انگلیسی دو زمان دارد، حال و گذشته، و همین. آن جدول دوازدهخانهای که در آموزشگاه حفظ کردهاید حاصل ضرب همین دو در دو لایه دیگر است: لایه استمراری، یعنی be بهعلاوه ing، و لایه کامل، یعنی have بهعلاوه اسم مفعول. تنها جایی که خودِ فعل شکل عوض میکند work و worked است و بقیه خانهها با سوار شدن لایهها ساخته میشوند.
پس آنچه انتخاب میکنید یک خانه از دوازده خانه نیست، دو تصمیم کوچک است: از کجای زمان دارید نگاه میکنید، و رویداد را از آنجا بسته میبینید یا در جریان یا تمامشدهای که نتیجهاش هنوز هست. فارسی هم لایههایش را روی هم میگذارد و «داشتم درست میکردم» سه تکه است نه یک صرف، اما مرزها سر جای دیگری کشیده شدهاند، و همان جابهجایی مرز است که در برگه آزمون خرج برمیدارد.
۹ جمله که کل جدول را پوشش میدهند
فرهاد در رشت مغازه تعمیر دوچرخه دارد و دارد فرم انگلیسی یک نمایشگاه صنعتی را پر میکند. این ۹ جمله همان چیزی است که یک صفحه از آن فرم لازم دارد، و هر سطر یک تصمیم متفاوت است.
- the shop opens at seven. حال ساده برای عادت و برنامه ثابت. فارسی همین را با مضارع اخباری میگوید، پس این یکی دردسری ندارد.
- I have worked in this shop since March. کاری که از نقطهای شروع شده و هنوز ادامه دارد. فارسی میگوید «از اسفند در این مغازه کار میکنم»، و همین یک سطر پرتکرارترین خطای گرامری ایرانیهاست.
- I worked in Anzali for two years. همان ساخت، اما دوره بسته شده است. تفاوتش با سطر بالا در زمان نیست، در باز یا بسته بودن دوره است.
- I have lost the receipt. رسید هنوز پیدا نشده. اگر بگویید I lost the receipt فقط خبر دادهاید که گم شد و درباره همین حالا چیزی نگفتهاید.
- I used to build wheels by hand. عادتی در گذشته که دیگر نیست. فارسی این را «میساختم» میگوید و همان «میساختم» گذشته استمراری هم هست، پس یک شکل فارسی به دو شکل انگلیسی میرسد.
- I was fixing a puncture when the power went off. کار در جریان بود و رویداد کوتاه وسطش افتاد.
- I had already ordered the part. گذشتهای پیش از یک گذشته دیگر، که فقط وقتی لازم میشود ترتیب طبیعی رویدادها به هم خورده باشد.
- I have been waiting for the part since Tuesday. کشش کار مهم است نه نتیجهاش، و این شکلی است که فارسیزبانها در انگلیسی کمتر از همه میسازند.
- I am collecting the frame on Thursday. قراری که گذاشته شده. برای چیزی که از قبل هماهنگ است، حال استمراری از will طبیعیتر است.
دوازده خانه، ضرب دو زمان در دو لایه
لایهها ترتیب ثابتی دارند و همین است که دوازده را عددی بسته میکند. لایه کامل همیشه بیرون لایه استمراری مینشیند، پس had been fixing ساخته میشود و have was fixing اصلاً شدنی نیست. نشانه زمان هم روی بیرونیترین لایهای که باقی مانده سوار میشود و اگر فعل وجهی آنجا باشد جایش را میگیرد، که دلیل نبودن هر نشانه زمان بعد از will همین است. باقی قاعدههایی که تعیین میکنند یک جمله اجازه دارد چه بگوید روی همین چارچوب سوار میشوند.
نتیجه عملیاش این است که آن دوازده خانه فهرست دوازده چیز برای یاد گرفتن نیست، شمارش ترکیبهاست. سه چهار خانهاش را ممکن است یک دهه لازم نداشته باشید و نداشتنشان هم شکاف دانش نیست.
جایی که کار میایستد: for و since
فارسی برای مدتی که تا همین حالا کشیده شده از زمان حال استفاده میکند. «شش سال است اینجا کار میکنم» درستترین شکل فارسی است و ترجمه واژهبهواژهاش I work here for six years میشود، که در انگلیسی یا چیز دیگری معنا میدهد یا هیچ. شکل درست I have worked here for six years است، و فاصله میان این دو جمله بیشتر از یک قاعده است.
این خطا از همه دوام میآورد چون هیچکس گزارشش نمیکند. طرف مقابل منظور را میفهمد، گفتوگو ادامه پیدا میکند، و ممتحن آیلتس همان را زیر خطای گرامری علامت میزند بیآنکه شما هرگز بشنوید کجا بوده. کسی که ده سال انگلیسی خوانده و هنوز این را مینویسد کمبود قاعده ندارد؛ قاعده را بلد است و در لحظه ساختن جمله به فارسی برمیگردد.
تمرینش کوچک است: در نوشته فارسی خودتان هر جملهای را که «است که» یا «میشود که» دارد علامت بزنید. تقریباً همهشان در انگلیسی حال کامل میخواهند. فرهاد در پیشنویس فرمش چهار جمله از این دست داشت و هر چهار تا را حال ساده نوشته بود.
خواندن شکلها از روی جملههای واقعی
Tatoeba یک بانک جمله رایگان است، بدون حساب کاربری و بدون سقف، و تا ۲۰۲۶ سریعترین راه دیدن اینکه هر شکل با چه قیدهایی همنشین میشود. عبارت since Tuesday یا for two years را جستوجو کنید و ببینید چه برمیگردد. جای فهرست جملههای کتاب کار آموزشگاه را میگیرد، که همهشان برای تایید همان قاعده درس نوشته شدهاند و بنابراین هیچوقت نمیتوانند با آن مخالف باشند.
دو شکلی که غلط بودنشان از دور پیداست
اولی حال کامل با قید زمان بسته است: I have fixed it yesterday. واژه yesterday دوره را میبندد و حال کامل دوره باز میخواهد، پس این دو در یک جمله جا نمیشوند. دومی لایه استمراری روی فعلی است که اصلاً کار نیست: I am knowing the answer یا I am wanting it. دانستن و خواستن حالتاند نه کاری که وسطش ایستاده باشید، و لایه استمراری چیزی برای گزارش کردن ندارد.
هر دو تصمیم درباره نحوه نگاه گویندهاند، و همان تصمیم پشت فعلهایی که به جای کار، نگرش اضافه میکنند هم ایستاده است. وقتی حرف کسی را نقل کنید همین لایهها یک پله عقب میروند، که کار عقب بردن حرف کسی یک پله در زمان است.
پرسش بعدی از خود جدول بیرون نمیآید. اگر چهار جمله فرهاد در پیشنویس اول حال ساده بودند، سوال این است که کدامها بودهاند وقتی هیچکس علامتشان نمیزند. جواب از دو جا میآید: از متن خودتان، وقتی در ایمیل، مقاله و گزارشی که مثل ترجمه خوانده نشود دوباره بازش میکنید، یا از گوشی که همان ساخت را در شنیدن سرعت واقعی، بدون زیرنویس و بدون تکرار بیرون از دهان خودتان میشنود.