در آلمانی باید بدانید جمله چطور تمام میشود پیش از آنکه شروعش کنید. اسم مفعولی و مصدر و پیشوند جداشدنی همه در انتهای مطلق مینشینند، و آن انتها در قدم اول تصمیم گرفته میشود. فارسی هم فعل را آخر میگذارد، پس این برنامهریزی از قبل برایتان تازه نیست؛ چیزی که تازه است اینکه در جمله اصلی فعل صرفشده جلو میآید و بقیهاش آخر میماند.
هشت مورد زیر همان چیزهایی هستند که یک نوبت گفتوگو را با کمترین برنامهریزی راه میاندازند.
هشت رشتهای که برنامهریزی را ارزان میکنند
- denn جای weil را میگیرد و فعل را ته جمله نمیبرد، پس هیچ برنامهریزیای لازم ندارد.
- und و aber و oder هم فعل را در جای دوم نگه میدارند.
- Genau برای موافقت، جای «دقیقاً».
- Also برای شروع کردن وقتی جمله هنوز آماده نیست.
- Alles klar برای بستن یک توضیح، جای «باشه».
- Doch برای رد کردن یک جمله منفی، که فارسی معادلش را ندارد.
- Mal داخل جمله، که آن را نرم میکند: Sag mal.
- du و Sie، و اینکه در آلمان تا دعوت نشوید Sie میمانید.
پرویز در بندرانزلی شش ماه آلمانی خوانده بود و در جلسه اول کارآموزیاش میخواست بگوید چون قطار دیر کرده رسیدنش عقب افتاد. با weil شروع کرد، وسط جمله فهمید نمیداند فعل آخر چه شکلی میشود، و ایستاد. همان جمله با denn هیچ برنامهریزیای لازم نداشت.
چهار تعهد، و آن یکی که میشکند
یک جمله نیمهبرنامهریزیشده بیرون نمیآید. اول نوع جمله، که جای فعل را قطعی میکند. بعد چیزی که جلوی فعل میایستد، دقیقاً یک عنصر. بعد آنچه قلاب را میبندد، که همین حالا باید معلوم باشد و آخر گفته میشود. و بعد وسط، که آزاد است و تاکید در آن زندگی میکند.
حلقه سومی است که میشکند، و در انتهای جملهای میشکند که چهار ثانیه قبل شروع شده بود. ایستادن وسط جمله در آلمانی هم گران است چون شنونده هنوز فعل را نشنیده و نمیداند حرف شما درباره چه بود.
تمام کاری که این صفحه پیشنهاد میدهد این است که همان حلقه سوم را ارزان کنید. ستون اول حرفهای ربط یک راه کامل برای آلمانی حرف زدن است که یک سختی را عقب میاندازد، و denn بهتنهایی کار weil را با هزینه برنامهریزی صفر انجام میدهد.
در ایران آلمانی برای آزمون خوانده میشود و آزمون weil را میخواهد
آمادهسازی آلمانی در ایران به آزمون گره خورده، و آزمون جمله پیرو را نمره میدهد. پس weil و dass و obwohl از هفته سوم تمرین میشوند و denn تقریباً هیچوقت، چون در برگه امتیاز اضافهای نمیآورد.
نتیجهاش این است که در نوشتن جمله پیرو خوب میسازید و در حرف زدن میایستید، و همان ایستادن به بیسوادی تعبیر میشود در حالی که مسئله بودجه برنامهریزی در لحظه است. کسی هم گزارشش نمیکند چون در کلاس فارسیزبان همه در همان جا میایستند.
حرکت درست این است که برای گفتار و نوشتار دو مجموعه جدا داشته باشید. در نوشتار weil، در گفتار denn، و هر دو را بلد باشید. پرویز از هفته بعد همین را کرد و مکثهای وسط جملهاش در دو هفته تقریباً تمام شدند.
هر رابط چه هزینهای دارد
حرفهای ربط، مرتبشده بر اساس کاری که با فعل میکنند
ستونها بر اساس این چیده شدهاند که هرکدام پیش از اجازه شروع جمله چقدر برنامهریزی میخواهند.
- فعل در جای دوم میماند۵
- und
- aber
- denn، که یعنی چون
- oder
- sondern
- فعل به آخر میرود۵
- weil
- dass
- wenn
- obwohl
- damit
- فعل اول۳
- پرسش بله و خیر
- امر
- شرطی بدون wenn
ستون اول نسخه کمارزش ستون دوم نیست. راه کاملی برای آلمانی حرف زدن است که یک سختی را عقب میاندازد، و denn بهتنهایی کار weil را با هزینه برنامهریزی صفر انجام میدهد.
دو جای حرف زدن، و هر دو به دستور صریح نیاز دارند
یک Stammtisch یا Sprachcafé جای خریدن ساعت مکالمه را میگیرد، یعنی یک آدم صبور در هر بار. تا ۲۰۲۶ رایگان است و معمولاً هفتگی، و یک تله دارد که باید صریح گفته شود: اگر کسی در آغاز نگوید، جلسه به انگلیسی میرود.
یک مدل زبانی در گفتوگوی صوتی، با دستور مشخص، جای گفتوگوی ضبطشده را میگیرد که نمیتوانست جواب بدهد. در این حد رایگان است، و محدودیتش همان چیزی است که به آن نیاز دارید: تا صبح منتظرتان میماند، مگر اینکه بگویید وسط حرفتان بپرد.
خطا: شروع کردن جملهای که پایانش را نمیدانید
وسوسه این است که با weil شروع کنید چون درستتر به نظر میرسد و بعد وسط راه دنبال فعل بگردید. مسئله این است که آلمانی وسط جمله جایی برای گشتن نگذاشته: قلاب باید بسته شود و شنونده تا بسته شدنش منتظر است.
قاعده عملی این است که تا وقتی پایان جمله در سرتان نیست، از ستون اول استفاده کنید. این عقبنشینی نیست؛ همان کاری است که گویشورها هم در گفتار سریع میکنند، و denn دقیقاً به همین دلیل در زبان هست.
بعد از این هشت رشته
برای پیدا کردن کسی که جلسه به انگلیسی نرود، تبادلها، اپها، و اینکه یک جلسه مفید را چطور اداره کنید جای شروع است. برای تمرین بیکسی در اتاق حرف زدن همراه با یک ضبط، و کاری که درست میکند سرعت را میسازد، و اگر پیش از هر جمله یک لحظه یخ میزنید این یخ زدن از کجا میآید و چه چیزی حلش میکند.
پرسش بعدی این است که وقتی جمله بیرون آمد، شناسههای داخلش را چه چیزی تعیین میکند: از نهادی تا اضافی، و اینکه هر حرف اضافه کدام را میگیرد جواب میدهد، و جای فعل در هر نوع جمله در ترتیب واژهای که فعل را جابهجا میکند، و قاعدههایش.