وقتی جمله آلمانی را نگرفتید، دو چیز کاملاً متفاوت ممکن است اتفاق افتاده باشد و درمانشان هم دو چیز متفاوت است. یا جمله از حافظهتان جلو زده و فعل بعد از تمام شدن ظرفیتتان رسیده، یا آنچه شنیدهاید آلمانی معیار نبوده. پیش از انتخاب اینکه چه بخوانید، باید معلوم شود کدامیک بود.
هشت مورد زیر همان کاهشهایی هستند که در آلمانی معیارِ گفتاری اتفاق میافتند و در هیچ متنی نوشته نمیشوند.
هشت کاهشی که در آلمانی معیار هم هست
- nicht به nich تبدیل میشود و t پایانی میافتد.
- eine به ne تبدیل میشود، و همین پرکاربردترین مورد این فهرست است.
- ist das به isses تبدیل میشود و مرز دو واژه از بین میرود.
- kannst du به kannste تبدیل میشود.
- guten Tag به n Tag تبدیل میشود، با هجای اول تقریباً ناپدید.
- ich habe به ich hab تبدیل میشود، و e پایانی در گفتار تقریباً همیشه میرود.
- قلاب آخر جمله هم کاهش میگیرد، پس فعلی که منتظرش بودید کوتاهتر از تصورتان میرسد.
- در گفتار سریع، حرف تعریف به فعل قبلی میچسبد و یک هجا میشود.
پرویز در بندرانزلی فایلهای کلاسش را کامل میفهمید و در اولین جلسه کاری نصف حرف مدیرش را نگرفت. دو هفته فکر کرد واژه کم دارد و واژه بیشتری خواند. بعد یک ضبط سی ثانیهای را با متن مقایسه کرد: هیچ واژه ناآشنایی نبود، و شش مورد از فهرست بالا در همان سی ثانیه بود.
دو نشانهشناسی، و درمانهایشان یکی نیست
اگر جمله از حافظهتان جلو زده باشد، نشانههایش مشخص است: واژهها را جدا شنیدهاید، میتوانید بعضیشان را تکرار کنید، متن نوشتهشده راحت خوانده میشود، و خرابی روی جملههای بلند اتفاق میافتد و نه روی جملههای تند. درمانش تمرین نگه داشتن است: جمله بلند را بشنوید و پیش از تمام شدنش شروع نکنید به ترجمه.
اگر آلمانی معیار نبوده، نشانهها فرق میکنند: خودِ صداها غلط درآمدهاند، جملههای کوتاه هم شکست خوردهاند، متن نوشتهشده غافلگیرتان میکند، و با یک نفر پیش میآید و با نفر بعدی نه. درمانش مواجهه با همان گونه است و نه چیز دیگری.
واژه بیشتر جواب هیچکدام از این دو نیست، و همان چیزی است که تقریباً هر زبانآموزی سراغش میرود، چون تنها کاری است که راهش معلوم است. دو هفته پرویز همین بود.
آلمانی معیار یک زبان نوشتاری بود و بعد پخش شد
آلمانی معیار بهعنوان زبان نوشتاری سرِ هم شد و بهعنوان زبان نوشتاری هم پخش شد، پس تقریباً هیچکس در خانه فقط هسته را حرف نمیزند. بیرون از آن هسته، لایههای دیگری هست: معیار با دقت گفتهشده در خبر و کلاس درس، معیار منطقهای با مصوتهای محلی، و گفتار روزمره که دستور محلی در آن هست.
بیرونترین لایهها گویشهای واقعیاند و آلمانی سوئیس، که در تلویزیون آلمان زیرنویس میشود. نکته عملی این است که یک آدم در یک بعدازظهر بین دو سه تا از این حلقهها جابهجا میشود، بسته به اینکه با چه کسی حرف میزند.
برای شما این یعنی انتخاب ماده باید عمدی باشد. اگر مقصدتان دانشگاه در آلمان است، معیار با دقت گفتهشده و معیار منطقهای کافی است؛ اگر مقصدتان کار در یک شهر مشخص است، همان یک گونه را باید وارد ورودی روزانهتان کنید و بقیه را رها کنید.
در ایران هیچکس گویش را جدی نمیگیرد
آمادهسازی آلمانی در ایران کاملاً روی معیار است و دلیلش آزمون است: آزمون فقط معیار میدهد. پس داوطلب سه سال معیار میشنود، نمره لیسنینگ خوبی میگیرد، و هیچوقت به او گفته نمیشود که مقصدش ممکن است بایرن باشد.
ایستادن در همان لحظه ورود پیدا میشود و نه پیش از آن. بدترین شکلش وقتی است که برداشت آدم این باشد که آلمانیاش ضعیف است، در حالی که آلمانیاش خوب است و آنچه شنیده آلمانی معیار نبوده. کسی هم این را نمیگوید چون در کلاس تهران این تفاوت وجود ندارد.
کار درست پیش از رفتن یک ساعت است: نام شهر مقصد را بردارید و ده دقیقه ویدیوی محلی همان شهر ببینید. اگر سخت بود، مسئله شماست؛ اگر همان ویدیو با زیرنویس آلمانی راحت شد، مسئله گونه بود و درمانش شش هفته مواجهه است و نه شش ماه واژه.
یک سقف، چند زبان زیرش
آدمها واقعاً چه حرف میزنند، از معیار به بیرون
از داخل به بیرون بخوانید. هسته همان است که به شما یاد دادهاند، و تقریباً هیچکس در خانه فقط هسته را حرف نمیزند.
- معیارآلمانی معیار نوشتاریبهعنوان زبان نوشتاری سرِ هم شد و به همان شکل پخش شد
- ۰۲معیار، با دقت گفتهشدهخبر، کلاس درس، و شمال آلمان که آن را آموخته دریافت کرد
- ۰۳معیار منطقهایمعیار با مصوتها و عادتهای محلی، همهجا فهمیده میشود
- ۰۴گفتار روزمرهگفتار هر روز با دستور محلی در آن، که زیرنویس برایش پیدا میشود
- ۰۵یک گویشبایرنی، آلمانیک، آلمانی سفلی: نظامهایی با قاعدههای خودشان
- ۰۶آلمانی سوئیسنوشتار معیار، گفتار چیز دیگری، و در تلویزیون آلمان زیرنویس میشود
لایهها یکنواخت کشیده شدهاند و در هیچ جای واقعی یکنواخت نیستند. اینکه یک آدم کجا مینشیند به منطقه و موقعیت و طرف مقابل بستگی دارد، و همان یک آدم در یک بعدازظهر میان دو سه حلقه جابهجا میشود.
دو منبع، و یکیشان عمداً غیرمعیار است
ARD Mediathek جای انتظار برای پیدا شدن تولیدهای آلمانی روی سرویسی که از قبل پولش را میدهید را میگیرد. تا ۲۰۲۶ بدون حساب کاربری رایگان است و بیشترش زیرنویس آلمانی دارد، و همان زیرنویس آلمانی است که کار را از حدس زدن به مقایسه تبدیل میکند.
تولیدهای سوئیسی و اتریشی با زیرنویس آلمانی جای این فرض را میگیرند که معیار کل قلمرو زبان را میپوشاند. رایگاناند، و مسیر زیرنویس همان چیزی است که تفاوتها را یادگرفتنی میکند: چیزی را میشنوید که با نوشتهاش نمیخواند، و همان اختلاف درس است.
خطا: خواندن واژه بیشتر برای مسئلهای که واژهای نیست
هر دو شکست این صفحه با واژه بیشتر درست نمیشوند، و واژه بیشتر تنها کاری است که راهش معلوم است و اندازهگیری هم میشود. به همین دلیل هم انتخاب پیشفرض است.
آزمون سه دقیقهای پیش از هر تصمیمی: متن همان سی ثانیه را باز کنید. اگر متن راحت خوانده شد و هیچ واژه ناآشنایی نداشت، مسئله واژه نبود. پرویز از همان سی ثانیه فهمید که دو هفتهاش را جای اشتباهی گذاشته بود.
بعد از این هشت مورد
برای انتخاب ماده در سختی درست، مطلبی کمی بالاتر از سطح شما، و اینکه چرا همانجا نقطه شیرین است شرط اول را میبندد. برای تصمیم زیرنویس روشن، خاموش، یا انگلیسی، و اینکه هرکدام کِی کمک میکند همان تصمیم را حل کرده، و انتخاب اینکه چه تماشا کنید، و کاری که موقع تماشا باید بکنید روش تماشا را میدهد.
پرسش بعدی این است که همان قلاب پایان جمله، وقتی خودتان حرف میزنید چه بلایی سرتان میآورد: ساختن جمله وقتی فعل ته آن است جواب میدهد، و صداهایی که این کاهشها رویشان اجرا میشوند در املای باقاعده، و صداهایی که فارسی ندارد.