Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش سرعت خواندن انگلیسیریدینگ انگلیسی

سرعت خواندن به سرعت حرف زدن قفل شده، چون واژه‌ها با صدای فارسی‌شان ذخیره شده‌اند. گران‌ترین حرکت چشم همانی است که اصلاً حس نمی‌شود.

۵بخش
۳دقیقه خواندن
۴عمق

چهار قاب

کاری که چشم می‌کند، در حالی که فکر می‌کنید دارد لیز می‌خورد

هر قاب حالتی است که چشم در آن است و نه قدمی که برمی‌دارید. سومی قاب گران است و اصلاً حسی ندارد.

  1. ۰۱یک ایست، برداشتن یک تکهیک تا چهار واژه، و هزینه‌اش برای هر دو یکی است
  2. ۰۲پرش به جلوسریع، و در طولش هیچ چیزی خوانده نمی‌شود
  3. ۰۳پرش به عقبدقیقاً مثل پرش به جلو حس می‌شود، و به همین دلیل کسی نمی‌شماردشان
  4. ۰۴خطا در برگشت به سطر بعدروی سطر اشتباه می‌نشیند و بعد می‌گردد. علتش پهن بودن ستون است.

به شکل قاب کشیده شده و نه قدم، چون هیچ‌کدامش انتخاب نمی‌شود. آنچه تصویر نمی‌تواند نشان بدهد نسبتشان است، که میان خواننده‌ها خیلی فرق می‌کند و همان عددی است که تعیین می‌کند یک صفحه چقدر طول می‌کشد.

چشم روی خط لیز نمی‌خورد. می‌ایستد، یک تکه را برمی‌دارد، می‌پرد جلو، و گاهی برمی‌گردد عقب. هزینه هر ایست یکسان است چه یک واژه برداشته باشد چه چهار واژه، و تمام سرعت خواندن در همین یک جمله است: تکه‌ها را بزرگ‌تر کنید.

تکه یعنی چیزی مثل on the other hand یا as a result of the delay؛ عبارت‌هایی که در یک ایست کامل خوانده می‌شوند چون معنایشان یکی است. سعید در بروجرد کارشناس حقوقی است و روزی چند قرارداد انگلیسی می‌خواند؛ هشت تکه زیر در همان قراردادها ده‌ها بار می‌آیند.

هشت تکه‌ای که باید در یک ایست خوانده شوند

  • on the other hand. چهار واژه، یک نقش، و هیچ‌کدامشان جدا معنایی ندارند.
  • as a result of the delay. شش واژه، و پنج‌تایش فقط ساختار است.
  • in the middle of the night. یک تکه زمانی، که کل عبارت با هم می‌آید.
  • for the time being. چهار واژه که با هم یعنی فعلاً.
  • in terms of cost. علامت شروع یک معیار.
  • one of the most important. پنج واژه، و همیشه یک اسم پشتش می‌آید.
  • at the same time. هم زمانی و هم تضاد، بسته به جای جمله.
  • there is no doubt that. کل عبارت یک علامت است و بعدش ادعا می‌آید.

گران‌ترین قاب، همانی است که حس نمی‌شود

از چهار حالتی که چشم دارد، پرش به عقب گران‌ترین است و دقیقاً مثل پرش به جلو حس می‌شود، پس هیچ‌کس نمی‌شماردش. خواننده‌ای که هر جمله را یک بار می‌خواند و خواننده‌ای که هر جمله را یک و نیم بار می‌خواند، هر دو حس می‌کنند یک بار خوانده‌اند.

حالت چهارم هم خطای برگشت به سطر بعد است، که وقتی می‌افتد که ستون متن پهن باشد. این یکی راه‌حل فنی دارد و نه تمرینی: پهنای ستون را کم کنید تا چشم بتواند بدون جست‌وجو سطر بعدی را پیدا کند.

جایی که کار می‌ایستد: صدای درونی، از ستون تلفظ فارسی

بیشتر فارسی‌زبان‌ها انگلیسی را در ذهنشان تلفظ می‌کنند، و این عادت از جایی می‌آید که واژه‌ها یاد گرفته شده‌اند: ستون تلفظ با حروف فارسی در کتاب واژه. وقتی هر واژه با صدای فارسی‌اش ذخیره شده باشد، خواندن یعنی بازپخش همان صدا، و سرعت خواندن به سرعت حرف زدن قفل می‌شود.

سعید در فارسی حدود دویست و بیست واژه در دقیقه می‌خواند و در انگلیسی صد و ده، در حالی که واژگانش برای متن قرارداد کافی بود. تفاوت از واژه نبود؛ از این بود که هر واژه انگلیسی را بی‌صدا می‌گفت.

راهش این است که چشم را جلوتر از صدا ببرید. با انگشت یا نشانگر، زیر خط با سرعتی کمی بیشتر از راحتی‌تان حرکت کنید و چشم را وادار کنید دنبالش برود. فهم در دو هفته اول می‌افتد و بعد برمی‌گردد، و صدای درونی هم در همان مدت عقب می‌ماند.

سنجه‌ای که خودتان می‌سازید

هیچ ابزاری برای این کار لازم نیست جز ساعت گوشی و یک متن با تعداد واژه مشخص. سه دقیقه بخوانید، واژه‌ها را بشمارید، و بر سه تقسیم کنید. جای حس «امروز روان‌تر خواندم» را می‌گیرد، که با خستگی و علاقه به موضوع بالا و پایین می‌شود. تا ۲۰۲۶ هر ویرایشگر متنی هم تعداد واژه‌ها را می‌شمارد و رایگان است.

خطا: تندخوانی به جای خواندن در عبارت

روش‌هایی که وعده چند برابر شدن سرعت می‌دهند معمولاً چیزی را حذف می‌کنند: یا فهم را، یا بخشی از متن را. آنچه این صفحه می‌گوید حذف کردن نیست؛ بزرگ‌تر کردن تکه است، و تکه فقط وقتی بزرگ می‌شود که عبارت‌هایش را از قبل بشناسید.

پس سرعت خواندن در نهایت مسئله واژگان است و نه مسئله چشم. عبارت‌های ثابتی که با هم می‌آیند در چند واژه لازم است، و کدام چند واژه شمرده شده‌اند، و حجم متنی که این بازشناسی را خودکار می‌کند از کتابی که برای سطح شما نوشته شده، و راه انتخابش می‌آید.

پرسش بعدی این است که وقتی سرعت بالا رفت، با واژه ناآشنا چه کنید. ایستادن و باز کردن دیکشنری تمام سرعتی را که ساخته‌اید برمی‌دارد، و جایگزینش در گرفتن معنا بدون دست بردن به دیکشنری است.

کنار این

بالای این