Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش گرامر پرتغالیپرتغالی

دو شکل فعلی که همسایه‌ها از دست داده‌اند و هر دو اجباری‌اند، هشت جمله که تقسیم‌بندی‌های ماه اول را نشان می‌دهند، و ایستی که از موفقیت می‌آید.

۶بخش
۴دقیقه خواندن
۳عمق

دو شکل اضافه کجا می‌نشینند

فعل پرتغالی، با بخش‌هایی که همسایه‌ها ندارند

وجه شاخه اول است و آن دو شکل غیرمعمول روی دو شاخه متفاوت آویزان‌اند، و به همین دلیل دیر و جدا از هم درس داده می‌شوند.

فعل پرتغالی

  • اخباریادعا کردن اینکه چنین است
    • حال
    • گذشته بسته و ناتمامهمان تقسیمی که اسپانیایی می‌کند، پس منتقل می‌شود
    • زمان کامل با terعمل تکرارشونده در گذشته نزدیک، و نه عمل تمام‌شده
  • التزامیادعایش نکردن
    • التزامی حال
    • التزامی ناتمام
    • التزامی آیندهاینجا زنده است، از اسپانیایی عملاً رفته، و اجباری است
  • مصدرشاخه‌ای که غافلگیری رویش است
    • مصدر ساده
    • مصدر شخصیشناسه شخص می‌گیرد و مصدر می‌ماند

دو شکلی که اهمیت دارند روی دو شاخه متفاوت‌اند، و به همین دلیل هیچ دوره‌ای با هم معرفی‌شان نمی‌کند و زبان‌آموز معمولاً با یکی برخورد می‌کند و یک سال بعد با دیگری غافلگیر می‌شود.

پرتغالی دو شکل فعلی دارد که همسایه‌هایش از دست داده‌اند و هر دو اجباری‌اند: التزامی آینده، و مصدر شخصی. اسپانیایی اولی را عملاً رها کرده و دومی را اصلاً نداشته، پس کسی که با اسپانیایی به پرتغالی می‌آید نه فرم از ده فرم را رایگان می‌گیرد و روی دهمی هر بار می‌لغزد.

هشت جمله زیر همان دو شکل به‌اضافه تقسیم‌بندی‌هایی است که در ماه اول لازم می‌شوند.

هشت جمله، و دو شکلی که همسایه‌ها ندارند

  • Marta é de Lisboa هویت است و Marta está em Lisboa حال، همان تقسیم اسپانیایی.
  • Falei ontem گذشته بسته است و Falava sempre عادت، و هر دو در فارسی هم هستند.
  • Se eu tivesse tempo یعنی اگر وقت داشتم، با التزامی ناتمام.
  • Quando eu chegar یعنی وقتی برسم، و این التزامی آینده است.
  • Antes de eles chegarem یعنی پیش از آنکه برسند، و این مصدر شخصی است.
  • Tenho falado یعنی این اواخر مدام حرف زده‌ام، و نه یک بار حرف زده‌ام.
  • estou a falar در پرتغال و estou falando در برزیل، هر دو یعنی دارم حرف می‌زنم.
  • o, a, os, as چهار حرف تعریف معین است و پیش از اسم خاص هم می‌آید.

مریم در سمنان اسپانیایی می‌دانست و پرتغالی را در سه ماه تا حد گفت‌وگو رساند. جمله antes de que cheguem را ساخت و طرف مقابل فهمید و چیزی نگفت. سه ماه بعد در یک متن رسمی همان را نوشت و ویراستار خطش زد: شکل درست antes de eles chegarem بود، و مریم تا آن روز نمی‌دانست که چنین شکلی وجود دارد.

دو شکل روی دو شاخه متفاوت، و هیچ دوره‌ای با هم معرفی‌شان نمی‌کند

التزامی آینده روی شاخه التزامی است و مصدر شخصی روی شاخه مصدر، پس در هیچ کتابی کنار هم نمی‌آیند. زبان‌آموز معمولاً با یکی برخورد می‌کند، جذبش می‌کند، و یک سال بعد با دیگری غافلگیر می‌شود.

التزامی آینده بعد از quando و se و enquanto می‌آید وقتی درباره آینده حرف می‌زنید، و شکلش هم از مصدر ساخته می‌شود که یاد گرفتنش را ارزان می‌کند. مصدر شخصی مصدری است که شناسه شخص می‌گیرد و مصدر می‌ماند، و بعد از حرف اضافه به کار می‌رود.

یک نکته سوم هم هست که کمتر گفته می‌شود: زمان کامل با ter در پرتغالی معنای دیگری دارد. tenho falado یعنی این اواخر مدام حرف زده‌ام، و نه اینکه یک بار حرف زده‌ام، پس همان چیزی نیست که در اسپانیایی یا انگلیسی از شکل مشابهش انتظار می‌رود.

پرتغالی را با ماده اسپانیایی می‌خوانید و نه فرم درست درمی‌آید

منابع فارسی برای پرتغالی تقریباً وجود ندارند، پس مسیر متعارف یا انگلیسی است یا اسپانیایی، و اگر اسپانیایی بلد باشید مسیر دوم بسیار سریع‌تر است. سرعتش واقعی است و همان است که تله را می‌سازد.

ایستادن جایی است که نه فرم درست درمی‌آید و حدس زدن به عادت تبدیل می‌شود. چون هر بار فهمیده می‌شوید، هیچ‌کس تصحیحتان نمی‌کند، و دهمین فرم سال‌ها غایب می‌ماند. این تنها ایستی در این مجموعه است که از موفقیت می‌آید و نه از شکست.

راهش این است که از همان اول یک فهرست کوتاه از تفاوت‌ها را جدا نگه دارید و نه یک دوره کامل. پنج سطر کافی است: التزامی آینده، مصدر شخصی، زمان کامل با ter، جای ضمیر، و شکل استمراری. هر پنج‌تا در یک صفحه جا می‌شوند و هیچ‌کدام از حدس زدن درنمی‌آیند.

جایی که جلوافتادگی تمام می‌شود

همان جمله، و اینکه هر زبان با آن چه باید بکند

نه فرم از ده فرم منتقل می‌شوند، و همین دهمی را گران می‌کند: حدس زدن از قبل خودکار شده است.

اسپانیاییآنچه غریزه یک اسپانیایی‌دان تولید می‌کند
پرتغالیآنچه جمله واقعاً می‌خواهد
پیش از آنکه برسندantes de que lleguenantes de eles chegarem
وقتی برسمcuando lleguequando eu chegar
اگر بخواهیدsi quieresse voce quiser
حرف زده‌امhe hablado، عمل تمام‌شدهtenho falado، تکرارشونده در گذشته نزدیک
بدهش به منdameloda-mo، یا me da، بسته به ساحل

فقط سطر آخر پرسش گونه است. چهار سطر اول خودِ زبان‌اند، و کسی که با حدس از رویشان رد شود هر بار فهمیده می‌شود و در دوتایشان چیز کمی متفاوتی گفته است.

دو مرجع، و هر دو دو گونه را علامت می‌زنند

Priberam جای دیکشنری چاپی را می‌گیرد که مجبور بود یکی از دو گونه را انتخاب کند. تا ۲۰۲۶ رایگان است و علامت می‌زند که کدام معنا برزیلی است، و همان علامت برای کسی که هنوز گونه‌اش را انتخاب نکرده مهم‌ترین چیز است.

Conjuga-me جای کتاب فعل را می‌گیرد، که شکل‌ها را به ترتیبی می‌چیند که یک دستورنویس می‌بیند. رایگان است، و تفاوت عملی‌اش این است که مصدر شخصی را کنار بقیه می‌گذارد و نه در پیوست، پس همان شکلی که همیشه دیر یاد گرفته می‌شود از اول جلوی چشم است.

خطا: اعتماد کردن به فهمیده شدن

هر پنج جمله اسپانیایی‌زده این صفحه فهمیده می‌شوند و هیچ‌کدام گزارش نمی‌شوند. پس بازخوردی که می‌گیرید کاملاً مثبت است و همان بازخورد است که عادت را قفل می‌کند.

آزمونش نوشتن است و نه حرف زدن: یک بند بنویسید و به کسی بدهید که تصحیح می‌کند و نه فقط می‌فهمد. مریم سه ماه فهمیده شده بود و در همان یک بند نوشتاری، دو شکل غایب یک‌باره پیدا شدند.

بعد از این هشت جمله

برای اینکه آن پنج تفاوت تصحیح شوند، یک معلم چقدر می‌ارزد، و چه کاری را تنها می‌شود کرد تنها راهی است که کسی خطای فهمیده‌شونده را به شما بگوید. برای دیدن این شکل‌ها در متن مطلبی کمی بالاتر از سطح شما، و اینکه چرا همان‌جا نقطه شیرین است ماده را می‌دهد، و برای نگه داشتنشان مرور یک واژه دقیقاً وقتی که دارید از دستش می‌دهید.

پرسش بعدی این است که کدام گونه را باید هدف بگیرید، چون سطر آخر آن پنج‌تا اصلاً درباره دستور نیست: سه تفاوت، و هزینه‌شان یکی نیست جواب می‌دهد، و واژه‌هایی که این ساخت‌ها را پر می‌کنند در سه واژگان همزمان، و دو تایشان با هم قاطی می‌شوند.

کنار این

بالای این