Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش انگلیسی برای کارانگلیسی · انگلیسی در جلسه، ارائه به انگلیسی، نامه و گزارش کاری و ۳ مورد دیگر

ده رشته که یک نوبت جلسه را می‌گیرند و پس می‌دهند، چهار حرکتی که پشتشان است، و اینکه چرا انگلیسی روان با تامین‌کننده استانبولی در مصاحبه لندنی از کار می‌افتد.

۶شاخه
۶زیرمجموعه
۳عمق

یک نوبت، عمدی گرفته‌شده

چهار حرکت، و فقط سومی همان چیزی است که می‌خواستید بگویید

ترتیب خودش نکته است. هر پله اینجا هست تا برای پله بعدی وقت بخرد، و به همین دلیل هیچ‌کدام حذف‌شدنی نیستند.

  1. ۰۱نوبت را پیش از وجود داشتن جمله بگیریدسه واژه که هیچ محتوایی حمل نمی‌کنند: sorry, can I just
  2. ۰۲نام ببرید که جوابِ چه چیزی را می‌دهیدتکرار عبارت خودشان دو ثانیه می‌خرد و ثابت می‌کند گوش می‌دادید
  3. ۰۳آن یک چیز را بگوییددر هر نوبت یک نکته. نکته دوم یعنی نوبت دوم
  4. ۰۴نوبت را عمدی پس بدهیدیک پرسش، یا یک اسم، پیش از آنکه اتاق تصمیم بگیرد حرفتان تمام شده

اولی را بردارید و نوبت اصلاً اتفاق نمی‌افتد. آخری را بردارید و کسی وسط حرف نوبت را از شما می‌گیرد، و درسی که از آن می‌گیرید درس غلطی است.

در یک جلسه، نوبت به کسی می‌رسد که شروع می‌کند، نه به کسی که جمله‌اش آماده است. سه واژه‌ای که نوبت را می‌گیرند هیچ محتوایی ندارند و همین بی‌محتوا بودن کارشان است: Sorry, can I just، و بعد وقت دارید جمله را همان‌جا بسازید.

ده رشته زیر یک نوبت کامل را می‌گیرند، نگه می‌دارند و پس می‌دهند. هیچ‌کدام واژه تخصصی ندارند و همه‌شان در اتاقی که طرف مقابلش انگلیسی‌زبان نیست هم کار می‌کنند، که برای بیشتر خوانندگان اینجا حالت رایج‌تر است.

ده رشته‌ای که یک نوبت را می‌گیرند و پس می‌دهند

چهار حرکت پشت این ده‌تا هست: گرفتن نوبت، نام بردن از چیزی که جوابش را می‌دهید، گفتن آن یک چیز، و پس دادن نوبت.

  • گرفتن نوبت وسط حرف، غیررسمی: Sorry, can I just.
  • همان کار در جلسه‌ای رسمی‌تر: Can I come in on that?
  • وصل کردن حرفتان به حرف قبلی: Just to pick up on what you said about.
  • خریدن دو ثانیه با تکرار حرف طرف مقابل: So if I understand correctly.
  • گرفتن تایید پیش از ادامه دادن: Can I check I have that right?
  • گفتن آن یک چیز، به‌عنوان پیشنهاد و نه حکم: What I would suggest is.
  • کنار گذاشتن موضوعی که الان جایش نیست: Can we park that for now?
  • نبستن دری که جوابش را ندارید: Let me look into that and come back to you.
  • پس دادن نوبت با یک پرسش: Does that make sense?
  • پس دادن نوبت با یک اسم، که مطمئن‌ترین شکل آن است: What do you think, Nima?

شیدا در مشهد کارشناس زنجیره تامین است و هفته‌ای سه جلسه با تامین‌کننده‌های استانبول و گوانگژو دارد. در جلسه‌ای درباره تاخیر یک محموله، سه بار جمله‌اش را در ذهنش کامل کرد و هر سه بار تا کامل شدن، بحث رفته بود جای دیگر. بار چهارم با Sorry, can I just شروع کرد و جمله را وسط حرف زدن ساخت.

فقط حرکت سوم محتوا دارد

ترتیب این چهار حرکت خودش نکته است. حرکت اول برای حرکت دوم وقت می‌خرد و حرکت دوم برای سوم، و به همین دلیل هیچ‌کدام حذف‌شدنی نیستند. اگر اولی را بردارید نوبت اصلاً اتفاق نمی‌افتد؛ اگر آخری را بردارید وسط حرف نوبت از دستتان می‌رود و درسی که از آن می‌گیرید درس غلطی است.

حرکت دوم بیشترین سود را دارد و کمترین تمرین را می‌گیرد. تکرار کردن عبارت خود طرف مقابل هم دو ثانیه به شما می‌دهد و هم ثابت می‌کند که گوش می‌دادید، و در جلسه‌ای که همه شرکت‌کننده‌ها زبان دوم حرف می‌زنند، نشان دادن اینکه درست شنیده‌اید از هر چیز دیگری بیشتر ارزش دارد.

یک نکته در حرکت سوم هست که آسان زیر پا می‌رود: در هر نوبت یک چیز. نکته دوم یعنی یک نوبت دوم. نوبتی که دو نکته دارد معمولاً روی نکته اول قطع می‌شود و نکته دومش هیچ‌وقت گفته نمی‌شود.

طرف مقابل شما هم انگلیسی‌زبان نیست

بیشتر انگلیسی‌ای که یک متخصص ایرانی در طول سال حرف می‌زند با آدم‌هایی است که آن‌ها هم زبان دومشان است: ترکیه، چین، امارات، هند، روسیه. در آن اتاق‌ها یک انگلیسی مشترک و تخت شکل می‌گیرد که همه کامل می‌فهمندش، و بازخوردی که می‌گیرید صددرصد مثبت است.

ایستادن دقیقاً همان‌جاست. سال‌ها روان و بی‌مشکل کار می‌کنید و نتیجه می‌گیرید انگلیسی کاری‌تان خوب است، تا اولین مصاحبه با یک مدیر بریتانیایی که سرعتش دو برابر است، وسط حرف می‌پرد، و اصطلاح به کار می‌برد. آنچه عوض شده انگلیسی شما نیست، اتاق است.

هر دو اتاق را می‌شود با یک مجموعه اداره کرد و آن مجموعه همان ده سطر بالاست، چون هیچ‌کدامشان به سرعت طرف مقابل و به اصطلاح وابسته نیستند. چیزی که باید جداگانه تمرین شود شنیدن است و نه گفتن: یک ضبط از یک جلسه واقعی با گوینده‌های بومی، هفته‌ای یکی.

شش اتاق

شش موقعیت که یک سطح‌اند

هیچ‌کدام مهارت جداگانه‌ای نیستند. یک چیزند، انگلیسی حرف زدن وقتی چیزی روی میز است، که بر اساس اینکه چه کسی در اتاق است شش تکه شده.

چیزی روی میز است
  • یک جلسهگرفتن نوبت، و یک نکته در هر نوبت
  • یک ارائهاز پیش نوشته‌شده، تا لحظه‌ای که پرسش‌ها شروع شوند
  • نوشته‌ای که خوانده می‌شودنود ثانیه، یا اصلاً
  • یک مصاحبهتنها اتاقی که اعتراف می‌کند دارد قضاوت می‌کند
  • یک مذاکرهجایی که محتاط حرف زدن از ادب به پول تبدیل می‌شود
  • رشته خودتاندویست واژه، که هر روز تکرار می‌شوند
  • یک جلسهگرفتن نوبت، و یک نکته در هر نوبت
  • یک ارائهاز پیش نوشته‌شده، تا لحظه‌ای که پرسش‌ها شروع شوند
  • نوشته‌ای که خوانده می‌شودنود ثانیه، یا اصلاً
  • یک مصاحبهتنها اتاقی که اعتراف می‌کند دارد قضاوت می‌کند
  • یک مذاکرهجایی که محتاط حرف زدن از ادب به پول تبدیل می‌شود
  • رشته خودتاندویست واژه، که هر روز تکرار می‌شوند

خانه‌ها به هم چسبیده‌اند چون شکست در هر شش‌تا یکی است، و در هیچ‌کدامشان واژه نیست. تصمیم به صبر کردن تا آماده شدن جمله است.

دو منبع که همین حالا در دسترس‌اند

اولی متنی است که نرم‌افزار جلسه‌تان خودش می‌نویسد. جای این را می‌گیرد که بعد از جلسه یادتان بیاید چه چیزی را نگفتید، که هیچ‌وقت چیزی از آن باقی نمی‌ماند. تا ۲۰۲۶ در بیشتر حساب‌های کاری هست و مالکش کارفرماست، پس با همان فرض بازش کنید. کاری که باید بکنید این است که دنبال جاهایی بگردید که اسم شما نیست و باید می‌بود.

دومی بیست آگهی شغلی برای یک پله بالاتر از موقعیت فعلی شماست. جای دوره عمومی انگلیسی تجاری را می‌گیرد، که واژگان کسب‌وکار را یاد می‌دهد و نه واژگان کار شما. رایگان است و صدها تا از آن هست، و از ایران هم بازند چون هیچ پرداختی لازم ندارند. دویست واژه‌ای که در آن بیست آگهی تکرار می‌شوند، فهرست واژگان تخصصی شما هستند و کسی دیگر آن را برایتان نمی‌نویسد.

خطا: خریدن اصطلاح برای اینکه بومی به نظر برسید

دوره‌های اصطلاحات تجاری همان چیزهایی را می‌فروشند که بومی به نظر می‌رسند. در اتاقی که طرف مقابل زبان دومی است، همان اصطلاح‌ها فهم را کم می‌کنند و جلسه را طولانی‌تر؛ در اتاقی که طرف مقابل بومی است، اصطلاحی که یک زبان‌آموز به کار می‌برد اجراشده به گوش می‌آید و نه طبیعی.

ده رشته بالا در هر دو اتاق کار می‌کنند و هیچ‌کدامشان اصطلاح نیستند. هزینه‌شان هم صفر است: هیچ واژه تازه‌ای در آن‌ها نیست و تنها چیزی که لازم دارند این است که پیش از ساختن جمله بیرون بیایند.

از کجای شش شاخه شروع کنید

اگر بیشتر وقتتان در جلسه می‌گذرد، وسط حرف آمدن، موافقت و مخالفت، بدون اینکه به کسی بربخورد ادامه مستقیم همان چهار حرکت است. اگر پرونده‌ای برای بیرون از ایران باز کرده‌اید، پرسش‌ها، و جواب‌هایی که صدای یک آدم دارند تنها اتاقی را باز می‌کند که خودش اعتراف می‌کند دارد قضاوت می‌کند.

برای متنی که کسی واقعاً می‌خواندش گزارش، پروپوزال، و ایمیل‌هایی که جواب می‌گیرند هست، و آن دویست واژه‌ای که از آگهی‌ها بیرون کشیدید در دویست واژه‌ای که در صنعت شما اهمیت دارند مرتب می‌شوند. پرسش بعدی این است که وقتی نوبت را گرفتید و طرف مقابل تند جواب داد چه می‌کنید، چون گرفتن نوبت نیمی از کار است: رسیدن از جمله درست به حرف زدن بدون مکث نیمه دیگرش را می‌سازد، و شکل نوشتاری همین حرکت‌ها در ایمیل، مقاله و گزارشی که مثل ترجمه خوانده نشود است.

درون این، ۶

کنار این

بالای این