خط فارسی کمتر از آنچه گفته میشود مینویسد: مصوت کوتاه را نمیگذارد و شما از متن بازسازیاش میکنید. فرانسه دقیقاً وارونه است و بیشتر از آنچه گفته میشود مینویسد. مطابقت جمع، مطابقت صفت و نیمی از شناسههای فعل روی کاغذ هستند و در هوا نیستند.
هشت مورد زیر همان بخشی از گرامر فرانسه است که هم شنیده میشود و هم به کار میآید، و هیچکدامشان جزو آن نیمه خاموش نیستند.
هشت چیزی که هم دیده میشوند و هم شنیده
- le livre مذکر است و la table مونث، و هیچ قاعدهای این را از معنا پیشبینی نمیکند.
- un livre intéressant صفت بعد از اسم میآید، مثل فارسی و برخلاف انگلیسی.
- de le در فرانسه میشود du، و de les میشود des، و این ادغام اجباری است.
- du pain و de l'eau جزئیاند و ترجمه نمیشوند: فارسی «نان» میگوید و فرانسه نمیتواند.
- Je me lève یعنی بلند میشوم، و ضمیر انعکاسی پیش از فعل مینشیند و نه بعد از آن.
- ne le lui donne pas ترتیب ضمیرها ثابت است و جابهجا کردنش جمله را میشکند.
- Il faut que tu viennes یعنی باید بیایی، و همان «که بیایی» فارسی است.
- je sais pas در گفتار، بدون ne گفته میشود و در نوشتار با آن.
یاسمن در کاشان دو سال فرانسه خوانده بود و در آزمونهای کلاس مطابقت اسم مفعولی را کامل میزد. در اولین تماس با یک استاد در لیون، جملهای گفت که در آن سه ضمیر پشت سر هم بود و ترتیبشان را جابهجا کرد، و طرف مقابل نفهمید چه کسی چه چیزی را به چه کسی داده. آن مطابقت دو سال وقت گرفته بود و هیچوقت شنیده نمیشد؛ ترتیب ضمیرها یک صفحه بود و در همان تماس اهمیت داشت.
دو گرامر، و آن یکی که به گوش میرسد کوچکتر است
چیزی که به گوش میرسد فهرست کوتاهی است: انتخاب فعل کمکی میان avoir و être، بنیادهای بیقاعده مثل je vais در برابر nous allons، صامتی که مونث را میسازد در petit و petite، و حرف تعریفی که شمار را حمل میکند چون شناسه اسم حملش نمیکند.
هرچه پایینتر از آن خط باشد در آزمون علامت میخورد، در ایمیل دیده میشود، و در صدای جمله کاملاً غایب است. هیچ مقدار گوش دادنی این نیمه را یاد نمیدهد، چون هیچکدامش صدایی تولید نمیکند، و همین است که ترتیب کار را تعیین میکند: نیمه شنیدنی از گوش میآید و نیمه خاموش فقط از چشم.
یک نتیجه عملی هم دارد که کم گفته میشود: تلفظ درست یک واژه، نوشتنش را به شما یاد نمیدهد و در فرانسه بیشتر از هر زبان دیگری اینطور است. پس هر واژه دو بار باید ذخیره شود، یک بار برای گوش و یک بار برای دست، و کارتی که فقط یکی از این دو را دارد نیمهکاره است.
جنس، و اینکه فارسی هیچ نمونهای از آن ندارد
گرانترین بخش گرامر فرانسه برای شما جنس است و دلیلش این است که فارسی جنس دستوری ندارد، پس نه قرینهای دارید و نه حسی. le livre و la table هیچ ربطی به معنا ندارند و از هیچ قاعدهای بیرون نمیآیند، و هر اسمی یک قلم اضافه میشود که باید همراهش سپرده شود.
پایان واژه تنها نشانه قابل اتکاست و آن هم جزئی: واژههای پایانیافته به tion و té مونثاند و پایانیافته به age مذکر. la question و la société مونثاند و le voyage و le garage مذکر، و همین دو الگو چند هزار واژه را میپوشانند.
کار درست این است که اسم را هیچوقت تنها ذخیره نکنید. روی کارت، حرف تعریف بخشی از خود واژه باشد و نه یک ستون کنارش. یاسمن کارتهایش را که از table به la table عوض کرد، خطاهای جنسش در سه هفته نصف شد، و هیچ واژه تازهای هم یاد نگرفته بود.
هر زمان کجا جا دارد
زمانهایی برای تولید، زمانهایی برای شناختن، زمانهایی برای رها کردن
ستونها بر اساس اینکه هرکدام چقدر از وقت شما را میارزد چیده شدهاند، و ستون اول کوتاهتر از چیزی است که برنامه درسی نشان میدهد.
- تولید، بیفکر۴
- حال
- ماضی نقلی
- ناتمام
- آینده نزدیک، با aller
- شناختن، و گاهی به کار بردن۴
- آینده ساده
- شرطی
- التزامی حال
- ماضی بعید
- فقط شناختن، روی کاغذ۳
- گذشته ساده
- التزامی ناتمام
- ماضی مقدم
ستون سوم همان صرفهجویی است. خواندنش یک بعدازظهر هزینه دارد، تولیدش هفتهها، و هیچ کاری که در فرانسه بکنید ستون دوم را لازم ندارد.
دو ابزار، و جای حرف تعریف روی کارت
Le Robert آنلاین جای دیکشنری جیبی دوزبانه را میگیرد، که یک معادل میدهد و جنس را جا میاندازد. تا ۲۰۲۶ رایگان است و جنس و تلفظ و مثال واقعی را در یک صفحه دارد، و همین سهتا با هم همان چیزی است که یک واژه فرانسه لازم دارد.
آنکی با حرف تعریف روی روی کارت جای فهرست واژه دوستونی را میگیرد، که جنس را کنار واژه ذخیره میکند و نه داخلش. روی دسکتاپ و اندروید رایگان است و روی آیاواس یک بار پولی، و تفاوت واقعی در طرز ساختن کارت است و نه در برنامه.
خطا: وقت گذاشتن روی زمانهایی که هرگز نمیگویید
برنامه درسی فرانسه همه زمانها را با یک وزن ارائه میکند، و ستون سوم آنها هرگز گفته نمیشود. گذشته ساده و التزامی ناتمام و ماضی مقدم فقط خوانده میشوند، و خواندنشان یک بعدازظهر است در حالی که تولیدشان هفتهها.
پس همان ستون سوم صرفهجویی است: بشناسیدشان و رد شوید. آنچه بیفکر باید تولید شود چهارتاست، حال و ماضی نقلی و ناتمام و آینده نزدیک با aller، و همان چهارتا تقریباً همه گفتوگوهای واقعی را میپوشانند.
بعد از این هشت مورد
برای ساختن کارتی که جنس را داخل واژه نگه دارد، ساختن کارتی که یاد بدهد، نه کارتی که روی هم انباشته شود همان تغییر را باز میکند. برای اینکه ترتیب ضمیرها در گفتار تصحیح شود یک معلم چقدر میارزد، و چه کاری را تنها میشود کرد لازم است، و همان ساختها را در متن دیدن کار مطلبی کمی بالاتر از سطح شما، و اینکه چرا همانجا نقطه شیرین است است.
پرسش بعدی این است که آن نیمه شنیدنی موقع شنیدن چه شکلی میشود، چون همان هشت مورد در سرعت واقعی جابهجا میشوند: چرا فرانسه نوشتاری و گفتاری بیربط به گوش میآیند جواب میدهد، و صداهایی که این ساختها را میسازند در مصوت خیشومی، پایانهای خاموش، و پیوند.