Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش لغات آلمانیآلمانی

چهار واژه که خودشان را توضیح می‌دهند و چهار مورد که نمی‌دهند، سه گروه پیشوند و آن یکی که ارزش کارت دارد، و غربالی که دو ثانیه طول می‌کشد.

۶بخش
۴دقیقه خواندن
۳عمق

یک بنیاد، فعل‌های بسیار

stellen، و کاری که پیشوندها با آن می‌کنند

پیشوند تقریباً همان بنیاد است که از پشت یک حرف اضافه دیده شده، و همین یک فهرست بلند از فعل‌ها را به فهرست کوتاه‌تری از اجزا تبدیل می‌کند.

  • جای چیزی در فضاپیشوندهایی که هنوز کار لفظی خودشان را می‌کنند
    • aufstellen، برپا کردن
    • abstellen، زمین گذاشتن یا خاموش کردن
    • hinstellen، آن‌جا گذاشتن
  • تنظیم کردن یک چیزگروهی که دیگر هیچ شبیه گذاشتن نیست
    • einstellen، تنظیم کردن یا استخدام کردن
    • umstellen، بازچینی کردن
    • feststellen، احراز کردن
stellen، گذاشتن
  • در دسترس گذاشتن چیزیجایی که معنا یک قدم جابه‌جا شده
    • ausstellen، نمایش دادن یا صادر کردن
    • bereitstellen، فراهم کردن
    • vorstellen، معرفی کردن یا تصور کردن

شاخه سوم همان‌جایی است که سیستم دیگر پول نمی‌دهد، و همان‌ها ارزش کارت دارند. شاخه اول رمزگشایی می‌شود و شاخه دوم حدس زده می‌شود، و بیشترِ صرفه‌جویی همین است.

«بیمارستان» از بیمار و ستان ساخته شده و Krankenhaus از krank و Haus. «آشپزخانه» و «کارخانه» و «دستکش» هم همین‌طورند. فارسی واژه‌هایش را با چسباندن می‌سازد و آلمانی هم، پس واژه‌های بلند آلمانی برای شما رمزگشایی‌شدنی‌اند و همان عادتی را می‌خواهند که از قبل دارید.

چیزی که مجانی نیست فعل‌های پیشوندی‌اند. هشت مورد زیر هر دو طرف را نشان می‌دهند: چهار واژه که خودشان را توضیح می‌دهند و چهار مورد که نمی‌دهند.

هشت واژه، و اینکه کدامشان رمزگشایی می‌شوند

  • Handschuh یعنی دستکش، از Hand و Schuh، و اجزایش همان اجزای فارسی‌اند.
  • Krankenhaus یعنی بیمارستان، از krank و Haus، با همان ساخت «جای بیمار».
  • Rathaus یعنی ساختمان شهرداری، از Rat به معنای شورا و Haus.
  • Wörterbuch یعنی دیکشنری، از Wörter و Buch، یعنی کتابِ واژه‌ها.
  • bekommen یعنی گرفتن، نه شدن، و هیچ‌کدام از اجزایش این را نمی‌گویند.
  • Gift یعنی زهر، و هیچ ربطی به هدیه ندارد.
  • aktuell یعنی کنونی، نه واقعی.
  • einstellen هم تنظیم کردن است و هم استخدام کردن، و از stellen حدس زدنی نیست.

سعید در خرم‌آباد یک متن فنی آلمانی می‌خواند و واژه بیست و سه حرفی وسط جمله را در چند ثانیه باز کرد، چون سه جزئش را می‌شناخت. جمله بعدی einstellen داشت و همان‌جا ایستاد: هر دو بخشش را می‌شناخت و معنایش هیچ‌کدامشان نبود.

یک بنیاد، و کاری که پیشوندها با آن می‌کنند

پیشوند تقریباً همان بنیاد است که از پشت یک حرف اضافه دیده شده، و همین یک فهرست بلند از فعل‌ها را به فهرست کوتاه‌تری از اجزا تبدیل می‌کند. stellen یعنی گذاشتن، و aufstellen و abstellen و hinstellen هر سه هنوز درباره گذاشتن‌اند و از اجزایشان درمی‌آیند.

گروه دوم یک قدم دور شده و هنوز حدس‌زدنی است: ausstellen نمایش دادن یا صادر کردن است، bereitstellen فراهم کردن، و vorstellen معرفی کردن یا تصور کردن. کسی که حرف اضافه را بشناسد این‌ها را در یک متن می‌گیرد، حتی اگر خودش نتواند بسازدشان.

گروه سوم جایی است که سیستم دیگر پول نمی‌دهد: einstellen و umstellen و feststellen اصلاً شبیه گذاشتن نیستند. همین گروه سوم است که ارزش کارت دارد، و دو گروه اول ارزش ندارند چون یکی رمزگشایی می‌شود و دیگری حدس زده می‌شود.

در ایران خواندن جلو می‌رود و دسته کارت بزرگ می‌شود

آلمانی در ایران معمولاً برای تحصیل خوانده می‌شود، پس ورودی اصلی متن است و خواندن سریع جلو می‌افتد. مسئله جایی پیدا می‌شود که همان روش خواندن را به دسته کارت هم بیاورند: هر واژه بلندی که در متن دیده می‌شود یک کارت می‌گیرد.

سه هفته بعد صف مرور از توان روزانه بزرگ‌تر است و بیشتر کارت‌ها واژه‌هایی هستند که نویسنده همان صبح ساخته و دیگر هیچ‌جا تکرار نمی‌شوند. برداشت متعارف این است که آلمانی واژه‌های زیادی دارد، در حالی که چیزی که زیاد بوده کارت است و نه واژه.

غربال دو ثانیه‌ای این را می‌بندد: از اجزایش درمی‌آید یا نه. اگر درمی‌آید، کارت نمی‌خواهد، هرچقدر هم بلند باشد. اگر درنمی‌آید و از مجموع اجزایش بیشتر است، کارت می‌خواهد، هرچقدر هم کوتاه باشد. Handschuh می‌ماند و واژه بیست و سه حرفی می‌رود.

چه چیزی کارت می‌گیرد

از هر واژه آلمانی که می‌بینید تا آن چند تایی که وارد دسته می‌شوند

بیشتر واژه‌های آلمانی با آزمونی دو ثانیه‌ای حذف می‌شوند، و آن آزمون این است که اجزایش از قبل معلوم‌اند یا نه.

  1. هر واژه در متناز جمله آن‌هایی که نویسنده همان صبح سرِ هم کرده
  2. از اجزایش درنمی‌آیدهمین یکی به‌تنهایی بیشتر واژه‌های بلند را حذف می‌کند
  3. از مجموع اجزایش بیشتر استHandschuh می‌ماند و واژه بیست و سه حرفی می‌رود
  4. دوباره خواهید دیدشفراوانی، صادقانه سنجیده‌شده، و معمولاً بیش از واقع برآورد می‌شود
  5. با هرچه لازم دارد ذخیره‌شدهجنس و جمع برای اسم، و حالت برای فعل

روی نوارها هیچ عددی نیست چون کسی خواندن شما را نشمرده. ادعا ترتیب غربال‌هاست: اعمال کردن غربال دوم پیش از چهارم همان چیزی است که یک دسته آلمانی را در اندازه‌ای نگه می‌دارد که یک آدم واقعاً بتواند مرورش کند.

دو مرجع، و بخش مفیدشان

Leo جای Langenscheidt چاپی را می‌گیرد، که چهار مترادف نزدیک فهرست می‌کرد و هیچ راهی برای انتخاب میانشان نمی‌داد. تا ۲۰۲۶ رایگان است و بخش مفیدش رشته انجمن زیر هر مدخل است، جایی که گویشورها سر تفاوت همان چهار مترادف بحث می‌کنند.

مدخل‌های فعل آلمانی در ویکی‌واژه جای حدس زدن جداشدنی بودن از روی تکیه را می‌گیرد، که لازمه‌اش این است که واژه را شنیده باشید. رایگان است و صرف کامل و جمع اسم‌ها را دارد، و برای این صفحه همان جداشدنی بودن مهم‌ترین قلم است چون جای پیشوند در جمله را تعیین می‌کند.

خطا: کارت گرفتن برای واژه‌ای که یک بار ساخته شده

واژه بلند در متن چشمگیر است و همان چشمگیری باعث می‌شود کارت بگیرد. مسئله این است که بلندی هیچ ربطی به فراوانی ندارد: آلمانی اجازه می‌دهد نویسنده در لحظه واژه بسازد، و آن واژه دقیقاً یک بار در تاریخ زبان وجود دارد.

سعید وقتی غربال را اعمال کرد، از چهارصد کارتش صد و شصت‌تا بیرون رفت و همه‌شان واژه‌های بلند بودند. چیزی که ماند کوتاه بود و پیشوندی، و همان‌ها بودند که در متن بعدی هم برگشتند.

بعد از این هشت واژه

برای اینکه دسته کارت به اندازه قابل مرور بماند، ساختن کارتی که یاد بدهد، نه کارتی که روی هم انباشته شود همان غربال را باز می‌کند. برای دیدن فعل‌های پیشوندی در متن واقعی مطلبی کمی بالاتر از سطح شما، و اینکه چرا همان‌جا نقطه شیرین است ماده را انتخاب می‌کند، و اگر مسئله همنشین‌هاست کدام واژه‌ها را انگلیسی کنار هم می‌گذارد و کدام‌ها را هرگز همان قاعده را در زبان دیگری نشان می‌دهد.

پرسش بعدی این است که پیشوند جداشدنی در جمله کجا می‌نشیند، چون معنایش را دانستن کافی نیست: ترتیب واژه‌ای که فعل را جابه‌جا می‌کند، و قاعده‌هایش جواب می‌دهد، و اینکه همین واژه‌ها چطور خوانده می‌شوند در املای باقاعده، و صداهایی که فارسی ندارد.

کنار این

بالای این