حدس زدن معنا از بافت، حدس زدن نیست. چهار نوع سرنخ در جمله وجود دارد و اگر هیچکدامشان نبود، حدس نزنید: یا رد شوید یا نگاه کنید. چهار سرنخ تعریف، مثال، تضاد و علتاند.
ژیلا در خوی دانشجوی داروسازی است و متن انگلیسی درسهایش پر از واژههای ناآشناست. هشت جمله زیر همان چهار سرنخاند، هر کدام دو بار، و هر هشتتا از متنهای خودش ساخته شدهاند.
هشت جمله، چهار نوع سرنخ
- the arbour, a shaded seat in a garden. تعریف، درست بعد از ویرگول. رایجترین و ارزانترین سرنخ.
- the tincture, an alcohol extract. همان ساخت، در متن دارویی.
- perennials such as lavender and sage. مثال. عبارت such as میگوید که چه چیزی در راه است.
- excipients such as lactose and starch. همان سرنخ، و از خود مثالها میشود دسته را ساخت.
- not brittle but pliable. تضاد. واژه but میگوید معنای دوم عکس اولی است.
- not soluble but suspended. همان ساخت، و اگر یکی از دو واژه را بدانید دیگری تمام است.
- the pipe corroded, so the water ran brown. علت. نتیجه، معنای واژه اول را میسازد.
- the seal perished, so the vial leaked. همان سرنخ، و بدون so هیچ سرنخی در کار نبود.
باندی که فرو میریزد، باند بررسی است
از واژههای ناآشنای یک صفحه، بافت شما را از روی بیشترشان بیصدا رد میکند و متوجه هم نمیشوید؛ این درست است و کار بافت همین است. از آنهایی که متوجه میشوید، فقط بخشی سرنخ دارند، و از آنها هم فقط بخشی حدس زده میشوند.
باندی که واقعاً فرو میریزد، حدسهایی است که بررسی میشوند. هر باند دیگری به دلیل موجهی چیزی از دست میدهد و این یکی نه؛ اینجا از دست دادن یک عادت است. حدسی که بررسی نشود، یا درست بوده و شما نمیدانید، یا غلط بوده و حالا با اطمینان ذخیره شده است.
جایی که کار میایستد: دیکشنری، در هر سطر
عادت غالب در ایران این است که هر واژه ناآشنا همانجا جستوجو شود، و این عادت از کلاس میآید که در آن متن کوتاه است و هدف ترجمه کامل. در متن بلند، همان عادت خواندن را غیرممکن میکند: هر توقف حدود بیست ثانیه است و ده توقف در یک صفحه یعنی سه دقیقه ایستادن در هر صفحه.
ژیلا برای یک فصل سی صفحهای، در پیشنویس اول صد و ده بار دیکشنری را باز کرد. فصل شش ساعت طول کشید و او در پایان نه فصل را میدانست و نه آن صد و ده واژه را، چون هیچکدام بیشتر از یک بار دیده نشده بودند.
راهش این است که دیکشنری را به آخر فصل موکول کنید. حین خواندن فقط زیر واژه خط بکشید و اگر سرنخی بود، حدستان را در حاشیه بنویسید. آخر فصل، فقط همانهایی را که حدس زدهاید بررسی کنید؛ باقیشان معمولاً لازم نبودند.
ابزاری که بررسی آخر فصل را ارزان میکند
Oxford Learner's Dictionaries تا ۲۰۲۶ رایگان است و حساب کاربری نمیخواهد، و برای این کار به یک دلیل مناسب است: معناها را شمارهگذاری میکند، پس میتوانید حدس خودتان را با شمارهای که در متن مناسب بود مقایسه کنید. جای دیکشنری دوزبانه را میگیرد، که یک معادل میدهد و نمیگوید چند معنای دیگر هم داشت.
خطا: حدس زدن جایی که سرنخی نیست
وقتی هیچکدام از آن چهار سرنخ در جمله نباشد، هر حدسی سکه انداختن است و بدتر از رد شدن، چون یک معنای ساختگی را ذخیره میکند. تشخیصش هم آسان است: اگر نتوانستید بگویید کدام سرنخ را دیدهاید، سرنخی ندیدهاید.
در آن حالت دو گزینه دارید و هر دو درستاند: رد شوید، یا علامت بزنید و آخر فصل نگاه کنید. کدامش را انتخاب کنید به این بستگی دارد که واژه چند بار در همان صفحه تکرار شده باشد، که همان نشانهای است که در چرا واژهها میپرند، و حلقهای که هیچکس برایش وقت نمیگذارد ارزش یادداشت کردن را تعیین میکند.
پرسش بعدی چگالی است. اگر در هر سطر یک واژه ناآشنا هست، هیچکدام از این چهار سرنخ کار نمیکند چون خود سرنخها هم ناآشنا هستند، و آن یعنی متن اشتباه انتخاب شده؛ انتخاب درستش در کتابی که برای سطح شما نوشته شده، و راه انتخابش است.