Faragiri

همهٔ زبان‌ها

آموزش افعال وجهیگرامر انگلیسی

must و should و can و may روی دو نردبان جدا می‌ایستند، اطمینان و تکلیف، و فارسی برای هر دو یک واژه دارد. آن یک واژه، نامه شما را دستوری می‌کند.

۵بخش
۴دقیقه خواندن
۴عمق

چقدر مطمئن

نردبان اطمینان، از یک حدس تا تنها خوانش باقی‌مانده

هر پله درجه‌ای از اطمینان به یک نتیجه است، و هیچ‌کدامشان به کسی دستوری نمی‌دهد.

  1. ۰۳must، و can't برای منفیباقی گزینه‌ها کنار رفته‌اند و همین یکی مانده است.تنها خوانش باقی‌مانده
  2. ۰۲should، ought toبا شواهدی که جلوی شماست انتظار می‌رود، و می‌تواند غلط از آب دربیاید.انتظار می‌رود
  3. ۰۱might، may، couldشدنی است و هیچ چیزی پشتش نیست. گوینده تعهدی نمی‌دهد.یک حدس

این تنها نردبان اطمینان است. همان واژه‌ها روی نردبان دومی هم می‌نشینند، نردبان تکلیف، که آنجا must بالاست و منفی‌اش mustn't است نه can't. فارسی برای هر دو نردبان «باید» دارد و شکل جمله نمی‌گوید روی کدام ایستاده‌اید.

افعال وجهی نمی‌گویند چه اتفاقی می‌افتد. می‌گویند گوینده چقدر مطمئن است، یا چقدر کسی را مکلف می‌کند، و همان چند واژه هر دو کار را انجام می‌دهند. she must be on the night shift یک نتیجه‌گیری است و you must wear the badge یک الزام، و هیچ چیزی در شکل این دو جمله نمی‌گوید کدام کدام است.

فارسی برای هر دو «باید» دارد. همین یک واژه است که کار را خراب می‌کند، چون در انگلیسی میان must و should فاصله‌ای هست که فارسی هیچ‌وقت مجبورتان نکرده انتخابش کنید، و آن فاصله در نامه اداری اندازه تفاوت درخواست و دستور است.

هشت جمله که دو نردبان را جدا می‌کنند

شیوا در ساری پرستار بخش داخلی است و برای دوره‌ای در آلمان با یک هماهنگ‌کننده انگلیسی‌زبان نامه‌نگاری می‌کند. چهار سطر اول تکلیف‌اند و چهار سطر دوم نتیجه‌گیری.

  • you must wear the badge. الزام، و آن را کسی گذاشته که اختیارش را دارد.
  • you mustn't leave the trolley in the corridor. منع. اجازه ندارید.
  • you don't have to stay after six. نبودِ الزام. اجازه دارید بمانید و مجبور نیستید.
  • you should have called the ward. کاری که درست بود انجام شود و انجام نشد. سرزنش دارد، منع ندارد.
  • she must be on the night shift. نتیجه‌گیری، نه دستور. یعنی چیز دیگری باقی نمانده است.
  • she can't be on leave. منفی همان نتیجه‌گیری. یعنی محال است، نه اینکه اجازه ندارد.
  • he might have missed the bus. حدسی درباره گذشته، بدون هیچ تعهدی.
  • may I take the file. اجازه گرفتن، و رسمی‌ترین شکل آن.

یک مجموعه واژه، دو نردبان

همین چند واژه روی دو نردبان جدا می‌ایستند و شکل جمله نمی‌گوید روی کدام. روی نردبان اطمینان، must یعنی نتیجه گرفتم و منفی‌اش can't است. روی نردبان تکلیف، must یعنی مجبورید و منفی‌اش mustn't است. اینکه منفی یک واژه در دو معنایش دو واژه متفاوت است، تنها نشانه‌ای است که انگلیسی برای جدا کردن این دو دارد.

may هم همین‌طور: در یک جمله یعنی شاید و در جمله دیگر یعنی اجازه دارید. آنچه تصمیم می‌گیرد نه فعل است و نه زمان، بلکه این است که جمله درباره دانستن حرف می‌زند یا درباره اجازه دادن. سایر قاعده‌هایی که تعیین می‌کنند یک جمله اجازه دارد چه بگوید کمکی به این تشخیص نمی‌کنند.

جایی که کار می‌ایستد: «باید» در نامه، دستور می‌شود

شیوا در پیش‌نویس نامه‌اش نوشت You must send the confirmation before Monday. منظورش دقیقاً همان «باید تاییدیه را تا دوشنبه بفرستید» بود، که در فارسی جمله‌ای مودبانه و اداری است. در انگلیسی همان جمله از یک پرستار به یک هماهنگ‌کننده، دستور است.

هزینه این خطا نامرئی است چون خطا نیست. جمله درست است، فهمیده می‌شود، جواب هم می‌گیرد، و هیچ‌کس در دنیا به شما نمی‌گوید نامه‌تان تند بود. تنها اثری که می‌گذارد در طول رابطه دیده می‌شود، نه در تک نامه.

جایگزینش قاعده نیست، یک عادت است: هر جا در فارسی «باید» نوشتید، پیش از ترجمه از خودتان بپرسید این الزام را چه کسی گذاشته است. اگر شما گذاشته‌اید، انگلیسی could you یا would you می‌خواهد. اگر قانون یا بیمارستان گذاشته، must درست است و همان‌جا هم باید بماند.

سنجیدن لحن، نه درستی

تازه‌ترین چیزی که از ۲۰۲۳ به بعد در دسترس است، سپردن همین یک کار به یک مدل زبانی است: جمله خودتان را بگذارید و بپرسید این جمله چه رابطه‌ای میان نویسنده و خواننده فرض کرده است. نپرسید درست است یا نه، چون درست است. جای پرسیدن از همکاری را می‌گیرد که انگلیسی‌اش بهتر است و تقریباً همیشه می‌گوید قابل فهم است و درباره لحن چیزی نمی‌گوید. در همین سطح رایگان است، و صریح باید گفت که دسترسی مستقیم به بیشتر این سرویس‌ها از ایران باز نیست و عملاً با واسطه انجام می‌شود.

گران‌ترین جفت: mustn't و don't have to

فارسی برای هر دو «نباید» و «لازم نیست» دارد، اما در لحظه ترجمه دست به سمت شکل منفی همان فعل می‌رود. کسی که می‌خواهد بگوید ماندن بعد از ساعت شش اجباری نیست و می‌نویسد you mustn't stay after six، عملاً ماندن را ممنوع کرده است. دو جمله در انگلیسی حتی نزدیک هم نیستند و در فارسی فقط یک حرف با هم فرق دارند.

همین جفت در نقل قول باز هم شکل عوض می‌کند، چون must در نقل قول به had to می‌رود و mustn't جایی برای رفتن ندارد، که ماجرای عقب بردن حرف کسی یک پله در زمان است. اندازه اطمینانی هم که هر پله ادعا می‌کند، به همان چیزی برمی‌گردد که در چهار فاصله‌ای که جمله شرطی از واقعیت می‌گیرد اندازه‌گیری شد.

پرسش بعدی از گرامر بیرون است. شیوا حالا می‌داند could you بنویسد، ولی در گفت‌وگوی تلفنی همان جمله در دهانش نمی‌آید و must زودتر می‌رسد. فاصله میان دانستن این پله‌ها و ساختنشان در یک ثانیه، همان چیزی است که از جمله درست تا حرف زدن بدون مکث درباره‌اش است.

کنار این

بالای این