آنچه یک جمله انگلیسی را سخت میکند طولش نیست، فاصله میان فاعل و فعلش است. the report says the line was down با سی واژه دنباله هم آسان میماند، و همان جمله وقتی یک بند وسطش بنشیند و شانزده واژه بشود، سخت میشود.
فارسی درست همان کار سخت را عادی میکند. فعل فارسی آخر جمله میآید، پس خواننده فارسی از کودکی یاد گرفته فاعل را باز نگه دارد تا آخر. نویسنده فارسیزبان همان عادت را به انگلیسی میبرد و جملهای میسازد که از نظر گرامر بیعیب است و خوانده نمیشود.
هشت چیزی که در جمله انگلیسی تعیینکنندهاند
مهناز در ساوه کارشناس تضمین کیفیت است و گزارش انحراف را به انگلیسی مینویسد. سه سطر اول یک جملهاند، در سه حالت.
- the report says the line was down. فاعل و فعل کنار هم، و هرچه بخواهید میشود بعدش اضافه کرد.
- the report, which the auditor sent on Friday, says the line was down. همان جمله با یک بند وسط، و خواننده باید پانزده واژه را بیکار نگه دارد.
- the auditor sent the report on Friday; it says the line was down. همان محتوا، بریده سر مفصل، و هر دو نیمه سبک.
- put the subject and its verb next to each other. تنها قاعده این صفحه که استثنا ندارد.
- cut at the conjunction to make two sentences. جای برش، معمولاً همان and یا but است.
- fifteen words between subject and verb is too many. مرز عملی، و بالای آن خواننده جمله را رها میکند.
- a thirty-word sentence can be easy. اگر چیزی باز نمانده باشد.
- a sixteen-word sentence can be hard. اگر مانده باشد.
چرا ریتم هم شمرده میشود
فاصله فاعل و فعل، دشواری هر جمله را تعیین میکند و چیزی درباره بند نمیگوید. سه جمله پشت هم با طول یکسان، حتی اگر همهشان آسان باشند، خواننده را خسته میکنند، چون هیچ نشانهای برای اهمیت باقی نمیماند.
راه سادهاش این است که طول جملههای یک بند را بشمارید. اگر هر پنج جمله میان هجده و بیست و دو واژه بودند، یکیشان را به شش واژه برسانید. آن یک جمله کوتاه، هر چیزی که بگوید، مهمترین چیز بند خوانده میشود.
جایی که کار میایستد: جمله فارسی، ترجمهشده و تمیز
گرانترین خطای این صفحه هیچوقت به عنوان خطا دیده نمیشود. مهناز جملهاش را به فارسی میساخت، ترجمه میکرد، و بعد گرامرش را تمیز میکرد. نتیجه هر بار جملهای درست بود با نقشه فارسی: هر چیزی پیش از فعل، و فعل ته جمله.
هیچکس هم چیزی نمیگوید. ممیز خارجی گزارش را میخواند، میفهمد، و فقط دو بار میخواند به جای یک بار. آن بار دوم در هیچ بازخوردی ظاهر نمیشود و تنها اثرش این است که گزارشهای مهناز کند خوانده میشوند.
راهش این است که پیش از نوشتن هر جمله، فاعل و فعلش را انتخاب کنید و همان دو را اول بنویسید. هرچه توضیح دارید بعد از فعل میآید. این کار جمله فارسی را از همان اول اجازه نمیدهد ساخته شود، به جای اینکه بعداً تعمیرش کند.
سنجهای که فاصله را میشمارد
LanguageTool تا ۲۰۲۶ هسته متنبازش رایگان است و روی رایانه خودتان اجرا میشود. قاعدههای خواناییاش جملههای طولانی را علامت میزنند، و در متن یک فارسیزبان تقریباً هر علامتی روی جملهای میافتد که فاصله فاعل و فعلش زیاد است. جای خواندن دوباره متن خودتان را میگیرد، که جمله دشوار خودش را دشوار نمیبیند چون نویسنده از قبل معنایش را میداند.
خطا: کوتاه کردن جمله، به جای جابهجا کردنش
وقتی معلوم شود جملهها سنگیناند، واکنش معمول کوتاه کردنشان است، و کوتاه کردن به تنهایی جواب نمیدهد. جمله شانزده واژهای سطر دوم از جمله سی واژهای سطر اول کوتاهتر است و سختتر میخواند.
کاری که باید کرد جابهجا کردن است: بند وسط را بردارید و بعد از فعل بگذارید، یا سر مفصل ببرید. جای اینکه یک بند این جملهها را کنار هم بچیند در یک ایده، یک جمله آغاز، و پیوند با بند بعدی است، و همان نقطهای که ویرگول اجازه دارد دو نیمه را به هم وصل کند در ویرگول، نقطهویرگول و آپاستروف، تمامشده.
پرسش بعدی این است که این جملهها را در چه چیزی بریزید. جملههای سالم در بندی که ترتیبش غلط است، متنی میسازند که هر جملهاش روشن است و کل آن گنگ، و آن ترتیب کار ایمیل، مقاله و گزارشی که مثل ترجمه خوانده نشود است.