Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش ریدینگ انگلیسیانگلیسی · کتاب‌های درجه‌بندی‌شده، سرعت خواندن انگلیسی، حدس معنا از بافت و ۱ مورد دیگر

هشت پیشوند و پسوندی که جای همریشه‌های نداشته را می‌گیرند، سه چگالی که تعیین می‌کنند خواندن جواب می‌دهد یا نه، و فرق نمره ریدینگ با خواندن.

۴شاخه
۴زیرمجموعه
۳عمق

واژه آشنا در هر صد

چگالی‌ای که در آن خواندن تبدیل به خواندن می‌شود

تغییر تدریجی نیست. باندی هست که بالایش خواننده تنها از پس متن برمی‌آید، و زیر آن همان آدم برای یک جمله در میان دیکشنری لازم دارد.

سهم واژه‌های متن که خواننده از قبل می‌داند. جای‌ها از آزمون هو و نیشن در سال ۲۰۰۰.

جایی که خواندن، خواندن است
یک واژه از هر ده تازه استهیچ چیز صفحه تازه نیست
  1. تقریباً هیچ‌کس داستان را دنبال نمی‌کند۹۰ درصدیک واژه ناآشنا در هر ده، و جمله دیگر جمله نیست
  2. اقلیتی کلیت را می‌گیرند۹۵ درصدیک در بیست، و همان‌جایی که بیشتر زبان‌آموزان متنشان را انتخاب می‌کنند
  3. بیشتر خواننده‌ها تنها از پسش برمی‌آیند۹۸ درصدیک در پنجاه، حدود پنج واژه روی یک صفحه جیبی

باند از بالا مشکلی ندارد: متنی که هیچ چیز تازه‌ای در آن نیست راحت است و چیزی یاد نمی‌دهد، و به همین دلیل خواندن مفید روی لبه پایینی می‌نشیند و نه وسط.

یک فرانسوی‌زبان که انگلیسی می‌خواند هزاران واژه را مجانی می‌گیرد، چون inevitable و considerable و structure در زبان خودش هم هستند. فارسی‌زبان هیچ‌کدام را مجانی نمی‌گیرد. این تفاوت ساختاری است و جبران هم نمی‌شود، پس حدس زدن باید روی چیز دیگری سوار شود: روی قطعه‌های خودِ واژه.

irreversible را در نظر بگیرید. سه قطعه دارد که هر سه‌شان قابل شمردن‌اند: ir به معنی نه، revers که برگرداندن است، و ible که یعنی این کار روی آن شدنی است. بدون دیکشنری و بدون هیچ همریشه‌ای، معنایش از همان سه قطعه بیرون می‌آید.

هشت قطعه‌ای که بیشترین واژه را باز می‌کنند

این‌ها همه در واژه‌های آکادمیک انگلیسی تکرار می‌شوند و همان‌جایی‌اند که فارسی‌زبان بیشترین سود را از یاد گرفتنشان می‌برد.

  • un-, in-, il-, ir- all mean not، و کدامشان بیاید فقط به صدای بعدش بستگی دارد.
  • mis- means wrongly، پس misread یعنی غلط خواندن و نه نخواندن.
  • -less means without and -ful means with، دو سر یک محور روی همان اسم.
  • -able means it can be done to it، که همیشه از یک فعل صفت می‌سازد.
  • -tion makes a noun، و همان جا نقش واژه در جمله را هم لو می‌دهد.
  • -ise makes a verb، پس هر اسمی که این را بگیرد به یک کار تبدیل شده.
  • over- means too much and under- too little، و هر دو داوری با خود می‌آورند.
  • re- means again، که در نیمی از فعل‌های یک متن فنی هست.

سارا در یزد کارشناس کنترل کیفیت است و در گزارشی خواند that the batch had been misclassified and the loss was unrecoverable. هیچ‌کدام از آن دو واژه بلند را از قبل نمی‌دانست و هیچ‌کدام را هم نگاه نکرد: mis روی classify نشسته بود و un و able دو سر recover را گرفته بودند. جمله در همان یک بار خواندن ایستاد.

چگالی یک باند دارد، و تغییرش پلکانی است

اینکه خواندن جواب بدهد یا نه، به سطح شما بستگی ندارد، به نسبت واژه‌های آشنا در همان متن بستگی دارد و تغییرش تدریجی نیست. با ۹۰ درصد، یعنی یک واژه ناآشنا در هر ده، تقریباً هیچ‌کس داستان را دنبال نمی‌کند و جمله دیگر جمله نیست. با ۹۵ درصد، یک واژه در هر بیست، اقلیتی کلیت را می‌گیرند، و اتفاقاً همین‌جاست که بیشتر زبان‌آموزان متنشان را انتخاب می‌کنند.

باندی که در آن خواندن واقعاً خواندن است از ۹۸ درصد شروع می‌شود، یعنی یک واژه ناآشنا در هر پنجاه، که روی یک صفحه جیبی حدود پنج واژه می‌شود. جای این سه عدد از آزمون هو و نیشن در سال ۲۰۰۰ آمده است. بالای آن باند مشکلی نیست جز اینکه متنی که هیچ چیز تازه‌ای ندارد راحت است و چیزی یاد نمی‌دهد.

هشت قطعه بالا دقیقاً همان چیزی هستند که چگالی کارآمد را بالا می‌برند بی‌آنکه واژه تازه‌ای یاد گرفته باشید. واژه‌ای که از قطعه‌هایش باز می‌شود دیگر ناآشنا حساب نمی‌شود، و در یک متن فنی این تفاوت به‌راحتی همان سه درصدی است که میان ۹۵ و ۹۸ ایستاده.

نمره ریدینگ شما یک مهارت پاسخ‌دهی است

ریدینگ آیلتس در ایران به‌عنوان تکنیک آموزش داده می‌شود و نه به‌عنوان خواندن: پیدا کردن واژه کلیدی، تطبیق عنوان با پاراگراف، رد کردن گزینه‌ها، و مدیریت شصت دقیقه. این‌ها جواب می‌دهند و نمره را هم بالا می‌برند، چون آزمون همین را می‌سنجد.

جایی که فاصله معلوم می‌شود ترم اول دانشگاه است. کسی که برای هر پاراگراف هفت نمره گرفته، جلوی صد صفحه فصل درسی می‌نشیند که هیچ پرسشی زیرش نیست و هیچ واژه کلیدی هم لازم نیست پیدا شود، و متوجه می‌شود سرعتش یک‌سوم چیزی است که فکر می‌کرد. تکنیک پاسخ‌دهی برای متن کوتاه ساخته شده و در متن بلند اصلاً به کار نمی‌آید.

آزمونش این است که یک متن انگلیسی بردارید که هیچ پرسشی زیرش نیست، بیست دقیقه بخوانید، و بعد بدون نگاه کردن به آن، خلاصه‌اش را در سه جمله فارسی بنویسید. اگر نتوانستید، آنچه تمرین کرده‌اید پیدا کردن جواب بوده و نه خواندن.

چه چیزی کِی خواندنی می‌شود

ترتیبی که متن‌ها در دسترس قرار می‌گیرند، که ترتیب اعتبارشان نیست

هر پله با شیوه انتخاب واژگانش تعریف می‌شود، نه با کیفیت نوشته.

  1. ۰۵نویسنده‌ای که از واژه کمیاب خوشش می‌آیدواژه‌های ناآشنا دیگر فنی نیستند، انتخاب شده‌اند
  2. ۰۴روزنامه‌ای که هر روز می‌خوانیدواژگانش عمداً تکرار می‌شود و دیروز زمینه را می‌سازد
  3. ۰۳داستانی که برای نوجوان نوشته شدهواژگان عادی، جمله‌های کوتاه، و هیچ کنترلی
  4. ۰۲متن پلکانی، دو مرحله بالاتراولین جایی که چگالی عمداً غلط است
  5. ۰۱متن پلکانی، در همان مرحله‌ای که اعلام کرده‌ایدواژگان داخل یک سقف شمرده‌شده نگه داشته می‌شوداز اینجا

پله‌ها درباره چگالی‌اند و چیزی درباره سختی اندیشه نمی‌گویند. یک مقاله فلسفه می‌تواند دو پله پایین‌تر از یک رمان جنایی بنشیند، و اغلب می‌نشیند.

دو ابزار، و مسیری که واقعاً باز است

Oxford Bookworms تا ۲۰۲۶ هنوز شناخته‌شده‌ترین مجموعه متن پلکانی است و واژگانش داخل یک سقف شمرده‌شده نگه داشته می‌شود. جای کلاسیک خلاصه‌شده را گرفت، که داستان را کوتاه می‌کرد و واژگان را همان‌جا که بود می‌گذاشت. رایگان نیست، و در ایران توزیعش هم پراکنده است چون بازار افست سراغ کتاب آزمون می‌رود و نه سراغ داستان؛ مسیر عملی، کتابخانه آموزشگاه‌هاست یا نسخه‌های صوتی و متنی که ناشرش خودش رایگان گذاشته.

ابزار دوم دیکشنری داخلی یک برنامه کتاب‌خوان روی گوشی است. جای دیکشنری کاغذی را گرفت، که هزینه‌اش قیمتش نبود، بیرون آمدن از صفحه بود. روی کیندل هست و همان قابلیت در بیشتر برنامه‌های کتاب‌خوان اندروید هم رایگان است، پس خرید دستگاه از ایران لازم نیست. درست استفاده کردنش این است که فقط واژه‌ای را لمس کنید که جمله بدون آن نمی‌ایستد.

خطا: خواندن فقط در رشته خودتان

یک متن تخصصی در رشته خودتان برای شما بالای ۹۸ درصد چگالی دارد، چون دویست اصطلاح فنی‌اش را از قبل می‌دانید و بقیه‌اش هم جمله‌های ساده است. پس روان می‌خوانید و نتیجه می‌گیرید ریدینگتان خوب است، در حالی که چیزی که اندازه گرفته‌اید دانش رشته‌تان بوده.

همان صفحه، همان قطعه‌ها و همان سرعت را روی یک رمان نوجوان امتحان کنید. واژگانش عادی است، جمله‌هایش کوتاه است، و هیچ کنترلی هم رویش اعمال نشده، و دقیقاً به همین دلیل برای بیشتر خواننده‌های متن فنی یک پله سخت‌تر از مقاله است. آن پله، فاصله واقعی است.

از کجای چهار شاخه شروع کنید

اگر چگالی متنی که می‌خوانید زیر باند است، کتاب‌هایی که برای سطح شما نوشته شده‌اند، و انتخاب کردنشان اولین کار است و بقیه رویش سوار می‌شوند. بعدش گرفتن معنا بدون دست بردن به دیکشنری می‌آید، که همان هشت قطعه بالا را تا ته باز می‌کند.

وقتی چگالی درست شد، خواندن به جای واژه، عبارت به عبارت جایی است که سرعت ساخته می‌شود، و گرامر تیتر، و واژگانی که هر روز تکرار می‌شود ارزان‌ترین متن روزانه را در اختیارتان می‌گذارد چون دیروزش زمینه امروزش را می‌سازد. پرسش بعدی این است که آن واژه‌های تازه‌ای که در متن دیده‌اید چطور به حرف زدن می‌رسند، چون دیدن و به کار بردن یکی نیست: جوابش در چند واژه لازم است، و کدام چند واژه است، و شکل گفتاری همان‌ها در شنیدن سرعت واقعی، بدون زیرنویس و بدون تکرار.

درون این، ۴

کنار این

بالای این