«آسانسور» و «مانتو» و «کراوات» و «شوفاژ» و «دوش» همه فرانسهاند و همه هم فارسیاند. چند صد واژه فرانسه در دوره قاجار و پهلوی به فارسی آمدند و ماندند، پس شما پیش از اولین درس، فهرستی از واژههای فرانسه دارید که کسی به شما نگفته است.
هدیه واقعی است و دو چیز را با خودش نیاورده: جنس واژه، و تلفظ فرانسهاش. هر دوی اینها در راه ریختهاند و باید جدا برداشته شوند.
شانزده واژهای که از قبل دارید
- l'ascenseur مذکر است و همان آسانسور، با تکیهای که در فارسی جابهجا شده.
- le manteau همان مانتو است و هر پالتویی را میگوید، نه فقط یک نوع را.
- la cravate همان کراوات است و مونث، که از فارسیاش درنمیآید.
- le chauffage همان شوفاژ است و در فرانسه کل سیستم گرمایش را میگوید.
- la douche همان دوش است و مونث.
- le guichet همان گیشه است، با t پایانی خاموش.
- le dossier همان دوسیه است و در فرانسه هر پروندهای را میگوید.
- la fiche همان فیش است و مونث.
- le canapé همان کاناپه است.
- l'abat-jour همان آباژور است و مذکر.
- l'omelette مونث است و همان املت.
- le billet همان بلیت است، با دو l که یک صدا میدهند.
- la pommade همان پماد است و مونث.
- refusé در فرانسه فقط ردشده یعنی و نه رفوزه، که در فارسی معنای مدرسهای گرفته.
- واژههای پایانیافته به tion و té مونثاند: la question، la société.
- واژههای پایانیافته به age مذکرند: le voyage، le message.
مهرداد در اراک هفته اول کلاسش فهرست واژه گرفت و نصفش را از قبل میدانست. مسئله هفته پنجم پیدا شد: در جملهای la dossier گفت و بعد la ascenseur، چون فارسی هیچ جنسی به او نداده بود و او هم فرض کرده بود واژهای که بلد است کامل بلد است.
خواندن و شنیدن و گفتن، سه چیز جدا
واژههای مشترک یک دایره را تقریباً پر میکنند و دو دایره دیگر را خالی میگذارند، و همین است که خواندن اینقدر جلو میافتد. آسانسور را روی کاغذ در یک نگاه میشناسید؛ در گفتار همان واژه شکل دیگری دارد چون تکیهاش جای دیگری است و مصوتهایش فرانسهاند.
سومی از دو تای دیگر دورتر است: اینکه در آن جای مشخص همان واژه را به کار میبردید یا نه. معناها در شش قرن از هم دور شدهاند و در مسیر فارسی یک بار دیگر هم جابهجا شدهاند. «رفوزه» در فارسی درباره امتحان است و refusé در فرانسه درباره هر چیزی که رد شده باشد.
پس شمردن واژههایی که میشناسید، بزرگترین دایره را میسنجد و درباره وسط هیچ چیزی نمیگوید. آزمون درست این است: واژه را بپوشانید، جنسش را بگویید، و بعد یک جمله با آن بسازید که خودتان جایی گفته باشید.
هیچکس نگفته که واژههای شما جنس ندارند
هر کتاب و دوره فرانسهای که در دسترس شماست، این چند صد واژه را بهعنوان واژه تازه به شما میدهد و بدون تاکید خاصی از رویشان میگذرد، چون برای مخاطبی نوشته شده که آنها را از قبل نمیشناسد. شما همان صفحه را سریع رد میکنید چون آشناست.
در نتیجه بخش آشنا سریع رد میشود و جنس هیچکدامشان برداشته نمیشود. سال اول به نظر خیلی خوب پیش میرود چون واژهها را میشناسید، و بعد در تولید معلوم میشود که چند صد واژه دارید که نصفهاند. این توقف پرسروصدا نیست چون در فهم هیچ اشکالی ایجاد نمیکند.
کار درست این است که همان صفحههای آشنا را کندتر بخوانید و نه سریعتر. هر واژهای که از فارسی میشناسید یک کارت لازم دارد که فقط جنس و تلفظ روی آن است و معنا رویش نیست. مهرداد صد و ده واژه از این جنس را در دو هفته اینطور برداشت.
شش در ورودی
پایانهایی که در یک نگاه واژه را تبدیل میکنند
هر خانه یک قاعده است که چند صد واژه میارزد، و سهتا از این ششتا جنس را هم تعیین میکنند.
- tion-la question، la situation: مونث
- té-la qualité، la société: مونث
- ique-la musique، politique، pratique
- eur-le professeur، la couleur
- ment-exactement، rarement: قیدها
- age-le voyage، le message: مذکر
- tion-la question، la situation: مونث
- té-la qualité، la société: مونث
- ique-la musique، politique، pratique
- eur-le professeur، la couleur
- ment-exactement، rarement: قیدها
- age-le voyage، le message: مذکر
آن دو خانهای که هیچ چیزی را تعیین نمیکنند، یعنی ique و eur، همان دوتایی هستند که در اولین برخورد باید با حرف تعریفشان نوشته شوند.
دو منبع، یکی برای کاربرد و یکی برای ریشه
Linguee جای همان یک معادل دیکشنری دوزبانه را میگیرد، که نمیتواند بگوید کسی اینطور مینویسد یا نه. تا ۲۰۲۶ رایگان است و در اسنادی میگردد که به هر دو زبان وجود دارند، پس جوابهایش جمله واقعیاند و نه ساختگی.
Trésor de la langue française informatisé جای حدس زدن این را میگیرد که چرا یک واژه در دو زبان دو معنا دارد. رایگان است و برای پژوهشگر نوشته شده، پس خشک است، و کاری که برای شما میکند این است که تاریخ واژه را میدهد و همان تاریخ توضیح میدهد که فارسی کجای مسیر آن را برداشته.
خطا: فرض کردن اینکه واژه آشنا واژه بلد است
وقتی نیمی از فهرست آشناست، حس بلد بودن سریع میآید و همان حس مانع برداشتن دو چیز باقیمانده میشود. la ascenseur جملهای است که فقط از یک واژه آشنا بیرون میآید؛ واژه ناآشنا این خطا را تولید نمیکند چون از اول با حرف تعریفش یاد گرفته میشود.
پس واژههای آشنا گرانترند و نه ارزانتر، و همین وارونگی است که این صفحه دربارهاش است. مهرداد بعد از آن دو هفته دیگر la dossier نگفت، و هیچ واژه تازهای هم یاد نگرفته بود.
بعد از این شانزده واژه
برای برداشتن جنس همراه واژه، ساختن کارتی که یاد بدهد، نه کارتی که روی هم انباشته شود همان کارت جنسمحور را میسازد. برای دیدن همین واژهها در جمله واقعی مطلبی کمی بالاتر از سطح شما، و اینکه چرا همانجا نقطه شیرین است ماده را انتخاب میکند، و اگر مسئله همنشینهاست کدام واژهها را انگلیسی کنار هم میگذارد و کدامها را هرگز همان قاعده را در زبان دیگری نشان میدهد.
پرسش بعدی این است که این شانزده واژه در دهان فرانسوی چه شکلی میشوند، چون تلفظشان همراهشان نیامده: مصوت خیشومی، پایانهای خاموش، و پیوند جواب میدهد، و ساختهایی که این واژهها در آنها مینشینند در جنس، مطابقت، و زمانهایی که زبان را حمل میکنند.