد.

یک پرسش بعد از هر کتاب تعیین می‌کند در همان پله بمانید یا یکی پایین بروید، و پرسش درباره فهمیدن نیست: بدون توقف تمامش کردید یا نه. خواننده‌ای که یک صفحه را کامل می‌فهمد و ۹ بار رویش ایستاده، همان ۹ توقف را باید حذف کند.

پله‌ها هم عددی‌اند و روی جلد نوشته شده‌اند: تعداد واژه‌های پایه هر پله. مینا در شاهرود دبیر ادبیات است و برای بالا بردن انگلیسی‌اش کتاب درجه‌بندی‌شده می‌خواند؛ شش پله زیر همان‌هایی است که در فهرست ناشرها می‌آید.

شش پله، و واژه‌هایی که در هر کدام تازه‌اند

  • at 400 headwords: borrow, chase, village. جمله‌ها کوتاه‌اند و زمان‌ها ساده.
  • at 700 headwords: nervous, guard, whisper. صفت‌های حالت وارد می‌شوند.
  • at 1000 headwords: gradually, pretend, ceiling. قید و جمله‌های وابسته بیشتر می‌شوند.
  • at 1400 headwords: reluctant, glance, murmur. فعل‌های دقیق‌تر جای فعل‌های عمومی را می‌گیرند.
  • at 1800 headwords: bewildered, precise, linger. اینجا دیگر متن شبیه نثر عادی است.
  • at 2500 headwords: inevitable, faint, resent. آخرین پله پیش از کتاب بدون درجه‌بندی.
  • stopping more than twice on a page means go down. سنجه توقف است و نه فهم.
  • ten books at one stage before moving up. حجم است که کار می‌کند و نه سختی.

چرا حجم، و نه سختی

کاری که این قالب انجام می‌دهد این است که همان چند هزار واژه پایه را آن‌قدر جلوی چشم شما می‌آورد که دیگر بازشناسی‌شان هیچ توجهی نخواهد. این با ده کتاب آسان اتفاق می‌افتد و با یک کتاب سخت نمی‌افتد، هرقدر هم که آن یکی چیز یاد بدهد.

پس پله‌ای که تمامش کرده‌اید را ترک نکنید تا ده کتاب از آن گذشته باشد. مینا در چهار ماه، یازده کتاب پله هزار واژه خواند و بعد پله بعدی را باز کرد؛ همان پله‌ای که هشت ماه پیش شروع کرده بود و رها کرده بود.

جایی که کار می‌ایستد: آبروی پله

تقریباً همه پله را بالاتر از جای واقعی‌شان انتخاب می‌کنند، و دلیلش خواندن نیست. کتابی که روی جلدش عدد کوچکی نوشته شده حس عقب بودن می‌دهد، مخصوصاً برای کسی که سال‌هاست انگلیسی می‌خواند و در آزمون نمره خوبی هم دارد.

هزینه‌اش هم دقیقاً همان چیزی است که این قالب می‌خواست حذفش کند. مینا اولین بار پله هزار و چهارصد را برداشت، شش هفته با آن کلنجار رفت، تمامش کرد، و در پایان شش هفته صد و بیست صفحه خوانده بود. در همان شش هفته با پله هزار، ششصد صفحه می‌خواند.

راهش این است که پله را از روی صفحه اول انتخاب کنید و نه از روی عدد. یک صفحه بخوانید و توقف‌ها را بشمارید؛ بیشتر از دو تا یعنی یکی پایین‌تر. این کار سی ثانیه است و شش هفته را نجات می‌دهد.

ترجیح دادن داستان نوشته‌شده به داستان ساده‌شده

هر ناشری دو دسته دارد: داستان‌هایی که برای همان پله نوشته شده‌اند و کلاسیک‌هایی که ساده‌سازی شده‌اند. تا ۲۰۲۶ دسته اول برای این کار بهتر است، چون ساده‌سازی معمولاً جمله‌ها را کوتاه می‌کند و واژه‌ها را نگه می‌دارد، و نتیجه‌اش متنی است که در همان پله سخت‌تر می‌خواند. جای خواندن اصل کلاسیک با دیکشنری را می‌گیرد، که برای بیشتر خواننده‌ها در فصل دوم رها می‌شود.

لبه ماجرا: این قالب واژه تازه یاد نمی‌دهد

کتاب درجه‌بندی‌شده عمداً واژه ناآشنا کم دارد، پس کارش گسترش واژگان نیست؛ کارش این است که آنچه دارید سریع و بی‌زحمت خوانده شود. کسی که دنبال واژه تازه است باید جای دیگری برود و همین ترتیب هم مهم است: اول سرعت روی واژه‌های موجود، بعد واژه تازه.

حدس زدن واژه ناآشنا از بافت، مهارت جداگانه‌ای است که در متن غیردرجه‌بندی لازم می‌شود و در گرفتن معنا بدون دست بردن به دیکشنری باز شده. و پیشوند و پسوندی که خواندن بیشتر، بی‌آنکه معنا از دست برود فهرست کرده، همان چیزی است که پله‌های بالاتر را ارزان‌تر می‌کند.

پرسش بعدی سرعت است. یازده کتاب پله هزار واژه، بازشناسی را خودکار می‌کند و چشم را آموزش نمی‌دهد، و آن کار جداگانه‌ای است که در خواندن به شکل عبارت، به جای واژه به واژه انجام می‌شود.

کنار این

بالای این