Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش تلفظ فرانسهفرانسه

سه صدایی که فارسی ندارد و سه عادتی که دارد، هشت موردی که تلفظ را جابه‌جا می‌کنند، و پیوندی که فقط در دو حالت از سه حالتش قاعده دارد.

۷بخش
۵دقیقه خواندن
۳عمق

دو جنس کار

صداهایی برای ساختن، در برابر عادت‌هایی برای برداشتن

کفه‌ها تراز هستند چون دو طرف تقریباً یک اندازه هزینه دارند، و فقط یکی‌شان هیچ‌وقت تمرین می‌شود.

  • صداهایی برای ساختنچیزهایی که فرانسه دارد و فارسی ندارد
    • مصوت‌های خیشومی، سه یا چهارتا
    • مصوت tu، که نه او است و نه ای
    • مصوت peu، که در فارسی جایی ندارد
  • عادت‌هایی برای برداشتنچیزهایی که فارسی می‌کند و فرانسه نمی‌کند
    • تکیه دادن به هر واژه، جدا
    • گفتن صامت پایانی
    • وقفه گذاشتن میان واژه‌ها
    • کامل ادا کردن هر هجا

هر دو کفه باید خالی شوند تا لهجه جابه‌جا شود

کفه راست تقریباً هیچ توجهی نمی‌گیرد چون هیچ‌کدامش شبیه تمرین تلفظ نیست، و همان کفه‌ای است که شنونده فرانسوی اول از همه می‌شنودش. برداشتن یک عادت از افزودن یک صدا کندتر هم هست، که ترازو نمی‌تواند نشانش بدهد.

دو کار جدا روی میز است و فقط یکی‌شان تمرین می‌شود. یک طرف صداهایی است که باید ساخته شوند، و طرف دیگر عادت‌هایی که باید برداشته شوند. عادت‌ها گران‌ترند و هیچ‌کدامشان شبیه تمرین تلفظ نیست، پس کسی رویشان کار نمی‌کند.

هشت مورد زیر هر دو طرف را می‌پوشانند و هیچ‌کدامشان درباره r نیستند، چون r فرانسه همان خ فارسی است و آن یکی از قبل تمام شده.

هشت چیزی که تلفظ را جابه‌جا می‌کنند

  • petit پایان خاموش دارد و petite ندارد، و همین t تنها تفاوت شنیدنی مذکر و مونث است.
  • tu و tout دو مصوت متفاوت‌اند، و مصوت tu در فارسی وجود ندارد.
  • peu و pot دو مصوت متفاوت‌اند، و این هم در فارسی نیست.
  • eau یک صداست و سه حرف، پس bateau سه هجا ندارد.
  • nous avons یک‌تکه nouzavons گفته می‌شود و s خاموش برمی‌گردد.
  • les haricots پیوند نمی‌گیرد و h در آن مانع است، برخلاف les amis.
  • et هیچ‌وقت پیوند نمی‌سازد، در هیچ جمله‌ای و با هیچ واژه‌ای.
  • تکیه روی هجای آخر گروه است، نه هجای آخر هر واژه.

شیوا در سنندج یک سال روی r کار کرده بود و آخرش هم فهمید همان خ فارسی است. چیزی که هیچ‌کس نگفته بود این بود که او هر واژه را جدا تکیه می‌دهد، چون فارسی همین کار را می‌کند، و در نتیجه جمله فرانسه‌اش هفت ضرب داشت جای دو. صداهایش درست بودند و ریتمش نبود.

ساختن یک صدا آسان‌تر از برداشتن یک عادت است

سه صدا هست که فارسی ندارد: مصوت‌های خیشومی، مصوت tu، و مصوت peu. هر سه در چند هفته با تقلید ساخته می‌شوند چون شنیدنشان آسان است و تفاوتشان آشکار.

سه عادت هم هست که فارسی دارد و فرانسه ندارد، و این‌ها ماه‌ها می‌برند. اول اینکه هر واژه تکیه خودش را می‌گیرد؛ در فرانسه تکیه روی آخرین هجای گروه می‌نشیند و بقیه واژه‌ها بی‌تکیه از داخلش رد می‌شوند. دوم اینکه صامت پایانی گفته می‌شود؛ در فرانسه بیشترشان خاموش‌اند. سوم اینکه میان واژه‌ها وقفه می‌افتد؛ در فرانسه واژه‌ها به هم می‌چسبند و صامت خاموش برمی‌گردد.

هر سه عادت در فهم هیچ اشکالی نمی‌سازند و در گوش شنونده فرانسوی اولین چیزی هستند که شنیده می‌شوند. به همین دلیل بازخوردی که می‌گیرید هیچ‌وقت درباره‌شان نیست: خطایی که معنا را عوض نمی‌کند، گزارش هم نمی‌شود.

پیوند سه حالت دارد و فقط یکی‌شان قاعده دارد

پیوند همیشگی فهرست بسته و کوتاهی است: بعد از حرف تعریف در les amis و mon ami، بعد از ضمیر فاعلی در nous avons و ils ont، و داخل عبارت‌های ثابت. نبودنش جمله را شکسته می‌کند، پس این‌ها را باید به‌عنوان عبارت سپرد و نه به‌عنوان قاعده.

پیوند ممنوع هم فهرست بسته و کوتاهی است و مهم‌ترین موردش et است. ساختن پیوند بعد از et نشانه کسی است که قاعده‌ای را اجرا می‌کند و نه کسی که فرانسه حرف می‌زند. مورد دوم h مانع است، که در les haricots هست و در les amis نیست، و از نوشته هم پیدا نیست.

وسط این دو، ناحیه بزرگی است که به سطح رسمی بستگی دارد و گویشورها هم با هم اختلاف دارند. در گفتار رسمی‌تر بیشتر پیوند می‌سازند و در گفتار راحت کمتر. اینجا هیچ قاعده‌ای تصمیم را نمی‌گیرد، پس شکل درست یاد گرفتنش شنیدن است و نه خواندن.

یک سال روی r، و هیچ‌کس درباره ریتم حرف نزد

منابع فرانسه در دسترس شما برای انگلیسی‌زبان نوشته شده‌اند و برای او r گران‌ترین قلم است. پس فصل اول r است و فصل دوم مصوت خیشومی، و هر دوی این‌ها برای فارسی‌زبان ارزان یا مجانی‌اند.

چیزی که برای شما گران است، ریتم، در همان کتاب‌ها یک پاراگراف است که می‌گوید فرانسه هجایی است و بعد رد می‌شود. ایستادن همان‌جاست و سال‌ها طول می‌کشد، چون هر جلسه به شما گفته می‌شود تلفظتان خوب است و راست هم می‌گویند: صداهایتان خوب‌اند.

کار درست این است که جمله را به گروه بشکنید و نه به واژه. یک جمله بردارید، جای مکث‌های واقعی گوینده را علامت بزنید، و بعد فقط آخرین هجای هر گروه را تکیه بدهید. شیوا وقتی این کار را روی ده جمله کرد، همان صداهای قبلی‌اش یک‌باره فرانسه‌تر شدند.

صامت کِی برمی‌گردد

پیوند، مرتب‌شده در سه حالتی که واقعاً وجود دارند

شاخه وسط همان است که باید به‌عنوان عبارت یاد گرفته شود، چون هیچ قاعده‌ای تصمیمش را نمی‌گیرد و گویشورها با هم اختلاف دارند.

یک صامت پایانی خاموش، پیش از یک مصوت

  • همیشه ساخته می‌شودنبودنش عبارت را شکسته می‌کند
    • بعد از حرف تعریف: les amis، mon ami
    • بعد از ضمیر فاعلی: nous avons، ils ont
    • داخل یک عبارت ثابت: tout a fait
  • بسته به سطح رسمی، ساخته می‌شود یا نهدر گفتار رسمی بیشتر، در گفتار راحت کمتر
    • بعد از اسم جمع، پیش از صفت
    • بعد از بعضی حروف اضافه و قیدها
    • بعد از شکل‌های etre
  • هرگز ساخته نمی‌شودساختنش اینجا نشانه کسی است که دارد یک قاعده را اجرا می‌کند
    • بعد از et، در هیچ حالتی
    • پیش از h مانع: les haricots
    • بعد از اسم مفرد

این درخت چیزی درباره فراوانی هر شاخه نمی‌گوید، و نسبت صادقانه این است که اولی کوچک و بسته است، سومی کوچک و بسته است، و وسط بزرگ است و همان‌جایی که هر بحثی درباره پیوند در آن اتفاق می‌افتد.

دو ابزار، یکی برای گوش و یکی برای ضرب

YouGlish جای حدس زدن این را می‌گیرد که آیا یک پیوند واقعاً ساخته می‌شود یا نه، از روی قاعده‌ای در کتاب. تا ۲۰۲۶ رایگان است و گوینده واقعی پخش می‌کند و نه فایلی که برای زبان‌آموز ساخته شده، و همان چیزی است که ناحیه وسط پیوند را حل می‌کند.

یک مترونوم جای این را می‌گیرد که به شما بگویند فرانسه هجایی است و هیچ کاری هم نشود کرد. روی هر گوشی رایگان است، و کاری که با آن می‌کنید این است که یک هجا در هر ضرب بگذارید و ببینید کجا عقب می‌مانید؛ همان‌جا هجایی است که دارید می‌کشید.

خطا: تمرین کردن واژه‌ها به‌تنهایی

تلفظ معمولاً واژه به واژه تمرین می‌شود چون واژه واحد قابل تکرار است. مسئله این است که سه عادت گران این صفحه هیچ‌کدام داخل یک واژه دیده نمی‌شوند: تکیه گروه، پیوند و صامت پایانی همه در مرز میان واژه‌ها زندگی می‌کنند.

پس واحد تمرین باید گروه باشد و نه واژه. petit در تنهایی درست گفته می‌شود و در petit ami غلط، چون t خاموشش باید برگردد. تمرینی که واژه را جدا می‌کند، دقیقاً همان جایی را حذف می‌کند که کار در آن است.

بعد از این هشت مورد

برای جدا کردن مصوت‌هایی که هنوز یکی می‌شنوید، ship و sheep: تمرین گوش روی یک صدا در هر بار همان روش را روی tu و tout می‌گذارد. برای دیدن صداها به‌صورت نشانه یک نشانه برای هر صدا، تا واژه ناآشنا گفتنی شود نگاشت حرف به صدا را از دستتان می‌گیرد، و برای اینکه کسی ریتم را به شما بگوید یک معلم چقدر می‌ارزد، و چه کاری را تنها می‌شود کرد.

پرسش بعدی این است که وقتی این هشت مورد درست شد، چرا هنوز جمله شنیده‌شده با جمله نوشته‌شده یکی نیست: چرا فرانسه نوشتاری و گفتاری بی‌ربط به گوش می‌آیند جواب می‌دهد، و همان گروه‌ها در گفتار خودتان در رسمی و غیررسمی، و درست انتخاب کردن میانشان ساخته می‌شوند.

کنار این

بالای این