دو تا از چهار قدم یادداشتبرداری وقتی انجام میشوند که هیچکس حرف نمیزند، و همان دو قدم کل تکنیکاند. حین حرف زدن گوینده تقریباً هیچ کاری نباید کرد، و این عمدی است: هر ثانیهای که صرف نوشتن شود از شنیدن کم میشود.
پس قدم اول شب قبل است: علائم اختصاریتان را ببندید و دیگر عوضشان نکنید. w/ for with، b/c for because، -> for leads to. اگر وسط جلسه دنبال علامت بگردید، همان لحظهای است که جمله را از دست میدهید.
هشت علامتی که از پیش بسته میشوند
فرشاد در بندرانزلی دانشجوی ارشد مدیریت است و در وبینارهای انگلیسی شرکت میکند. این هشت علامت کل مجموعه اوست و در شش ماه عوض نشدهاند.
- w/ for with. و w/o برای without، که همان علامت با یک حرف است.
- b/c for because. پرکاربردترین رابط، و بلندترین واژهای که حذفش صرفه دارد.
- -> for leads to. برای هر رابطه علت و معلولی، در یک ضربه قلم.
- = for is the same as. برای وقتی گوینده دو چیز را یکی میگیرد.
- no. for number. و در کنارش، هر عددی را همانطور که شنیدید بنویسید و بعد تبدیلش کنید.
- e.g. means for example. گوینده معمولاً میگوید like یا say، و شما همین را مینویسید.
- NB in the margin for come back to this. در حاشیه و نه در متن، تا از جریان یادداشت بیرون بماند.
- a box around anything the speaker repeated. تکرار گوینده، تنها نشانه بیرونی اهمیت است.
حین حرف زدن: فقط اسم، عدد، و نام
قدم دوم کوتاهترین قدم است و تمام مدتی را که گوینده حرف میزند پوشش میدهد. اسمها، عددها و نامها را بنویسید و هیچ چیزی را که بعداً از روی همان اسمها بازسازی میشود ننویسید. اگر گوینده گفت هزینه انبار سه برابر شد، «انبار ۳ برابر» کافی است و جمله کامل نه.
قدم سوم بلافاصله بعد از حرف است و دو دقیقه طول میکشد: رابطهها را بنویسید. کدام اسم به کدام یکی وصل بود، و چه چیزی نتیجه چه چیزی بود. این دو دقیقه تنها جایی است که یادداشت از فهرست واژه به یادداشت تبدیل میشود، و اگر تا رسیدن به خانه عقب بیفتد، دیگر انجام نمیشود.
جایی که کار میایستد: یادداشت فارسی از حرف انگلیسی
عادت بیشتر فارسیزبانها این است که انگلیسی میشنوند و فارسی یادداشت میکنند. این کار یک ترجمه همزمان به کار اضافه میکند و همان ترجمه است که گرانترین بخش ماجراست؛ گوینده منتظر نمیماند و شما یک جمله عقب میافتید و دیگر جبران نمیشود.
مسئله دوم جهت نوشتار است. یادداشتی که نیمیاش فارسی و نیمی انگلیسی باشد، در یک صفحه دو جهت دارد و خواندنش بعداً کند میشود. فرشاد در ماه اول دفترچهای داشت که هیچکس، از جمله خودش، نمیتوانست ترتیب سطرهایش را تشخیص بدهد.
راهش این است که یادداشت را کاملاً انگلیسی بنویسید، حتی وقتی انگلیسیتان برای نوشتن ضعیف است. اسم و عدد و نام را که نمیشود ترجمه کرد، و همان سه چیز است که در قدم دوم مینویسید. ترجمه کردنشان هیچ ارزشی اضافه نمیکند و یک لایه تاخیر میسازد.
ابزاری که قدم سوم را ممکن میکند
Whisper تا ۲۰۲۶ متنباز است و روی رایانه خودتان اجرا میشود. کاری که اینجا انجام میدهد پشتیبان است و نه جایگزین: جلسه را ضبط کنید، یادداشت را همانطور که بود بنویسید، و بعد متن را بگیرید و فقط جاهایی را که علامت NB زده بودید نگاه کنید. جای ضبط کردن و امید داشتن به گوش دادن دوباره را میگیرد، که برای یک جلسه یک ساعته تقریباً هیچوقت اتفاق نمیافتد.
خطا: نوشتن بیشتر، وقتی کمتر فهمیده میشود
واکنش طبیعی به از دست دادن نخ حرف، سریعتر نوشتن است، و همان کار سرعت از دست دادن را بیشتر میکند. نوشتن و شنیدن از یک توجه خرج میکنند، پس هر واژه اضافهای که مینویسید یک واژه است که نمیشنوید.
وقتی گم شدید، قلم را زمین بگذارید و فقط گوش بدهید تا جای بعدی که گوینده موضوع را عوض میکند. یادداشت آن بخش را از دست دادهاید و بخش بعدی را نجات دادهاید. همین تقسیم توجه است که در شنیدن، بدون تصویری که به آن تکیه کنید هم تعیینکننده بود.
پرسش بعدی این است که این یادداشتها بعداً به چه دردی میخورند. اگر قرار است از رویشان چیزی نوشته شود، شکل نوشتاری انگلیسی خودش کار جداگانهای است که در ایمیل، مقاله و گزارشی که مثل ترجمه خوانده نشود باز شده است.