فارسی فعلهایش را با پیشوند میسازد و شما هر روز این کار را میکنید: «برداشتن»، «درآوردن»، «بازگشتن»، «واداشتن». روسی دقیقاً همین کار را میکند و در مقیاسی بسیار بزرگتر، پس واحد درست برای شما واژه نیست، ریشه است.
هشت مورد زیر هر دو نیمه را نشان میدهند: ریشههایی که ضرب میشوند، و واژههایی که آشنا به نظر میرسند و نیستند.
هشت واژه، و اینکه کدامشان از اجزایشان درمیآیند
- записать یعنی یادداشت کردن، از за به معنی داخل و پیس به معنی نوشتن.
- переписать یعنی رونویسی کردن، با пере که یعنی از اینطرف به آنطرف.
- выписать یعنی بیرون نوشتن، با вы که یعنی بیرون.
- заставить یعنی مجبور کردن، و از اجزایش درنمیآید.
- магазин یعنی مغازه، و همان واژهای است که در فارسی هم هست.
- актуальный یعنی مرتبط، نه واقعی.
- симпатичный یعنی خوشقیافه، نه دلسوز.
- кабинет یعنی دفتر کار، و در فارسی هم به همین معنا آمده.
سودابه در ارومیه شش واژه با ریشه پیس را جدا جدا حفظ کرده بود و روز هفتم переписать را دید و نشناخت. وقتی کنار هم گذاشتشان، هر ششتا یک خانواده بودند و پنجتایشان از دو بخششان درمیآمدند. آن یکی که درنمیآمد заставить بود و به همین دلیل تنها کارتی است که ارزشش را داشت.
پیشوند همان حرف اضافه است، روی یک ایده بهجای یک مکان
هر پیشوند تقریباً همان حرف اضافه متناظرش است که بهجای یک مکان روی یک ایده اعمال شده، و همین است که بیشترشان را از حفظ کردن بینیاز میکند. под یعنی زیر، و подписать یعنی زیرش نوشتن، یعنی امضا کردن.
فارسی همین را دارد و شما از آن استفاده میکنید بیآنکه اسمش را بدانید: «درآوردن» یعنی از داخل بیرون آوردن، و «برداشتن» یعنی از روی چیزی برداشتن. در همان فارسی هم بعضیشان شفافاند و بعضی نیستند: «درآوردن» به معنی پول درآوردن از اجزایش درنمیآید.
پس قاعده انتقال ساده است و همان چیزی است که این صفحه پیشنهاد میدهد: از هر خانواده، فقط آنهایی را کارت کنید که مثل заставить از اجزایشان درنمیآیند. بقیه در متن بازشناخته میشوند و کارت لازم ندارند.
یک نکته که کارتهای شما را نصفه میکند
هر فعلی که پیشوند بگیرد، همان لحظه کامل هم میشود. یعنی написать و записать و подписать همه کاملاند، و جفت ناقصشان شکل جداگانهای است.
کارتی که فقط واژه پیشونددار را داشته باشد، نصف قلم را ذخیره کرده. برای گفتن اینکه داشتم یادداشت میکردم، شکل ناقص لازم است، و آن شکل روی هیچکدام از آن کارتها نیست.
پس هر کارت خانواده باید دو ستون داشته باشد: پیشونددارِ کامل، و جفت ناقصش. این هیچ واژه تازهای اضافه نمیکند و فقط همان چیزی را که از قبل نوشتهاید کامل میکند.
در ایران واژه روسی از فهرست موضوعی میآید
منابع روسی در ایران کماند و بیشترشان فهرست موضوعی دارند: خانواده، غذا، سفر. فهرست موضوعی واژهها را بر اساس معنایشان کنار هم میگذارد، و در روسی همان دقیقاً بدترین گروهبندی ممکن است.
ایستادن جایی است که تعداد کارتها بالا میرود و بازشناسی در متن بالا نمیرود، چون هر واژه جدا ذخیره شده و ریشهها هیچوقت کنار هم دیده نشدهاند. برداشت متعارف این است که روسی واژههای زیادی دارد، در حالی که چیزی که زیاد بوده کارت است.
حرکت درست بازچینی است و نه اضافه کردن: همان کارتهای موجود را بر اساس ریشه دوباره گروهبندی کنید. سودابه وقتی این کار را کرد، از دویست کارتش هفتادتا حذف شدند چون از اجزایشان درمیآمدند.
پیشوندها روی ریشههای مختلف
این ضرب کجا شفاف میماند و کجا نمیماند
یک سطر را عرضی بخوانید و پیشوند معنایش را نگه میدارد. یک ستون را عمودی بخوانید و بعضی خانهها قابل پیشبینیاند و بعضی باید یاد گرفته شوند.
سایه نشان میدهد نتیجه چقدر از اجزایش فاصله دارد: دو یعنی کاملاً قابل پیشبینی، یک یعنی جابهجا شده، صفر یعنی باید یکتکه یاد گرفته شود. خود واژهها در هر خانه چاپ شدهاند.
خانههای کمرنگ استدلال علیه یاد گرفتن فقط با قاعدهاند: заставить یعنی کسی را مجبور کردن، که هیچ چیزی درباره به داخل و گذاشتن پیشبینیاش نمیکند. قاعده بیشترِ شبکه را به شما میدهد و باقیمانده همچنان باید دیده شود.
دو منبع، و یکیشان زیر تعریف است
بخش واژههای مرتبط در ویکیواژه جای این را میگیرد که پنج واژه را جدا نگاه کنید و هیچوقت متوجه نشوید یک خانواده بودهاند. تا ۲۰۲۶ رایگان است، و همان بخش از تعریف بالای صفحه ارزشمندتر است، چون تعریف یک واژه میدهد و آن بخش یک دستگاه.
یک پیکره جای حدس زدن این را میگیرد که یک پیشوند در ترکیب با یک ریشه چه معنایی میدهد. رایگان است، و کاری که برای این صفحه با آن میکنید این است که واژه مبهم را جستوجو کنید و بیست جمله واقعیاش را بخوانید؛ اگر معنا از اجزا درنمیآمد، همانجا کارتش را بسازید.
خطا: گروهبندی واژهها بر اساس معنا
فهرست موضوعی از بیرون منطقی به نظر میرسد و در بیشتر زبانها هم بیضرر است. در روسی نیست، چون ساختار زبان بر اساس ریشه است و نه بر اساس حوزه معنایی، و گروهبندی معنایی دقیقاً همان الگویی را پنهان میکند که کار را کم میکند.
شش واژه ریشه پیس در یک فهرست موضوعی در شش جای متفاوت میافتند: یکی زیر اداره، یکی زیر مدرسه، یکی زیر بانک. کنار هم که بیایند، پنجتایشان دیگر واژه نیستند و یک قاعدهاند.
بعد از این هشت واژه
برای بازچینی کارتها بر اساس ریشه، ساختن کارتی که یاد بدهد، نه کارتی که روی هم انباشته شود همان کارت دوستونی را میسازد. برای دیدن خانوادهها در متن واقعی مطلبی کمی بالاتر از سطح شما، و اینکه چرا همانجا نقطه شیرین است ماده را انتخاب میکند، و اگر مسئله همنشینهاست کدام واژهها را انگلیسی کنار هم میگذارد و کدامها را هرگز.
پرسش بعدی این است که آن جفت ناقص را چه چیزی تعیین میکند و کِی لازم میشود: نمود، فعلهای حرکت، و نبودِ هر حرف تعریفی جواب میدهد، و پایانههایی که این واژهها در جمله میگیرند در هر پایانه چه میکند، و کدام حرف اضافه کدام را میخواهد.