Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش تلفظ پرتغالیپرتغالی

هشت چیزی که پیش از انتخاب ماده باید بدانید، دو نظام صوتی که یک املا را شریک‌اند، و خیشومی‌ای که جمع را حمل می‌کند.

۷بخش
۴دقیقه خواندن
۳عمق

یک املا، دو صدا

هر ساحل با همان واژه نوشته‌شده چه می‌کند

کفه‌ها تراز هستند چون هیچ‌کدام نسخه تنزل‌یافته دیگری نیست. دو نظام صوتی‌اند که یک خط را شریک‌اند.

  • برزیلمصوت‌ها نگه داشته می‌شوند، هجاها باز می‌مانند، و جریان شنیدنی است
    • مصوت بی‌تکیه ارزش کاملش را نگه می‌دارد
    • d و t پیش از i به ج و چ تبدیل می‌شوند
    • s پایانی در بیشتر کشور س است
    • ضمیر مفعولی جلوی فعل می‌آید
  • پرتغالمصوت بی‌تکیه تقریباً تا حذف شدن بسته می‌شود
    • مصوت بی‌تکیه بسته می‌شود و اغلب ناپدید
    • s پایانی صدای ش می‌دهد
    • خوشه صامت جای مصوت رفته باقی می‌ماند
    • ضمیر مفعولی به ته فعل می‌چسبد

همان جمله، با املای یکسان، و ناشناختنی از این ساحل به آن ساحل

خیشومی بودن عمداً در هیچ‌کدام از دو کفه نیست، چون تنها بخشی از نظام صوتی است که دو ساحل کاملاً سرش توافق دارند، و همان بخشی است که اطلاعات دستوری حمل می‌کند.

دهان فارسی هر هجا را کامل ادا می‌کند و مصوت بی‌تکیه را نمی‌خورد. برزیل هم همین کار را می‌کند و پرتغال نمی‌کند، پس همان جمله با همان املا در یک ساحل برای شما تقریباً خواندنی است و در ساحل دیگر تقریباً نه. این تفاوت پیش از هر تمرینی باید دانسته شود.

هشت مورد زیر همان چیزهایی هستند که در دو ساحل فرق می‌کنند، به‌اضافه یک چیز که در هر دو یکی است و بار دستوری حمل می‌کند.

هشت چیزی که پیش از انتخاب ماده باید بدانید

  • مصوت بی‌تکیه در پرتغال تقریباً محو می‌شود و در برزیل ارزش کاملش را نگه می‌دارد.
  • e پایانی در پرتغال تقریباً خاموش است، پس noite یک هجای شنیدنی کمتر دارد.
  • d و t پیش از i در برزیل «ج» و «چ» می‌شوند: dia و noite.
  • s پایانی در پرتغال و ریو «ش» است و در بیشتر برزیل «س».
  • r آغازین در برزیل یک «ه» گلویی است، نه ر.
  • lh یک صداست، در filho و mulher.
  • nh هم یک صداست، در manhã و dinheiro.
  • مصوت خیشومی جمع را حمل می‌کند، پس falam و fala را همان بینی از هم جدا می‌کند.

مریم در سمنان یک سال با ماده برزیلی کار کرده بود و در لیسبون نصف جمله‌ها را نگرفت. متن را که خواند، همه‌اش آشنا بود. چیزی که فرق داشت این بود که مصوت‌های بی‌تکیه رفته بودند و آنچه مانده بود خوشه‌های صامتی بود که در نوشته اصلاً به آن شکل نیستند.

دو نظام صوتی که یک املا را شریک‌اند

هیچ‌کدام از این دو، نسخه تنزل‌یافته دیگری نیست. برزیل مصوت‌ها را نگه می‌دارد، هجاها را باز می‌گذارد، و جریان صوت شنیدنی می‌ماند؛ ضمیر مفعولی هم جلوی فعل می‌آید. پرتغال مصوت بی‌تکیه را تقریباً حذف می‌کند، s پایانی را «ش» می‌کند، خوشه صامت جای مصوت رفته باقی می‌گذارد، و ضمیر را به ته فعل می‌چسباند.

برای گوش فارسی، ساحل برزیل به‌طرز محسوسی نزدیک‌تر است و این یک واقعیت ساختاری است و نه سلیقه: فارسی هم مصوت بی‌تکیه را نمی‌خورد. پس اگر پرونده‌تان پرتغال است، شاخه سخت‌تر از قبل برایتان انتخاب شده و باید ورودی را از همان اول از همان ساحل بگیرید.

یک چیز عمداً بیرون از این مقایسه است و آن خیشومی بودن است، چون تنها بخشی از نظام صوتی است که دو ساحل کاملاً سرش توافق دارند، و همان بخشی است که اطلاعات دستوری حمل می‌کند.

خیشومی یک زینت نیست، جمع را حمل می‌کند

پنج مصوت خیشومی ساده هست که در املا با m یا n بعدشان علامت خورده‌اند، و آن حرف یک نشانه است و صامتی نیست که گفته شود. سه دوگانه خیشومی هم هست و همان‌ها بیشترین بار را می‌برند.

چیزی که این بخش را از تلفظ به دستور می‌برد فهرست سومی است: جمع اسم‌هایی که به ão ختم می‌شوند، سوم شخص جمع فعل‌ها که fala را از falam جدا می‌کند، و واژه‌های کاملی مثل vi و vim. هیچ‌کدام از این تمایزها نشانه پشتیبان دیگری در جمله ندارند.

یعنی کسی که خیشومی را نمی‌گیرد، جمع و مفرد را نمی‌گیرد. این تنها بخش تلفظ پرتغالی است که در آن یک خطای صوتی مستقیم به یک خطای دستوری تبدیل می‌شود، و به همین دلیل پیش از هر چیز دیگری می‌آید.

ماده در دسترس برزیلی است و پرونده معمولاً پرتغال

محتوای پرتغالی که از ایران باز می‌شود عمدتاً برزیلی است: موسیقی، ویدیو، پادکست، و بیشتر دوره‌های آنلاین. پرونده‌های مهاجرتی اما بیشتر به پرتغال می‌روند، پس ماده و مقصد از دو ساحل‌اند.

ایستادن جایی است که یک سال ورودی برزیلی، گوش شما را برای ساحلی آماده کرده که قرار نیست به آن بروید، و چون در فهم برزیلی پیشرفت واقعی داشته‌اید، هیچ نشانه‌ای از این عدم تطابق نمی‌گیرید. مریم دقیقاً همین بود.

کار درست این است که همان اول ساحل را تعیین کنید و ورودی روزانه را از همان بگیرید، حتی اگر کمتر و سخت‌تر باشد. دو ماه ورودی از ساحل درست، از یک سال ورودی از ساحل دیگر بیشتر می‌ارزد، و این را می‌شود در همان دو ماه دید.

خیشومی کجا پیدا می‌شود

صداهای خیشومی، و کاری که هرکدام می‌کنند

تقریباً هر شاخه اینجا دستور حمل می‌کند و نه فقط صدای متفاوت، و به همین دلیل این مسئله‌ای ظاهری نیست.

  • مصوت‌های خیشومی سادهپنج‌تا، که در املا با m یا n بعدشان علامت خورده‌اند
    • um، bom، tem
    • آن حرف یک نشانه است، نه صامتی که گفته شود
  • چه چیزی را علامت می‌زندبخشی که زبان‌آموز همراه صدا از دستش می‌دهد
    • جمع اسم‌هایی که به ao ختم می‌شوند
    • سوم شخص جمع فعل: fala در برابر falam
    • واژه‌های کامل: vi در برابر vim
خیشومی بودن
  • دوگانه‌های خیشومیسه‌تا، و همان‌ها بیشترین بار را می‌برند
    • ao، مثل coracao
    • oes، جمع همان
    • aes، مثل maes

شاخه سوم استدلال این صفحه است. دو شاخه دیگر توصیف یک صدا هستند؛ این یکی فهرست تمایزهایی است که همراه آن صدا غایب می‌شوند، و هیچ‌کدامشان نشانه پشتیبان دیگری در جمله ندارند.

دو ابزار، و یکی‌شان ساحل را برچسب می‌زند

Forvo جای همان یک دکمه صوتی مدخل دیکشنری را می‌گیرد، که یک گوینده در یک روز است. تا ۲۰۲۶ رایگان است و هر واژه چند ضبط برچسب‌خورده به کشور دارد، و همان برچسب کشور دقیقاً همان چیزی است که این صفحه لازم دارد.

Praat جای داوری درباره مصوت خیشومی با گوش خودتان را می‌گیرد، که وقتی همان تمایز در زبان اولتان نیست کار نمی‌کند. رایگان و آزاد است، و کاری که با آن می‌کنید نگاه کردن است: fala و falam خودتان را کنار هم بگذارید و ببینید تفاوتی در کار هست یا نه.

خطا: انتخاب کردن ماده بر اساس در دسترس بودن

ماده‌ای که راحت باز می‌شود، ماده‌ای است که مصرف می‌شود، و این در بیشتر زبان‌ها انتخاب درستی است. در پرتغالی نیست، چون دو ساحل دو نظام صوتی‌اند و گوشی که برای یکی ساخته شود برای دیگری آماده نیست.

آزمونش سی ثانیه است: یک برش از ساحل مقصدتان بردارید و بدون متن گوش کنید. اگر بعد از یک سال کار هنوز نصفش را نمی‌گیرید، مسئله سطح شما نیست و ساحل ماده‌تان است.

بعد از این هشت مورد

برای جدا کردن جفت‌هایی که هنوز یکی می‌شنوید، ship و sheep: تمرین گوش روی یک صدا در هر بار همان روش را روی fala و falam می‌گذارد. برای دیدن صداها به‌صورت نشانه یک نشانه برای هر صدا، تا واژه ناآشنا گفتنی شود کار می‌کند، و برای اینکه کسی خیشومی را تصحیح کند یک معلم چقدر می‌ارزد، و چه کاری را تنها می‌شود کرد.

پرسش بعدی این است که وقتی ساحل را انتخاب کردید، چه چیز دیگری با آن عوض می‌شود: سه تفاوت، و هزینه‌شان یکی نیست جواب می‌دهد، و همان خیشومی که جمع را حمل می‌کند در دو شکل فعلی که همسایه‌ها از دست دادند، و هر دو اجباری‌اند بار دستوری‌اش را نشان می‌دهد.

کنار این

بالای این