Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش گیر کردن در سطح متوسطچگونه زبان یاد بگیریم · دیوار سطح متوسط، فراموش کردن یک زبان

چهار اردوگاهی که آدم‌ها در آن‌ها می‌ایستند، ستونی که هر روش رد می‌کند، و اردوگاه چهارمی که برای خواننده ایرانی زودتر می‌آید.

۲شاخه
۲زیرمجموعه
۳عمق

هر روش، صادقانه

هر شیوه مطالعه چه چیزی را می‌گیرد، و چه چیزی از کنارش رد می‌شود

ستون راست همان‌جایی است که فلات بعدی شما از آن می‌آید، و همین انتخاب روش بعدی را به یک تمرین خواندن تبدیل می‌کند و نه یک حدس.

  1. یک اپ، بیست دقیقه در روزشروع نکردن، و هزار واژه اولهر چیزی بلندتر از یکی از تمرین‌هایش
  2. یک دسته کارت و یک برنامهفراموش کردن چیزی که قبلاً دیده‌ایدبازیابی در سرعت، و هرچه هرگز ندیده‌اید
  3. حجم مادهواژگان تنگ و خواندن کندهرچه خودتان باید تولیدش کنید
  4. یک ساعت هفتگی با یک معلمسکوت، و خطاهایی که کسی نمی‌گرفتشش روز دیگر هفته
  5. زندگی در جایی که آن زبان را حرف می‌زنندکمبود ماده، و کمبود دلیلهرچه هیچ‌کس واقعاً مجبورتان نمی‌کند بگویید
چیزی که واقعاً جلوی راه است

نموداری که فقط ستون چپ را فهرست کند، آگهی همان لایه‌ای است که رویش ایستاده‌اید. هر پنج‌تای این‌ها ارزش داشتن دارند و هیچ‌کدام کافی نیستند، و به همین دلیل ترتیب روش‌ها از انتخاب هر یکی‌شان مهم‌تر است.

هر روشی بالاخره از کار می‌افتد، و همیشه به دلیلی از کار می‌افتد که می‌شود نامش را برد. اپ ماه اول را می‌گیرد و جمله‌های بلندتر از تمرین‌هایش را رد می‌کند؛ دسته کارت فراموشی را می‌گیرد و بازیابی در سرعت را رد می‌کند. فلات، کمبود انگیزه نیست؛ همان چیزی است که روش فعلی‌تان اصلاً نمی‌گیرد.

هفت قاعده زیر تعیین می‌کنند که وقتی چیزی جابه‌جا نمی‌شود، بعدش چه کاری باید بکنید.

هفت چیزی که وقتی هیچ چیز جابه‌جا نمی‌شود لازم دارید

  • فلات ساختاری است، نه انگیزشی: چیزی که کم است ساعت یا اراده نیست، جنس کار است.
  • هر سطح تقریباً دو برابر سطح قبلی هزینه دارد، پس همان ساعت کمتر نشان می‌دهد.
  • فهم همیشه از تولید جلو می‌زند، و انتخاب کردن ورودی تصمیم عاقلانه‌ای است که شما را نگه می‌دارد.
  • راهش ورودی سخت‌تر و تولید اجباری است، و هر دو با هم.
  • هر روش چیزی را می‌گیرد و چیزی را رد می‌کند، پس روش بعدی را از ستون ردشده انتخاب کنید.
  • برای خودتان یک کار تعیین کنید، نه یک سطح: یک جلسه، یک نامه، یک تماس مشخص.
  • تصحیح شدن را از جایی بخرید که مجبور باشد بگوید، چون رایگانش تعارف تحویل می‌دهد.

آیدا در بوشهر هشت ماه هر روز چهل دقیقه اپ کار کرد و بعد از ماه سوم هیچ تغییری حس نکرد. اپ همان کاری را می‌کرد که برایش ساخته شده بود، یعنی هزار واژه اول و شروع نشدن. چیزی که رد می‌شد هر جمله‌ای بود که بلندتر از یک تمرین باشد، و هشت ماه تکرار همان روش، همان ستون را عوض نمی‌کرد.

چهار اردوگاه، و چیزی که در هرکدام جلوی راه است

اردوگاه اول ماه دوم است. ابزارهای رایگان برای ماه اول ساخته شده‌اند، جایی که هر چیزی تازه است و پیشرفت روزانه دیده می‌شود، و در ماه دوم جمله‌ها از تمرین‌ها بزرگ‌تر می‌شوند و شش هفته هیچ چیز شبیه پیشرفت نیست. بیشترِ کسانی که رها می‌کنند همین‌جا رها می‌کنند، و ارزان‌ترین اردوگاه برای گذشتن هم همین است.

اردوگاه دوم دیوار سطح متوسط است و ریاضی ساده‌ای پشتش هست: هرچه مانده به‌تنهایی کم‌بسامد است، پس همان یک ساعت مواجهه کمتری تحویل می‌دهد. اردوگاه سوم جایی است که همه چیز را می‌فهمید و چیزی نمی‌گویید، و اینجا انتخاب خودتان است که نگهتان می‌دارد: ورودی راحت است و تولید نیست، و آدم عاقل ورودی را برمی‌دارد.

اردوگاه چهارم اسمش «خوب است دیگر» است و برای خواننده ایرانی زودتر و محکم‌تر از بقیه می‌آید. اگر هدف یک عدد بود و عدد گرفته شد، دیگر هیچ چیزی در هفته شما بهتر شدن زبان را لازم ندارد. زبان بین گرفتن نمره و رسیدن ویزا هشت ماه بی‌مصرف می‌ماند و در همان هشت ماه پایین می‌آید، و کسی هم گزارشش نمی‌کند.

وقتی هدف یک عدد است، عدد قابل رسیدن است

در ایران زبان تقریباً همیشه یک کار مشخص دارد: یک بند در کارنامه، یا یک شرط پرونده. این خوب است چون یک تاریخ دارد، و همان چیزی است که آن اردوگاه چهارم را می‌سازد، چون روزی که عدد گرفته شد، دلیل هم تمام می‌شود.

نشانه‌اش این است که به‌جای تمرین، آزمون آزمایشی می‌دهید. سه ماه بعد از گرفتن نمره، آنچه هنوز انجام می‌شود مرور کارت‌های قدیمی است و آنچه انجام نمی‌شود حرف زدن با یک آدم، چون کاری که آن را لازم داشته باشد در هفته وجود ندارد.

راه بستنش این است که کار بعدی را پیش از رسیدن به عدد تعیین کنید و آن کار نمره نباشد: یک تماس سی دقیقه‌ای در ماه با کسی که فارسی نمی‌داند، یا یک متن هفتگی که کسی می‌خواندش. آیدا بعد از گرفتن نمره‌اش یک جلسه ماهانه با یک همکار هندی گذاشت، و همان یک قرار، هشت ماه انتظار ویزا را از افت نگه داشت.

آدم‌ها کجا می‌ایستند

چهار اردوگاه، و چیزی که در هرکدام جلوی صعود را گرفته

فاصله‌ها یکسان نیستند و دو تای آخر بلندند. هیچ‌کدام از این چهارتا کمبود انگیزه نیست.

  1. ۰۱ماه دومابزارهای رایگان برای ماه اول ساخته شده‌اند و جمله‌ها از آن‌ها بزرگ‌تر شده‌اند
  2. ۰۲دیوار سطح متوسطهرچه مانده به‌تنهایی کم‌بسامد است، پس همان ساعت کمتر نشان می‌دهد
  3. ۰۳همه چیز فهمیده، هیچ چیز گفته‌نشدهورودی راحت است و تولید نیست، و آدم عاقل ورودی را برمی‌دارد
  4. ۰۴خوب است دیگردیگر هیچ چیزی در هفته شما بهتر شدن این زبان را لازم ندارد

زمین بالا می‌آید چون ساعت‌های پشت هر پله دیده‌شده واقعاً بزرگ‌تر می‌شوند. چیزی که این نمودار نمی‌تواند نشان بدهد این است که بیشترِ کسانی که رها می‌کنند در اردوگاه اول رها می‌کنند، که ارزان‌ترین اردوگاه برای گذشتن هم هست.

دو اندازه‌گیری که جای حس را می‌گیرند

اولی دو دقیقه از خودتان است، ماهانه ضبط‌شده. جای داوری بر اساس اینکه جلسه آخر چه حسی داشت را می‌گیرد، که فقط همان جلسه را می‌سنجد. رایگان است و روی همان گوشی که دارید انجام می‌شود، و ارزشش در مقایسه سه فایل پشت سر هم است و نه در گوش دادن به یکی‌شان.

دومی یک فایل مبنا است که هر سه ماه به آن برمی‌گردید: یک متن، همان متن، خوانده‌شده و بعد بازگفته‌شده. جای آزمون تعیین سطح دیگری را می‌گیرد، که هر بار چیز کمی متفاوتی را می‌سنجد. رایگان است و تنها قاعده‌اش این است که هیچ‌وقت روی آن فایل کار نکنید، وگرنه مبنا از بین می‌رود.

خطا: بیشتر کردن همان روش

واکنش متعارف به فلات، دو برابر کردن همان کاری است که تا حالا انجام می‌دادید. چهل دقیقه اپ می‌شود هشتاد دقیقه، و ستونی که رد می‌شد همچنان رد می‌شود. هشت ماه آیدا همین بود، و مسئله مقدار نبود.

حرکت درست این است که ستون ردشده را بخوانید و روش بعدی را از همان انتخاب کنید. اگر تولید رد می‌شود، یک معلم چقدر می‌ارزد، و چه کاری را تنها می‌شود کرد را بخوانید و ساعت بخرید؛ اگر سرعت رد می‌شود، ماده بلند بردارید؛ اگر آنچه هرگز ندیده‌اید رد می‌شود، دسته کارت هیچ کمکی نمی‌کند. انتخاب روش بعدی یک تمرین خواندن است و نه یک حدس.

از کجای دو شاخه شروع کنید

اگر همه چیز را می‌فهمید و چیزی نمی‌گویید، همه چیز را فهمیده، هیچ چیز نمی‌تواند بگوید: تله استاندارد همان اردوگاه سوم را از نزدیک باز می‌کند و راه بیرون آمدنش هم همان‌جاست.

و اگر مدتی است سراغش نرفته‌اید، اول چه چیزی محو می‌شود، و نگه داشتنش چقدر کم لازم دارد همان هشت ماه انتظار را حساب می‌کند. پرسش بعدی این است که آن کار اجباری را از کجا بیاورید، چون تنها چیزی است که اردوگاه چهارم را باز می‌کند: پیدا کردن کسی برای حرف زدن، و کاری که در آن ساعت می‌کنید جایش را می‌گوید، و ورودی سخت‌تری که نیمه دیگر راه است در پر کردن روزتان با زبان، بدون عوض کردن کشور ساخته می‌شود.

درون این، ۲

کنار این

بالای این