Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش گرامر انگلیسیانگلیسی · زمان‌های فعل، جملات شرطی، حرف تعریف و ۴ مورد دیگر

هفت عادت فارسی که جمله انگلیسی را از پیش می‌نویسند، از ضمیر اضافه در جمله وصفی تا نقل قولی که زمانش عقب نرفته، و جایی که هر هفت‌تا بالاخره خرج برمی‌دارند.

۷شاخه
۷زیرمجموعه
۳عمق

دو راه برای یک کار

نقش واژه کجا نوشته می‌شود

هر کاری که فارسی با یک نشانه روی واژه انجام می‌دهد، انگلیسی با یک جای ثابت یا یک واژه جدا انجام می‌دهد.

فارسی، که روی خودِ واژه علامت می‌گذاردرا، کسره اضافه، شناسه فعل
انگلیسی، که جای واژه را علامت می‌گیردخود واژه تقریباً دست‌نخورده می‌ماند
چه کسی چه کاری با چه کسی کردرا، که روی مفعول می‌نشیندپیش از فعل، یا پس از آن
اینکه جمله پرسشی استآیا در آغاز، یا فقط آهنگ صدافعل کمکی که جلو می‌آید
اینکه جمله منفی استپیشوند نفی که به فعل می‌چسبددو واژه جدا در یک جای ثابت
اینکه صفت به کدام اسم می‌چسبدکسره اضافه پس از اسماسمی که بلافاصله بعدش می‌آید
اینکه فاعل کیستشناسه‌ای که ته فعل می‌نشیندواژه‌ای جدا که حذفش ممنوع است

فارسی هیچ‌کدام از این پنج کار را به جای واژه نسپرده است، و به همین دلیل جای واژه در فارسی آزاد و در انگلیسی بسته است. هر سطر یک عادت است که باید عوض شود، نه یک قاعده که باید حفظ شود.

«مردی که او را دیدم» در فارسی جمله‌ای بی‌عیب است. واژه‌به‌واژه که به انگلیسی برود the man that I saw him بیرون می‌آید، و آن جمله انگلیسی نیست. یک ضمیر اضافه دارد که فارسی به آن نیاز دارد و انگلیسی جایی برایش نگذاشته است. شکل درست the man that I saw است، و کاری که «او را» در فارسی می‌کند، در انگلیسی همان that انجام داده و دوباره گفتنش جمله را دو بار مفعول‌دار می‌کند.

این یکی از چند جای ثابت است که نقشه جمله فارسی، جمله انگلیسی را از پیش می‌نویسد. هیچ‌کدام کمبود واژه نیستند و هیچ‌کدام هم موقع خواندن دیده نمی‌شوند، پس می‌توانند بیست سال دست‌نخورده بمانند.

هفت جمله‌ای که فارسی برایتان می‌نویسد

هر سطر یک عادت فارسی است، شکلی که از آن بیرون می‌آید و جمله‌ای که باید جایش بنشیند. هر هفت جمله برای همین صفحه ساخته شده‌اند.

  • «مردی که او را دیدم». فارسی ضمیر را نگه می‌دارد و انگلیسی حذفش می‌کند: the man that I saw.
  • «باران می‌آید». جمله فارسی فاعل ندارد و انگلیسی هر جمله را فاعل‌دار می‌خواهد، حتی وقتی فاعلی در کار نیست: It is raining.
  • «هیچ‌کس نیامد». فارسی دو بار منفی می‌کند و انگلیسی یک بار: Nobody came.
  • «کتاب‌ها روی میز است». فارسی برای جمعِ بی‌جان فعل مفرد می‌آورد و انگلیسی این استثنا را ندارد: The books are on the table.
  • «اگرچه مغازه بسته بود، ولی نسرین ماند». فارسی هر دو حرف ربط را می‌گذارد و انگلیسی فقط یکی را می‌پذیرد: Although the shop was closed, Nasrin waited.
  • «گفت که می‌آید». فارسی زمان نقل قول را عقب نمی‌برد و انگلیسی می‌برد: He said he was coming.
  • «خیلی بهتر از پارسال». «خیلی» پیش از صفت تفضیلی در انگلیسی very نمی‌شود: much better than last year.

نسرین دانشجوی ارشد در همدان است و برای استادی در اتاوا نامه می‌نویسد. در پیش‌نویس اولِ نامه، شش تا از این هفت عادت هست و هر شش جمله هم کاملاً قابل فهم‌اند. استاد جواب می‌دهد، بدفهمی‌ای پیش نمی‌آید، و هیچ‌کس هم چیزی را تصحیح نمی‌کند. همین است که این هفت عادت را ماندگار می‌کند.

فارسی خود واژه را علامت می‌زند، انگلیسی جای واژه را

هر هفت سطر بالا از یک تفاوت واحد بیرون می‌آیند. فارسی نقش هر واژه را روی خودش می‌نویسد: «را» می‌گوید این مفعول است، کسره اضافه می‌گوید این صفت به آن اسم می‌چسبد، و شناسه ته فعل می‌گوید فاعل کیست. چون نقش‌ها روی واژه‌ها سوارند، جای واژه‌ها در فارسی آزاد می‌ماند و «کتاب را نسرین برد» همان معنایی را می‌دهد که «نسرین کتاب را برد».

انگلیسی این نشانه‌ها را ندارد و نقش هر واژه را جایش در جمله تعیین می‌کند، پس جای واژه خودش دستور زبان است و نه سلیقه. Nasrin phoned the professor و The professor phoned Nasrin از شش واژه یکسان ساخته شده‌اند و دو خبر متفاوت می‌دهند، و هیچ چیز دیگری در این دو جمله تفاوتشان را نشان نمی‌دهد.

وقتی نشانه روی واژه نباشد، کاری که فارسی با یک پسوند می‌کند باید با واژه‌ای جدا انجام شود، و آن واژه حذف‌شدنی نیست. it در It is raining به هیچ چیزی اشاره نمی‌کند و فقط جای خالی فاعل را پر می‌کند، چون انگلیسی جمله بی‌فاعل ندارد. do در پرسش هم معنایی حمل نمی‌کند و فقط جایی است که نشانه پرسش روی آن سوار شود. هر جای خالی که در فارسی خالی می‌ماند، در انگلیسی چیزی در آن گذاشته‌اند.

گرامرتان روی تست چهارگزینه‌ای متوقف شده است

آموزشگاه و کنکور هر دو گرامر را با تست چهارگزینه‌ای می‌سنجند، و تست چهارگزینه‌ای فقط بازشناسی را می‌سنجد. شکل درست همان‌جا روی برگه جلوی چشم شماست و کاری که انجام می‌دهید انتخاب کردن است، نه ساختن. کسی که ده سال تست زده می‌تواند نود درصد بزند و همان روز عصر the man that I saw him بنویسد، چون آن جمله را کسی جلویش نگذاشته بود تا ردش کند.

جایی که این تفاوت خرج برمی‌دارد رایتینگ آزمون است. در تسک دوم آیلتس شما تولیدکننده جمله‌اید و گزینه‌ای در کار نیست، و ممتحن همان چیزی را می‌بیند که تست هرگز نپرسیده بود. نمره گرامر کسی که سال‌ها تست زده معمولاً یک بند پایین‌تر از نمره ریدینگش می‌ایستد و ثابت می‌ماند.

راه بیرون آمدن، تست بیشتر نیست. جمله فارسی خودتان را بدون نگاه به هیچ گزینه‌ای انگلیسی کنید، بعد آن را کنار هفت سطر بالا بگذارید و ببینید کدام عادت در آن هست. ده جمله که این‌طور بازبینی شوند از یک فصل کتاب بیشتر جابه‌جا می‌کنند، چون فصل قاعده را می‌دهد و این کار خطای خودتان را.

بهای خطا

کدام خطاها معنا را عوض می‌کنند و کدام‌ها تذکر می‌گیرند

این دو مجموعه یکی نیستند، و فاصله میانشان همان جایی است که گرامر بی‌سروصدا از حرکت می‌ایستد.

غلط بودنش معنا را عوض می‌کندغلط بودنش چیزی را عوض نمی‌کند

کسی به شما می‌گوید

چارچوبجمله از کار می‌افتد، پس از شما می‌خواهند دوباره بگویید
  • ترتیب واژه‌ها
  • فعل کمکی غایب
آن‌هایی که علامت می‌خورنددر گفت‌وگو هیچ هزینه‌ای ندارند و در برگه آزمون یک نمره
  • املا
  • فعل مفرد با اسم جمع بی‌جان

هیچ‌کس اشاره نمی‌کند

گوشه گرانمعنا جابه‌جا می‌شود و شنونده همان جابه‌جاشده را برمی‌دارد
  • ضمیر تکراری در جمله وصفی
  • نقل قول بدون عقب رفتن زمان
  • منفی دوتایی
قاعده‌هایی که قاعده نیستندهر دو شکل انگلیسی‌اند و کسی به شما گفته یکی‌شان نیست
  • مجهول
  • حرف اضافه در پایان جمله

فقط گوشه پایین چپ خطرناک است، و همان گوشه‌ای است که هیچ گفت‌وگویی گزارشش نمی‌کند. هرچه در مدرسه بابتش تذکر گرفته‌اید در سطر بالا نشسته است.

دو چیزی که روی میز می‌ماند

English Grammar in Use نوشته ریموند مرفی تا ۲۰۲۶ هنوز عاقلانه‌ترین مرجع چاپی است: هر نکته در یک صفحه دوتایی، توضیح در چپ و تمرین در راست. جای برنامه ترمی آموزشگاه را می‌گیرد، که همین مطالب را به ترتیب دوره پخش می‌کند و نه به ترتیب خطاهایی که از راه می‌رسند. نسخه افست آن در ایران ارزان و همه‌جا هست و نسخه نرم‌افزاری‌اش پولی است و پرداختش از داخل ساده نیست، پس کاغذ اینجا انتخاب عملی است نه سلیقه.

چیز تازه از ۲۰۲۳ به بعد این است که می‌شود درباره یک جمله غلط پرسید چرا غلط است. جمله خودتان و شکل تصحیح‌شده‌اش را کنار هم بگذارید و بپرسید کدام قاعده این دو را از هم جدا می‌کند، بعد بپرسید جمله اول شما چه معنایی می‌داد اگر کسی همان‌طور می‌فهمیدش. این کار جای منتظر ماندن تا کلاس هفته بعد را می‌گیرد. در همان سطحی که اینجا لازم است رایگان است، و محدودیتش را هم باید گفت: اگر قاعده‌ای غلط را با اطمینان جلویش بگذارید، تاییدش می‌کند.

خطا: ساختن جمله در فارسی و بعد وصله زدن به ترجمه

خطایی که بیشتر از همه دوام می‌آورد این است که جمله را در فارسی می‌سازید، ترجمه‌اش می‌کنید و بعد خطاهای آشنا را از رویش پاک می‌کنید. کسی که یاد گرفته «او را» را از جمله وصفی بردارد هنوز جمله فارسی می‌سازد و فقط یک وصله بیشتر دارد. فهرست وصله‌ها بلند می‌شود و سرعت نمی‌آید.

جایگزینش این است که از چارچوب انگلیسی شروع کنید و نه از معنا: اول فاعل، بعد فعل، بعد مفعول، و هرچه باقی می‌ماند بعد از آن. نسرین وقتی نامه‌اش را دوباره نوشت، هر جمله را با فاعل شروع کرد و اجازه نداد جمله فارسی اصلاً ساخته شود. شش خطا به یکی رسید و طول نامه هم یک‌سوم کوتاه‌تر شد.

از کدام‌یک از ده شاخه شروع کنید

اگر همین حالا دارید برای آزمون می‌نویسید، ترتیب بر اساس همان جدول بالا تعیین می‌شود و نه بر اساس فهرست کتاب. جایی که انگلیسی اصرار دارد و جایی که دستتان را باز می‌گذارد اول می‌آید، چون چارچوب است و بقیه رویش سوار می‌شوند. بعد who و which و that، و اینکه ویرگول کجا می‌نشیند که ضمیر اضافه را از جمله‌هایتان برمی‌دارد، و بعد عقب بردن حرف کسی یک پله در زمان، که همان دو موردی هستند که در نامه نسرین معنا را جابه‌جا کرده بودند.

هر سه‌تا در خطاهایی که سال‌ها درس خواندن هم پاکشان نمی‌کند دوباره پیدایشان می‌شود، و پرسش بعدی همان‌جاست: وقتی خطایی معنا را عوض نمی‌کند و کسی هم گزارشش نمی‌کند، از کجا بفهمید که دارید مرتکبش می‌شوید؟ جوابش از گرامر نمی‌آید. یا از کسی می‌آید که از جمله درست تا حرف زدن بدون مکث راهش انداخته، یا از متنی که شنیدن سرعت واقعی، بدون زیرنویس و بدون تکرار جلوی گوشتان می‌گذارد و همان ساخت را بیرون از دهان خودتان به شما نشان می‌دهد.

درون این، ۷

بالای این