the وقتی میآید که هم شما بدانید کدام و هم شنونده بتواند همان را پیدا کند. اگر فقط شما بدانید، a میآید یا اسم لخت میماند، و به همین دلیل جمله اول a crate of prawns arrived on Tuesday است و جمله دوم the crate is still in the yard.
فارسی نشانهای روی خود اسم برای این کار ندارد. نزدیکترین چیزش «را» است، «جعبه را آوردند»، و همین شباهت است که کار را خراب میکند: «را» علامت مفعول است نه علامت شناخته بودن، پس به محض اینکه همان جعبه فاعل جمله شود ناپدید میشود و دست شما خالی میماند.
چهار جایی که the میآید
بهنام در بندرعباس آشپز یک رستوران کنار اسکله است و هر صبح سفارش را تحویل میگیرد. این چهار سطر همان چیزی است که یک پیام کوتاه به تامینکننده لازم دارد.
- بار دوم به بعد. جعبه در جمله اول با a وارد شد و از جمله دوم به بعد the crate is still in the yard میشود.
- وقتی در آن موقعیت فقط یکی هست. the manager of the fish market و the sun was already up، چون در آن بازار یک مدیر بیشتر نیست و آسمان یک خورشید دارد.
- وقتی واژههای بعد از اسم آن را میخکوب میکنند. the cheapest crate on the quay پیش از آنکه گفته شود مشخص است کدام.
- با صفت عالی و با ترتیب. همان سطر بالا با cheapest، و the first crate برای اولین جعبه روز.
سه جایی که هیچ چیز نمیآید
اسم جمع و اسم غیرقابلشمارش وقتی درباره خودشان به طور کلی حرف میزنید لخت میمانند: prawns spoil fast in July و rice is cheaper this month. همین قاعده است که life is expensive in Bandar Abbas را درست میکند، و the life که فارسیزبانها مینویسند از قاعده «را» میآید نه از انگلیسی.
در برابر این، شغل همیشه a میگیرد: she is a chef and he is a driver. فارسی میگوید «آشپز است» و هیچ چیزی جلوی آن نمیگذارد، و این یکی از معدود جاهایی است که فارسی چیزی کم دارد و انگلیسی چیزی اضافه میخواهد.
جایی که کار میایستد: شناخته بودن با فاعل ناپدید میشود
کسی که «را» را الگو گرفته در جملههای مفعولی درست مینویسد و در جملههای فاعلی میافتد. بهنام در پیامش نوشت crate was heavy، چون در فارسی همان جمله «جعبه سنگین بود» است و هیچ نشانهای ندارد. دو خط بالاتر، جایی که همان جعبه مفعول بود، the را درست گذاشته بود.
هیچکس این را تصحیح نمیکند. تامینکننده منظور را میفهمد و جواب میدهد، پس خطا هیچوقت برنمیگردد. جایی که برمیگردد برگه رایتینگ آزمون است، و شکل برگشتنش هم گمراهکننده است: تکتک این خطاها کوچکاند و ممتحن هیچکدام را جدی نمیگیرد، اما تراکمشان در دویست و پنجاه کلمه همان چیزی است که نمره دقت گرامری را یک بند پایین نگه میدارد.
تشخیصش یک حرکت دارد: هر اسمی را که در جمله فاعل است جدا کنید و از خودتان بپرسید اگر مفعول بود «را» میگرفت یا نه. اگر جواب بله است، the لازم دارد. این ترجمه نیست، استفاده از نشانهای است که فارسی به شما داده و در جای اشتباهی گذاشته است.
چیزی که حرف تعریف را دیدنی میکند
Anki تا ۲۰۲۶ همان نرمافزار مرور فاصلهدار است و اینجا یک کار خاص انجام میدهد: جملههای خودتان را وارد کنید و به جای واژه، حرف تعریف را حذف کنید. مسئله حرف تعریف این است که دیده نمیشود، پس تنها راه تمرینش این است که همان را جای خالی کنید. جای فلشکارت کاغذی را گرفت و پیش از آن جای دفترچه لغتی را که فقط از اول تا آخر خوانده میشد. روی دسکتاپ و اندروید رایگان است و روی iOS پولی، و همان قیمت iOS چیزی است که باید صادقانه گفته شود.
دو شکلی که از فارسی میآیند
اولی the اضافه روی اسم کلی است: the rice is cheaper. جمله میگوید یک برنج مشخص که هر دو میشناسیم، و منظور شما اصلاً این نبود. دومی حذف a پیش از شغل و پیش از اسم مفرد شمردنی است: she is chef یا I need knife. هیچ اسم مفرد شمردنی در انگلیسی لخت نمیماند، و این تنها قاعدهای است در این صفحه که استثنا ندارد.
هر دو خطا از یک جا میآیند، از اینکه اسم انگلیسی جای خالی دارد و اسم فارسی ندارد. همین ماجرا در ترتیب سرجمع اجزای جمله هم تکرار میشود، که موضوع جایی که انگلیسی اصرار دارد و جایی که دستتان باز است است، و در همان سه حرف کوچک، و آنهایی که قاعده ندارند شکل دیگری میگیرد.
پرسش بعدی این است که چطور میشود چیزی را که نمیشنوید تمرین کرد. بهنام the را در گفتار انگلیسی اصلاً نمیشنود، چون بیتکیه است و در سرعت عادی به یک صدای کوتاه میریزد. تا وقتی گوش آن را برندارد، دست هم نمینویسدش، و آن کار در شنیدن سرعت واقعی، بدون زیرنویس و بدون تکرار انجام میشود، نه در گرامر.